مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 13643
دیروز : 42500
افراد آنلاین : 45
همه : 4540607

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۱۳

چگونه با تقويت فنون برقراري ارتباط به پيشرفت خود كمك كنيم ؟

بخش عمده اي از پيام هايي كه ما به ديگران منتقل مي كنيم ، برخاسته از ارتباطات غير كلامي است ، يعني جنبه هايي از حالات بدني ، احساسات و نگرشها يمان كه شايد تا كنون به آنها بي توجه بوده ايم . در واقع ارتباطات غير كلامي عبارتند از كليه پيامها يي كه افراد علاوه بر خود كلام آنها را نيز مبادله ميكنند ، برخي از اين روابط غير كلامي عبارتند از :
 

▪ نحوه پوشش
 ▪ نحوه ايستادن ، راه رفتن و نشستن
 ▪ نحوه گوش دادن
 ▪ نحوه استفاده از دستان
 ▪ تماس چشمي
 ▪ نحوه آرايش مو ، صورت و غيره
 ▪ نگرش و اعتماد به نفس
▪ احساسات و ...

 ما معناي حركات بدن خود را درك مي كنيم ، بدون آنكه متوجه آنچه انجام مي دهيم باشيم ، به عنوان مثال با دقت در چشمان و عضلات صورت يك فرد تا حدود زيادي مي توان پي برد در مورد يك موضوع خاص فرد حقيقت را بيان مي كند يا خير . در مقايسه با ديگر ابزارهاي ارتباط غير كلامي چشمها از اهميت خاصي برخوردارند و بر خلاف ساير اندام بدن ، بخشي از مغز مي باشند.

 چشمها از ميان كليه وجوه ظاهري آشكار سازترند. به عنوان مثال ۹۰ در صد انسانها در زمان ياد آوري يك موضوع كه در گذشته اتفاق افتاده ، مردمك چشمهايشان به طرف بالا و سمت راست چشم مي روند در حاليكه براي مسائلي كه در آينده به وجود خواهد آمد و تصورات ، مردمك ها به طرف سمت چپ متمايل مي شوند.
 

برخي از كارآگاهان در باز پرسي از متهمان از اين روش ساده يعني حركت مردمكهاي چشم براي دستيابي به حقيقت استفاده ميكنند.

 همچنين ما با حفظ تماس چشم با مخاطب خود در هنگام گفتگو يا سخنراني مي توانيم باز خور مخاطب خود را مشاهده كنيم و نحوه ارائه مطلب خود را تصحيح نماييم . محققان دريافته اند بدون بهره گيري از كلام مي توان بخش عمده اي از پيام را منتقل نمود. اخيرا ، تلاشهاي در جهت تجزيه و تحليل ارتباطات غير كلامي به روش علمي صورت گرفته است به عنوان مثال پژوهشي در دانشگاه استانفورد نشان مي دهد به هنگام صحبت با يك شخص يا يك گروه ، پيام ما نه از طريق آنچه مي گوييم ، بلكه بيشتر از طريق چگونگي گفتن ما منتقل مي شود ، همين مطالعه حاكي است ادراك شنونده از موارد زير نشات مي گيرد :


 ـ ۷ درصد توسط واژه ها ،
ـ ۳۸ درصد توسط آهنگ صدا ،
ـ ۵۵ درصد توسط زبان بدن
اين آمار هاي بدان معني نيست كه واژه هاي بي اهميت هستند ، بلكه به اين موضوع اشاره دارد كه هرچه به ارتباط غير كلامي خود در حين صحبت بيشتر دقت كنيم در انتقال پيام خود موفق تر خواهيم بود.
 يكي از مهمترين بخش هاي ارتباط غير كلامي ، كه بخش پنهان آن است نگرشهاي مان مي باشد . شايد شما صاحب فكري درخشان ، شيوايي كلام ، حالات و ژستهاي عالي ، زبان و ظاهري خوشايند باشيد ولي نگرش منفي ابراز داريد ، در اين صورت احتمال انتقال موفقيت آميز پيام تان بسيار ضعيف است .
 ما انسانها به نگرش بسيار حساس هستيم . ناخودآگاه احساس دروني افراد را نسبت به خودشان حس مي كنيم . لاري كينگ مجري شبكه سي ان ان در كتاب خود با تكيه بر نگرش مثبت براي برقراري يك ارتباط موفق ، مهمترين عامل تقويت اين موضوع را صداقت ، بي ريايي و رك بودن دانسته است . همچنين وي عامل ديگر در برقراري ارتباط موفق را احساس علاقه به طرف گفتگو ، دقت در حفظ تماس چشمي و گوش دادن فعال ميداند.
 بهر حال شما در هر نوع از ارتباط روزمره در محيط خانواده ، محل كار ، تحصيل و .... با دقت بيشتر در خصوص زبان غير كلامي و بكار بردن فنون آن ، ميزان موفقيت خود را در اين گونه ارتباطات افزايش دهيد و اين مطلب را فراموش نكنيد كه ديگران ما را نه فقط بر اساس آنچه مي گوييم بلكه بر اساس چگونگي اداي مطلب نيز مورد ارزيابي قرار مي دهند .


منابع:
 ۱- رم، ام و همكاران (مديريت ارتباطات) ترجمه : دكتر سيد محمد اعرابي و داود ايزدي ، دفتر پژوهش هاي فرهنگ
 ۲- لاري كينگ – بيل گيلبرت (راز سخنگويان موفق) ترجمه : رضا نيازي ، ويدا كيانا ، انشارات شرفي مشهد ۱۳۷۸
 ۳- دكتر د، شوارتز ، جادوي فكر بزرگ ترجمه : ژنا بخت آور ، انتشارات فيروزه ، تهران ۱۳۴۶
 ۴- مجموعه مقالات مركز مشاوره دانشجويي دانشگاه تهران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۱۲

راه‌هاي تقويت ارتباط جرأت‌ مند‌انه

● ارتـبـاط بـر مـبـنـاي اعـتـدال
 همان‌گونه كه هد‌ف از تربيت، ساختن انسان متعاد‌ل است، هد‌ف از ارتباط جرأت‌مند‌انه نيز ارتباطي بر مبناي اعتد‌ال و به د‌ور از افراط و تفريط است، ارتباطي كه حد‌ وسط برخورد‌ منفعلانه و پرخاشگر است.
 افراد‌ي كه از جرأت ورزي بي‌بهره‌اند‌، نمي‌توانند‌ از خود‌شان د‌فاع كنند‌، غالباً د‌ر برخورد‌ با د‌يگران منفعل، پشيمان و ترسو هستند‌، به نيازها و خواسته‌هاي خود‌ اهميت نمي‌د‌هند‌ و از خواسته و نظر د‌يگران تبعيت مي‌كنند‌.
 افراد‌ با برخورد‌ پرخاشگرانه از حقوق خود‌ د‌فاع مي‌كنند‌، اما به شيوه‌اي خصمانه سعي مي‌كنند‌ نيازها و خواسته‌هاي خود‌ را از طريق غالب شد‌ن، توهين و تحقير د‌يگران برآورد‌ه كنند‌ و به حقوق و خواستة د‌يگران اهميت نمي‌د‌هند‌. اين افراد‌ بعد‌ از مد‌تي خود‌ را از د‌يگران بيگانه مي‌كنند‌ و د‌ر جزيره تنهايي و انزواي خود‌ زند‌اني مي‌شوند‌، اما افراد‌ جرأت‌مند‌ براي خود‌ و د‌يگران احترام قائلند‌، منفعل يا پرخاشگر نيستند‌ و با د‌يگران مد‌ّبرانه ارتباط برقرار مي‌كنند‌، نه اجازه مي‌د‌هند‌ كه د‌يگران از آن‌ها سوء‌استفاد‌ه كنند‌ و نه خود‌ قصد‌ سوءاستفاد‌ه د‌ارند‌. جرأت ورزي موجب خود‌كار آمد‌ي و خود‌كنترلي د‌ر افراد‌ شد‌ه، اعتماد‌ به نفس و عزّت نفس آن‌ها را تقويت مي‌كند‌.
 جرأت ورزي نيازمند‌ د‌انش، تد‌بير، مذاكره و انعطاف‌پذيري است.
 جرأت ورزي، هم از مهارت‌هاي مقابله با خشم محسوب شد‌ه و هم بهترين روش ارتباط رضايت‌بخش با د‌يگران است.
 د‌ر اين مقاله د‌ربارة بخشي از راه‌هاي تقويت ارتباط جرأت‌مند‌انه سخن مي‌گوييم.
 ● تعريف جرأت‌ورزي
 جرأت‌ورزي يعني توانايي بيان افكار، احساسات و عقايد‌ خود‌ به شكل مستقيم، صاد‌قانه و متناسب به نحوي كه به حقوق خود‌ و د‌يگران صد‌مه نرسانيم.
 ● انواع رفتار جرأت‌مند‌انه
 ۱) رد‌ّ جرأت‌مند‌انه:
 زماني كه با د‌رخواست‌هاي ناد‌رست و نامعقول د‌يگران مواجه مي‌شويم، مي‌توانيم با روش رد‌ّ قاطعانه (جرأت‌مند‌انه) به د‌رخواست آنان پاسخ منفي بد‌هيم.
 ۲) د‌رخواست جرأت‌مند‌انه:
 از اين روش د‌ر مواقعي كه نيازمند‌ كمك گرفتن از د‌يگران هستيم، استفاد‌ه مي‌كنيم.
 ۳) بيان جرأت‌مند‌انه:
 از اين روش براي بيان احساس و افكار خود‌ د‌ر تقد‌ير و تشكر از د‌يگران استفاد‌ه مي‌كنيم.
 ● هد‌ف‌هاي جرأت‌مند‌ي
 د‌ر مهارت جرأت‌مند‌ي، هد‌ف تغيير خود‌ ماست، نه د‌يگران، تا بتوانيم نيازها و احساسات و افكار خود‌ را ابراز كنيم و از آسيب‌هاي احتمالي د‌ر امان بمانيم. البته د‌ر بعضي مواقع ممكن است به هد‌في كه مي‌خواهيم د‌ست نيابيم ولي از اين كه توانسته‌ايم اصول رفتار جرأت‌مند‌انه را اجرا كنيم، حس نشاط و اعتماد‌ به نفس بيشتر د‌ر ما تقويت مي‌شود‌.
 ● موارد‌ي كه رفتار جرأت‌مند‌انه توصيه نمي‌شود‌:
 ۱) زماني كه د‌ر موقعيت خطرناكي قرار د‌اريم. مثلاً زماني كه شاهد‌ صحنه تصاد‌ف د‌ر خيابان هستيم و از ما مي‌خواهند‌ مجروحان را به مركز د‌رماني برسانيم، رد‌ جرأت‌مند‌انه مي‌تواند‌ بسيار خطرساز باشد‌.
 ۲) زماني كه طرف مقابل ما د‌ر شرايط روحي مناسبي قرار ند‌ارد‌. مثلاً شخصي با حالت خشم و عصبانيت تمام، با عجله وارد‌ نانوايي شد‌ه و خارج از نوبت نان را برمي‌د‌ارد‌، د‌ر اين جا د‌رخواست جرأت‌مند‌انه به عمق مشكل مي‌افزايد‌.
 ۳) زماني كه د‌يگران مي‌خواهند‌ با رفتارشان ما را تحريك كنند‌. مثلاً شخصي كه د‌ر حال كشيد‌ن سيگار است، مي‌خواهد‌ د‌رباره مضرات مصرف سيگار با ما بحث كند‌.
 ● مهارت‌هايي براي ابراز جرأت‌مند‌ي
 براي عيني‌تر كرد‌ن كاربرد‌ مهارت‌ها، فرض كنيم كسي ما را به ميهماني د‌عوت مي‌كند‌ كه اصلاً د‌يگران و آن خانه را نمي‌شناسيم، د‌ر اين صورت مي‌توانيم از روش‌هاي بيان جرأت‌مند‌انه زير استفاد‌ه كنيم:
 ۱) «نه» گفتن:
 ▪ نه نمي‌آيم.
 ▪ من اهل اين گونه ميهماني‌ها نيستم.
 ▪ نه حتماً بايد‌ بروم منزل.
 ۲) تغيير د‌اد‌ن موضوع:
 ▪ د‌ر اين روش، موضوع صحبت را عوض مي‌كنيم.
 ▪ راستي فيلم د‌يشب را د‌يد‌ي؟
 ▪ فرد‌ا امتحان د‌اريم؟
 ▪ لباسي كه خريد‌ي، خيلي زيباست!
 ۳) د‌ليل آورد‌ن:
 ▪ رفتن به خانه‌اي كه نمي‌شناسم را اصلاً د‌رست نمي‌د‌انم.
 ▪ د‌ليلي ند‌ارد‌ به جايي بروم كه راضي نيستم.
 ▪ روحيه‌ام د‌راين جور ميهماني‌ها ضعيف مي‌شود‌.
 ۴) بيان موضوع د‌ر قالب شوخي
 ▪ من هنوز بچه‌ام، بزرگ نشد‌ه‌ام.
 ▪ من شب‌ها زود‌ خوابم مي‌برد‌.
 ۵) پافشاري و اصرار د‌ر رد‌ د‌رخواست.
 ▪ گفتم كه اهل رفت و آمد‌ با غريبه‌ها نيستم.
 ▪ د‌يگر حرفش را نزن، به هيچ وجه نمي‌آيم.
 ۶) د‌ور شد‌ن از موقعيت:
 ▪ د‌ر مواقعي كه مي‌بينيم شخصي خيلي اصرار مي‌كند‌، بهتر است از آن محل و موقعيت د‌ور شويم.
 ۷) ابراز همد‌لي:
 ▪ شايد‌ د‌لت مي‌خواست كه من با شما بيايم، اين موضوع را مي‌فهمم ولي متأسفانه د‌ر اين‌گونه ميهماني‌ها شركت نمي‌كنم.
 ۸) پيد‌ا كرد‌ن راه حل مناسب با نظر خواستن از طرف مقابل:
 ▪ موافقيد‌ جايي غير از ميهماني برويم كه شما هم د‌وست د‌اشته باشيد‌؟
 ۹) معذرت خواهي:
 ▪ با عرض پوزش به هيچ وجه نمي‌آيم، اميد‌وارم مرا ببخشيد‌.
 ۱۰) تشكر و قد‌رد‌اني:
 ▪ لطف كرد‌يد‌ مرا به ميهماني د‌عوت كرد‌يد‌، ولي من د‌وست ند‌ارم و نمي آيم.

سايت سيمرغ


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۱۱

ابزارهاي جامعه شناختي چگونگي برقراري ارتباطات انساني


ارتباط دغدغه ذهني بشر از سپيده دم تاريخ تاكنون:ارتباط برقرار كردن، از آغاز جهان هستي، بعنوان نياز طبيعي انسان در تعامل با ديگران همواره مورد بحث بوده است، بسيار مباحث و گفته‌ها در اين مورد آمده و بعد از اين نيز خواهد آمد، در واقع برآيند تعاريف مختلف گوياي آن است كه هر كسي از ديدگاه خود به تعريف ارتباط و ويژگي‌ها و شرايط برقراري آن مي‌پردازد، اما آنچه مسلم است بي‌ترديد پيام همه اين نوشته‌ها، ديدن، شنيدن، درك و پذيرش روح انسان از سوي طرفين است و آنگاه يك ارتباط انساني برقرار شده است.

در همة زمان‌ها، در همة فرهنگ‌ها و در همة مليت‌ها، و با همه شرايط اجتماعي متفاوت در جاي جاي جهان هستي، ارتباط و چگونگي و چرايي برقراري آن همواره مورد بحث و مباحثه قرار گرفته است. و در شرايط اجتماعي متفاوت، قالب‌هاي برقراري ارتباط هم مختلف بوده است، اما هدف همة اين ارتباطات همواره برقراري ارتباطي انساني بوده است. هر چند در اينگونه ارتباطات، گاهاً اهدافي عيني هم مد نظر بوده است، حال هدف هر چه باشد، بهر صورت متعامل در پي برقراري ارتباط است، از آغاز آفرينش جهان هستي، ابزارها، مكانيسم‌هاي برقراري ارتباط، گاه كلامي يا غير كلامي؛ گاه از طريق تصويري يا سنگ نبشته‌اي بر روي ديوار، در داخل غارها يا بر روي قاليچه و پارچه‌اي، و بعدها توسط پيك‌ها و قاصدها و سپس با توجه به پيشرفت بشر از طريق رسانه‌هاي نوشتاري، شنيداري و بعد ديداري صورت گرفته است. در حقيقت:

قالب‌هاي برقراري ارتباط امروزه و در جهان معاصر بسيار پيشرفته و مترقي مي‌باشد بطوري كه اگر كوچكترين مسئله‌اي در دورترين نقطه جهان هستي رخ دهد، با مطلع شدن انسان‌ها در كمتر از چند ثانيه در ساير نقاط هستي، بلافاصله با آن واقعه ارتباط برقرار شده است و انسان بگونه‌اي واكنش نشان مي‌دهد، خوشحال بودن، ناراحت شدن، همدلي، خشمگين شدن و... و عكس‌العمل‌هاي مختلفي كه بگونه‌اي نشان از دريافت پيام توسط گيرنده مي‌باشد، صورت مي‌گيرد. در جهان معاصر انسان بدون ارتباط، انساني افسرده و مرده است. چرا كه در پويايي ارتباط انساني است كه حالاتي مانند بالندگي، شادابي، تحول، تحرك،.... مسير انسان را مشخص و شفاف مي‌كند و باعث سرعت در رسيدن به اهداف مي‌گردد. جامعه امروز و دنياي معاصر كنوني، جامعه‌اي است كه حتي در خلوت انسان‌ها هم ارتباط صورت مي‌گيرد ، آيا ارتباطي كه امروز، از طريق اينترنت با دورترين نقطه جهان صورت مي‌گيرد، قابل قياس با چگونگي برقراري ارتباط صدها سال پيش و حتي دهها سال پيش مي‌باشد؟ به طور قطع و يقين جواب نه مي باشد، امروز پيشرفت وسايل ارتباط جمعي نوين و توسعه روزافزون فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي و بويژه، اينترنت و ماهواره تاثير شگرفي بر برقراري ارتباطات در زندگي مردم و نيز رفتار و مناسبات اجتماعي آنان گذارده است.

 پيامدهاي فرهنگي و اجتماعي تكنولوژي جديد ارتباطي به مانند فكس، تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي و اينترنت به نوعي برقراري ارتباطات انساني را وارد«عصر دوم رسانه‌ها» كرده است كه به كلي با«عصر اول رسانه‌ها» متفاوت مي‌باشد.در عصر اول رسانه‌ها، در برقراري ارتباط، انسان‌هاي عاقل، خود بسنده، با ثبات و متمركز پرورش مي‌يافت و توليد كنندگان اندك براي مصرف كنندگان بسيار، پيام‌ها را توليد و ارسال مي‌كردند. اما در عصر دوم رسانه‌ها، ارتباطات ديجيتالي، انسان‌هاي لايه لايه، متغير و منفعل و مصرف كننده را پرورش مي‌دهد و بواقع مهمترين پيامدهاي فرهنگي رسانه‌هاي الكترونيك جديد، در برقراري ارتباطات، ظهور هويت فرا ملي نزد استفاده كنندگان آنها است.
 

رشد و پيشرفت تكنولوژيكي ارتباطات هر چند نكات بسيار مثبتي را براي بشريت به ارمغان آورده است اما بايد به اين نكته نيز اشاره كرد كه:
 «امروزه ممكن است هر جامعه‌اي با اطمينان اعلام كند كه بر مشكلات تاريخي و معاصر ناشي از ارتباطات فايق آمده است، اما در دهه آينده يا نهايتاً قرن آينده متوجه خواهد شد كه پيشرفت‌هاي تكنولوژيك، چه پيامدها، سردرگمي‌ها و مشكلات پيش‌بيني نشده‌اي برايش به ارمغان آورده است. « سين مك برايد ۱۹۸۰»

 ● چرايي و چگونگي برقراري ارتباط
 شما در دنيايي زندگي مي‌كنيد كه به دنياي ارتباطات موسوم است، و.... هر يك از اين كنش‌ها و فعاليت‌ها ي كه شما ا نجا م مي د هيد يك ارتباط ناميده مي‌شود. بنابه شرايط و مناسبات در هر يك از اين برخوردها رفتار خاصي را پيشه مي‌كنيد. و بواقع كنش شما هدفمند است و در يك ارتباط عقلاني قرار مي‌گيريد و انتخاب كنش تصادفي نيست، يعني اينكه شما در عملتان و ارتباطتان هدفي را دنبال مي‌كنيد؟ حال اين سئوال‌ها مطرح مي‌شود كه: چرا ارتباط برقرار مي‌كنيد؟ هدف ارتباط چيست؟ و در حقيقت برقراري اينگونه ارتباطات محتاج چه پيش زمينه‌هاي قبلي و اهداف پيشين است؟

 ● چرا ارتباط برقرار مي‌كنيد؟
 ( قابل ذكر است كه موارد ششگانه ز ير از كتاب “The Dynamics of Human Communication” نوشته Gaile. Myers & Michele T. Myers ترجمه شده است.)
۱) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا خود را بهتر بشناسيد و خود را كشف كنيد. ارتباط برقرار مي‌كنيد تا در يابيد كه در برخورد با ديگران چگونه باشيد و در حقيقت مهمترين مركز توجه در ارتباط، خود شما هستيد و بايد هم باشيد و از اين بودن نبايد احساس شرمندگي كرد.
 ۲) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا ديگران را بيشتر بشناسيد و از شك و ترديد دربارة اطرافيانتان بكاهيد. اغلب كارهايي كه ديگران صورت مي‌دهند و يا در مورد آنها اظهار نظر مي‌كنند شما را تحت تاثير قرار مي‌دهد و مايل هستيد رفتاري متناسب با رفتار ديگران داشته باشيد. اين كه مثل آنان باشيد يا نه، انتخاب با شما است. اما غالباً افراد براي پي بردن به احساس، افكار و يا مطلع شدن از چگونگي رفتار ديگران، ارتباط برقرار مي‌كنند.
 ۳) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا جهان پيرامون خود را بشناسيد. شما قادريد دنياي كنوني، گذشته و آينده را كشف كنيد و براي برقراري ارتباط ثمربخش از توانايي منحصر به فرد انساني يعني استفاده از نمادها- بويژه زبان- بهره‌منديد.
 امروزه شما، به يمن اطلاعات و فناوري و وسايل ارتباط جمعي نوين، هم از رويدادها و عقايد جاري مطلعيد و هم به اطلاعات و مباحث مربوط به باورها و رويدادهايي دسترسي داريد كه قرن‌ها پيش رخ داده و يا هزاران كيلومتر دورتر از شما به وقوع پيوسته‌اند.وقتي به سفر مي‌رويد، مطالعه مي‌كنيد، پژوهش علمي را تحقق مي‌دهيد و يا گفتگوهاي خودماني با هم كلاسيها و اعضاي خانواده مي‌كنيد، سعي داريد نسبت به جهان پيرامون معرفت و شناخت پيدا كنيد.
 ۴) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا دنيا را با ديگران تسهيم كنيد و آنها را ياري رسانيد. شما مهم‌ترين هدف ارتباط هستيد و دربارة خود از ديگران كسب اطلاع مي‌كنيد. اين ارتباط شما را به خانواده، دوستان، گروهها و انجمن‌ها پيوند مي‌زند. هدف مهم ديگري كه دنبال مي‌كنيد. برقراري ارتباط و حفظ تداوم آن است. بدين معني كه از شما قدرداني شود، به شما توجه شود، شما را دوست بدارند و شما نيز آنان را دوست بداريد.
 هنگامي كه با ديگران گفتگو مي‌كنيد و يا مهر و علاقه خود را ابراز مي‌داريد در حقيقت رابطه انساني با اهميتي را موجب مي‌شويد، اگر چه بر روي شما به عنوان يك فرد تمركز دارند، اما بسياري از متخصصان از جمله معلمان، پرستاران، وكلا، كارگزاران و صدها صاحب حرفة ديگر، خود را وقف ديگران كرده‌اند تا از طريق ارتباط مصالح و منافع دانشجويان، بيماران، موكلين و مراجعين را تامين بكنند و در رفع نيازهاي اساسي آنان گام بردارند.
 ۵) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا انها را مجاب كنيد و تحت تاثير قرار دهيد و يا در برابر نفوذ ديگران ايستادگي كرده و ميزان آن را بسنجيد. وقتي دوست خود را متقاعد مي‌كنيد كه به جاي رفتن به كتابخانه، همراه شما به سينما بيايد، قطعاً ارتباط در كانون فعاليت‌ها قرار خواهد داشت. الگوي ارتباط در ايام كودكي با دستورات و فرامين اعضاي خانواده شكل مي‌گيرد ولي در سالهاي بعد الگوي ارتباط تغيير ميكند و امر و نهي مقتدرانه جاي خود را به اقناع و تاثيرگذاري مي‌دهد. رئيس يا والدين به عنوان مركز اقتدار نه فقط بايد قدرت كنترل و نظارت داشته باشند بلكه بايد از طريق ارتباط با ديگران قدرت اعمال نفوذ و تداوم آن را نيز دارا باشند، تا بدين ترتيب عواقب اجرا نكردن دستورات را به آنها گوشزد كنند. ارتباط همراه با پاداش و تنبيه مي‌تواند اهرم قدرتمندي در به نظارت و به نظم در آوردن ديگران باشد. معلمان، مديران، والدين، سياستمداران، بازرگانان و رهبران مذهبي از معدود افرادي هستند كه هدفشان از ارتباط تاثير گذاري و تغيير عقيده و طرز عمل ديگران است.
 ۶) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا تفريح كنيد و لذت بريد و از نظام خشك و انعطاف ناپذير انواع ديگر ارتباط، رهايي يابيد وقتي لطيفه‌اي را براي كسي تعريف مي‌كنيد بر روابطتان اثر مي‌گذارد حتي اگر هدف شما تفريح صرف باشد، تماشاي نمايش تلويزيون، فيلم سينمايي يا نمايش صحنه‌اي(تئاتر) مي‌تواند اهداف گوناگوني را شامل شود كه يكي از آنها فراهم آوردن شرايطي است كه از ارتباط خشك و سخت فاصله بگيريد و از تنش‌ها و مسئوليت‌هاي زندگي رها شويد.
 براي استراحت و تمدد اعصاب خود چه مي‌كنيد؟ اين پرسشي است كه در اغلب مصاحبه‌ها از افراد پر مشغله سئوال مي‌شود.پاسخ اين سئوال از فعاليت‌هاي فيزيكي افراد گرفته(«پياده روي مي‌كنم»، «؟ بازي مي‌كنم»، «با بچه‌ها دو چرخه سواري مي‌كنم»، «پرورش اندام كار مي‌كنم») همه و همه مستلزم برقراري ارتباط خواهد بود. اين فعاليت‌ها، خواه شركت در مسابقه‌اي باشد، خواه همكاريهاي متقابل افراد در كار، همگي بر مبناي گونه‌هاي مختلف ارتباط صورت مي‌گيرد.

 ● ارتباط چيست؟
در يك بررسي كلي مي‌توان گفت:«ارتباط ((Communication شاخة علمي تازه‌اي است كه از تلفيق رياضيات، فيزيك، روانشناسي، زيست‌شناسي، و زبان‌شناسي به وجود آمده است.» ولي بايد افزود كه اين رشتة تازة علمي نه تنها مورد توجه زبان‌شناسي و رشته‌هاي گوناگون علوم انساني و اجتماعي قرار گرفته، بلكه به تدريج در علوم تجربي نيز راه باز كرده است. علاوه بر آن در دهه‌هاي اخير، بينشهايي مانند نظرية «كنش متقابل نمادي»( Symbolic interaction) در جامعه‌شناسي شكل گرفته كه طي آن ارتباط ، به ويژه ارتباطات نمادين، پايه و اساس تمامي كنشهاي اجتماعي شناخته شده است.
اما محققان، به ويژه در جهان سوم، به دلايل مختلف پيش از آنكه به مطالعة رشتة اصلي اين دانش يعني ارتباطات انساني بپردازند توجه، فرصت و بودجه‌هاي تحقيقاتي را صرف ارتباط جمعي كرده‌اند و شايد همين كم توجهي ، در كنار جوان بودن اين رشته از دانش بشري. سبب شده است كه هنوز تعريف كامل مورد توافق دانش پژوهان علوم ارتباط، يعني رشته‌هاي گوناگون علوم اجتماعي و علوم تجربي تدوين نشود.
براي ارتباط تعاريف زيادي در كتابهاي مختلف آمده است كه به نظر من بسياري از آنها جامع و مانع نيست. در زير به بررسي تعدادي از اين تعاريف مي‌پردازيم.

● نگاهي به تعاريف ارتباط
از ميان فرهنگهاي لغت خارجي، و بستر و از فرهنگهاي فارسي فرهنگ دانشگاهي انگليسي- فارسي آريان پور و فرهنگ فارسي معين را انتخاب مي‌كنيم.
در فر هنگ لغا ت وبستر،communicationعمل ار تبا ط بر قر ار كر د ن ،تعر يف شد ه ا ست.در اين فر هنگ همچنين از معا د ل ها يي ما نند تا ثير (impact)،بخشيد ن(bestow)،ا نتقا ل د ا دن(lonvey)،آ گا ه سا ختن ،مكا لمه و مر او ده و دا شتن(have interaction) استفاده شده است.
در وبستر اضافه شده است كه عمل برقرار كردن ارتباط مي‌تواند از طريق كلمات. حروف، پيامها، كنفرانسها، مكاتبه‌ها و ديگر راهها انجام گيرد. (محسنيان راد، ۱۳۸۰، ص ۴۲-۴۱)
فرهنگ دانشگاهي انگليسي- فارسي دكتر عباس آريان‌پور براي لغتcommunication معادلهاي فارسي زير را ارائه داده است.
ارتباط، خطوط ارتباطي، وسايل ارتباطي، مبادله، گزارش، ابلاغيه، ابلاغ، اطلاعيه، نقل و انتقال، مراوده، اخبار، مشاركت، جلسة رسمي و سري فراماسيونها، عمل رساندن، ابلاغ، كاغذنويسي، مكاتبه، سرايت، راه، وسيله نقل و انتقال ، (آريان‌پور، ۱۳۵۴، ص ۴۳۲)
فرهنگ فارسي معين، ارتباط را يك بار به صورت مصدر متعدي و بار ديگر اسم مصدر معني كرده است.
۱) مصدر متعدي: ربط دادن، بستن ، بر بستن، بستن چيزي را با چيز ديگر
 ۲) اسم مصدر: بستگي پيوند، پيوستگي، رابطه. (معين، ۱۳۵۶، ص ۱۸۹)
در فرهنگ فارسي معين، علاوه بر اين واژه‌ها، مدخلهاي «ارتباطات» «ارتباطچي»، «ارتباط داشتن» «ارتباطي» و«ارتباطيه» نيز آمده است كه اطلاع اساسي تازه‌اي. علاوه بر آنچه براي «ارتباط» گفته شده است، به ما نمي‌دهد.
همان طور كه از ابتدا پيش بيني كرديم. چون بحث ما دربارة ارتباط جنبة تخصصي دارد نمي‌توان از توضيحات مندرج در فرهنگهاي لغت استفادة زيادي كرد.
توماس نيلسون در رسالة پيرامون تعريف ارتباط كه متن درسي او بوده است مي‌گويد: معني لغت ارتباط از يك سو روشن و واضح و از سوي ديگر پيچيده و غامض است. در استفادة معمول از اين لغت، مفهوم آن روشن است ولي وقتي به جست و جوي تعيين حدود و كاربرد آن مي‌پردازيم. مسئله‌اي پيچيده و غامض مي‌شود.
ارسطو فيلسوف يوناني شايد اولين انديشمندي باشد كه ۲۳۰۰ سال پيش نخستين بار در زمينة ارتباط سخن گفت، او در كتاب مطالعة معاني بيان (ريطوريقا) Rehtoric كه معمولا آن را مترادف ارتباط مي‌دانند. در تعريف ارتباط مي‌نويسد.
ارتباط عبارت است از جست و جو براي دست يافتن به كلية وسايل و امكانات موجود براي ترغيب و اقناع( Persuasion ) ديگران. شايد بسياري از تعريفهايي كه براي ارتباط ارائه شده تا حدودي از تعريف ارسطو سرچشمه گرفته باشد. تعريف زير كه شايد تشابه بيشتري با تعريف ارسطو داشته باشد به عنوان نمونه ذكر مي‌شود.
ويلبرشرام در كتاب فراگرد و تاثير ارتباط جمعي مي‌گويد: در فراگرد ارتباط به طور كلي ما مي خواهيم با گيرندة پيام خود در يك مورد و مسئله معين همانندي (اشتراك فكر) ايجاد كنيم.
كلودشنن در كتاب نظريه‌هاي رياضي ارتباط مي‌نويسد: ارتباط عبارت است از تمام روشهايي كه از طريق آن ممكن است ذهني بر ذهن ديگر تاثير بگذارد. اين عمل نه تنها با نوشته يا صحبت كردن بلكه حتي با موسيقي، هنرهاي تصويري، تئاتر، باله و عملا تمام رفتارهاي انساني عملي است. برخي ديگر از كارشناسان ارتباطات، مسئله تاثير را در تعريف خود به صورت محرك و پاسخ مطرح كرده‌اند. تعريف كارل‌هاولند در كتاب ارتباطات اجتماعي را مي‌توان به عنوان نمونة اين گونه تعريفها ذكر كرد:
ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال يك محرك(معمولا علامت بياني)از يك فرد(ارتباط گر)communicator به فردي ديگر (پيام گير)communicates به منظور تغيير رفتار او! ديويد برلو، در تعريف خود از ارتباط، بر پاسخ و باز تاب تاكيد بيشتري كرده است. او مي‌گويد:
«ارتباط برقرار كردن عبارت است از جست و جوي پاسخ از سوي گيرنده." دانشمنداني چون آزگود عمل تاثير گذاري و تاثير پذيري را نه فقط بين افراد بلكه بين سيستمها مطرح كرده‌اند. آزگود مي‌گويد: «وقتي ما ارتباط برقرار مي‌كنيم كه يك سيستم يا يك منبع روي حالت و چگونگي يا اعمال سيستم ديگر تاثير بگذارد. مقصد يا دريافت كننده از طريق انتخاب علايم متناوب كه مي‌تواند در كانال حمل شود با فرستنده مرتبط مي‌شود. در رويا رويي با سيستمهاي ارتباط انساني معمولا ما علايمي مي‌فرستيم كه پيام محسوب مي‌شوند. اينها اكثرا (نه الزاما، در همة موارد) به صورت پيامهاي زباني و بياني هستند.» گروه ديگري از انديشمندان ارتباط، مسئله تاثير و يا جريان محرك و پاسخ را در تعريف ارتباط به صورت انتقال معني مطرح كرده‌اند. به عنوان نمونه. هنري ليندگرن در كتاب هنر ارتباط انساني مي‌گويد: «ارتباط از ديدگاه روانشناسي فراگردي است حاوي تمام شرايطي كه متضمن انتقال معني باشد.»
ليندگرن در تعريف خود بيشتر بر انتقال معني تكيه كرده است. از نظر او اينكه اين معني ها به چه ترتيب منتقل خواهند شد، چندان مطرح نيست.
 رايت نيز در تعريف خود همچون ليندگرن مسئله انتقال معني را مطرح كرده است:«ارتباط فر اگرد انتقال معني بين دو فرد است.»
لارسن مسئله معني را بيشتر شكافته و تعريف دقيق‌تري ارائه داده است او مي‌نويسد:ارتباط دلالت بر فراگردي مي‌كند كه از طريق آن يك سري معني‌هاي نهفته شده در بطن يك پيام، به طريقي تغيير پيدا مي‌كند كه معني دريافت شده برابر با آنهايي است كه شروع كننده پيام، قصد آن را داشته است.
ميكي اسميت، در ارائه مدل ارتباطي خود، تعريفي براي ارتباط آورده كه در آن به انتقال حافظه‌ها در ارتباط نيز اشاره شده است. او مي‌گويد:
 ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال اطلاعات، احساسها، حافظه‌ها و فكرها در ميان مردم.
 مافيوس اسميت در تعريف ارتباط مي‌گويد:
 هر نوع عملي كه به وسيلة فردي انجام شود كه طي آن فرد ديگري بتواند آن را درك كند ارتباط ناميده مي‌شود. خواه اين عمل با استفاده از يك وسيله انجام شود يا بدون وسيله.
برخي ديگر، داشتن علايم مشابه با شيوة مشابه را شرط ارتباط دانسته‌اند لاسول مي‌گويد: «يك عمل ارتباطي بين دو نفر، وقتي كامل است كه آنها از علايم مشابهي با شيوه‌هاي مشابه آگاه باشند.»
عده ديگري از دانشمندان علوم ارتباطات، در تعريف‌هاي خود، عناصر موجود در جريان ارتباط را نيز مورد توجه قرار داده‌اند. جيمز واتسون، در كتاب فرهنگ ارتباط و بررسيهاي وسايل ارتباطي، تعريفي از ارتباط را برگزيده و ارائه داده است. اين تعريف از آن هولت رينه‌ هارت و وينسون است. اين تعريف نيز تقريباً مشابه تعريف لاسول است.
 ارتباط عبارت است از فراگرد توليد محتوايي نمادي از سوي يك فرد بر اساس يك كد با پيش‌بيني مصرف آن از سوي ديگران بر اساس همان كد.
 روبرت گوير در كتاب فراگرد ارتباط مي‌گويد:
 ارتباط عبارت است از روشي كه حداقل متضمن چهار عنصر زير باشد.۱- توليد كننده‌اي كه ۲- علامت يا نمادي را. ۳- براي حداقل يك دريافت كننده مطرح كند.
 ۴) و او درك معني كند.
 آرانگارن در كتاب ارتباط انساني مي‌نويسد:ارتباط عبارت است از انتقال اطلاعات در محدودة سه چيز، انتشارemission انتقا ل condution و دريافت message.ميلر در كتاب روانشناسي زبان شناسي در تعريف ارتباط مي‌نويسد.
 ارتباط هنگامي روي مي‌دهد كه يك منبع پيام، علايمي را از طريق كانال به دريافت كننده‌اي كه مقصد destination محسوب مي‌شود، ارسال كند.
گروه ديگري، در تعريف خود از ارتباط، پيام را بيشتر شكافته‌اند و روي آن تاكيد كرده‌اند مانند برلسون واشتاينر:
 انتقال اطلاعات، ايده‌ها، انگيزه‌ها، مهارتها و غيره، از طريق استفاده از نمادها.symbols، كلمات، تصاوير و شكلها، اعداد، نمودارها و غيره، عمل يا فراگرد انتقالي محسوب مي‌شود كه معمولاًَ آن را ارتباط مي‌گويند. برخي از تدوين كنندگان تعريف براي ارتباط به ارتباط مستقيم و غيرمستقيم اشاره كرده‌اند.
 براونل در كتاب اجتماع انساني مي‌نويسد:در فراگرد ارتباط مستقيم چيزي به نمادها تبديل و از شخصي به شخص ديگر انتقال مي‌يابد.، ولي ارتباط مستقيم، كاركرديfunction است از همانندي مردم نسبت به يكديگر و اين ارتباطي است بدون رسانة نمادين و در واقع همانند‌اي است از تجربه.
برخي ديگر در تعريفهاي خود از ارتباط(نه ارتباط جمعي) وسايل ارتباطي را مورد توجه قرار داده‌اند. انجمن بين‌المللي تحقيقات ارتباط جمعي(.International Association for Mass Communication Research) تعريف زير را براي ارتباط ارائه داده است:
 منظور از ارتباط روزنامه‌ها، نشريات، مجلات، كتابها. راديو، تلويزيون، آگهي، ارتباطات دور(تلفن، تلگراف، كابلهاي زير دريايي) و پست است. همچنين ارتباط چگونگي توليد و توزيع كالاها و خدمات مختلفي را كه وسايل و فعاليتهاي فوق به عهده دارند و مطالعات و تحقيقات مربوط به محتواي پيامها و نتايج و آثار آن را در بر مي‌گيرد. (معتمد نژاد، ۱۳۵۶، ص ۳۶)
 چارلز كولي در كتاب مفهوم و معني ارتباط در سازمانهاي اجتماعي ارتباط را چنين تعريف كرده است:
 ارتباط مكانيسمي است كه روابط انساني بر اساس و به وسيلة آن به وجود مي‌آيد و تمام مظاهر فكري و وسايل انتقال و حفظ آنها در مكان و زمان بر پاية آن توسعه پيدا مي‌كند. ارتباط، حالات چهره، رفتارها، حركات، طنين صدا، كلمات نوشته‌ها، چاپ، راه‌آهن، تلگراف، تلفن و تمام وسايلي كه اخيراً در راه غلبه انسان بر مكان و زمان ساخته شده است را در برمي‌گيرد. (معتمد نژاد، ۱۳۵۶، ص ۳۸)
 او در سال۱۹۲۴ در اين باره مي نويسد: «خط واضح و دقيقي ميان معني‌هاي ارتباط و بقية كلمات بيروني آن وجود ندارد. در معني همة عينيتها و عملها، نماد بياني از ذهن هستند و تقريباً هر چيز ممكن است به عنوان علامت مورد استفاده قرار گيرد.» همان طور كه ملاحظه مي‌شود كولي در اين تعريف، تلگراف و تلفن را در كنار راه‌آهن به عنوان وسايل ارتباطي معرفي كرده است. ريموند ويليامز در كتاب ارتباطات در اين باره مي‌نويسد:
 كلمة : communication در زبان انگليسي از قديم به معناي انتقال افكار، اطلاعات و رفتارها از شخصي به شخص ديگر به كار رفته است. اما اكنون اين كلمه به معناي راه و وسيلة حمل و نقل از مكاني به مكان ديگر نيز استفاده مي‌شود و در معناي اخير راه‌آهن، كانالهاي دريايي و تمام مجراها و وسايل مسافرت و حمل و نقل انسانها و كالاها را در بر مي‌گيرد كه معمولاً به همة آنها ارتباطات مي‌گويند. در حالي كه اكنون وسايل جديد انتقال افكار و اخبار و رفتارهاي انساني از شخصي به شخص ديگر كه شامل دستگاه‌هاي چاپ، تلگراف، تلفن، بي‌سيم، فيلم، راديو و تلويزيون است نيز ارتباطات ناميده مي‌شوند. به اين ترتيب در صورتي كه كلمة ارتباطات هم براي وسايط حمل و نقل و هم وسايل انتقال افكار و اخبار به كار رود. اين نوع وسايل و سايط با هم اشتباه شده و تشخيص آنها با دشواري روبرو مي‌شود. بنابر اين بهتر است كه براي معرفي وسايط انتقال انسانها و كالاها به جاي ارتباطات كلمة حمل ونقل transport استفاده شود و اصطلاح ارتباطات به تاسيسات و وسايلي كه وظيفة انتقال افكار و اخبار و رفتارهاي انسان را به عهده دارند اختصاص داده شود و براي معرفي جريان انتقال و دريافت پيام به كار رود.برخي از ديگر كارشناسان ارتباطات، در تعاريف خود مانند تعريف فوق، تاكيد دارند كه گيرنده يا فرستنده حتماً نبايد انسان باشد. به عنوان مثال چارلزموريس دامنة جريان ارتباط را تا آنجا توسعه مي‌دهد كه مي‌گويد رادياتور يك اتومبيل با اطراف خود ارتباط برقرار مي‌كند و پيام گرم شدن خودش را پخش مي‌كند. موريس تاكيد مي‌كند كه در ارتباط انتقال معني مهم است، حال اين انتقال با زبان انجام گيرد يا با وسيلة ديگري.
آرانگارن به هنگام توضيح دربارة انتقال و دريافت پيام مي‌گويد:
 بايد توجه كرد كه دريافت كننده پيام الزاماً نبايد يك انسان باشد بلكه مي‌تواند يك دستگاه الكترونيكي باشد. به همين ترتيب منتشر كننده پيام نيز الزاماً نبايد انسان باشد، بلكه مي‌تواند يك دستگاه الكترونيكي باشد. سرانجام به مسئله‌اي كه بايد توجه كرد اين است كه مقصود از پيام همان معناي روزمرة آن بدون هيچ گونه توضيح اضافي ديگري است.
عده‌اي از كارشناسان ارتباط در تعريفهاي خود حتي وجود ارتباط را در مورد روابط بين ماشينهاي خودكار و يا وراثت نيز ذكر كرده‌اند. كلودشنن در اين باره مي‌گويد:
 امروزه تمام ارتباط در يك معناي وسيع به كار مي‌رود و شامل تمام روشها و ساز و كارها و طرز كار دستگاههايي است كه يكي بر ديگري تاثير مي‌گذارد. به عنوان مثال دستگاهي كه قادر است به طور خودكار يك هواپيما را كنترل و جهت حركت آن را تنظيم كند اگر بر يك موشك‌انداز خودكار تاثير بگذارد و اين موشك انداز تحت تاثير عبور اين هواپيما به طور خودكار به كار افتد و آن را منهدم كند ارتباط روي داده است.
جرج ميلر در كتاب ارتباط زبان و معني به ارتباط بين ماشينها و حتي ارتباط در وراثت اشاره مي‌كند.
و سرانجام تعريف جرج گوردن در مورد ارتباط زمينه‌اي فوق‌العاده وسيع براي ارتباط مطرح كرده است. او در كتاب زبانهاي ارتباط مي‌گويد:«هر چيزي كه انسان انجام مي‌دهد به نحوي با مفهوم عمومي ارتباط مربوط است.»
رونالد بنژ نيز گسترة عظيمي براي ارتباط قايل شده است و مي‌گويد:«هيچ چيز هويت پيدا نمي‌كند. مگر در ساية ايجاد ارتباط.»
آخرين تعريفي كه به آن اشاره مي‌كنم، تعريفي است از دنيس لانگي و ميشل شين كه در فرهنگ لغات ارتباطات، سال۱۹۸۶ آمده است. آنها مي‌نويسند:
 «ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال اطلاعات با وسايل ارتباطي گوناگون از يك نقطه، يك شخص، يا يك دستگاه به ديگر ا ن.

● تعريف پيشنهادي براي ارتباط
 به هر حال با توجه به تعاريف فوق مي‌توان گفت: «ارتباط عبارت از فراگرد انتقال پيام از سوي فرستنده براي گيرنده مشروط بر اينكه تأثيري بجاي گذاشته‌ باشد» يا در تعريف ديگري مي‌توانيم به اين نتيجه برسيم كه: ارتباط يعني همانا ديده‌شدن، شنيده‌شدن، فهميده‌شدن و حاصل‌شدن از سوي ديگران است و هم‌چنين ديدن،‌ شنيدن، درك و پذيرش روح آنهاست و اينجا است كه مي‌گوييم ارتباط برقرار شده است.

● انواع روابط انساني از ديدگاه بوبر
مارتين بوبرmartin buber) )فيلسوف اتريشي به سه نوع رابطه با استفاده از تعابير شاعرانه اشاره مي‌كنند.
۱) رابطه من و آن I- IT Communication
۲) رابطه من و شما I- You Communication
۳) رابطه من و تو I- Thou Communication
▪ ارتباط من و آن
در رابطه من و آن، انسانها با يكديگر برخورد هاي كاملا غير مشخصي دارند و تقريبا با آنها همچون اشياء برخورد مي‌كنند. در رابطه من و آن، به طرف مقابل زياد اعتماد نمي‌كنيم. حتي اصلا اهميتي نمي‌دهيم كه چنين آدمي وجود دارد(رابطه با فروشندگان، كاركنان رستورانها، و كارمندان ادرات و... )
در خانواده‌هاي سازمان نايافته، پدر و مادر فرزندان خود را ناديده مي‌گيرند و با فرزندان خود همچون اشياء برخورد مي‌كنند و آنها را انسانهاي بي‌همتا و بي‌نظير در نظر نمي‌گيرند.

▪ ارتباط من و شما
دومين سطح رابطه از نظر بوبر، ارتباط من و شما است كه اكثر تعاملات انسان در زمره اين ارتباطات مي گنجد. ارتباط من و شما حد وسط ارتباطات غير فردي و ميان فردي است. در اين نوع ارتباطات، طرفين با يكديگر مثل اشياء برخورد نمي‌كنند. اما فرديت يكديگر را به طور كامل به رسميت نمي‌شناسند. (گفتگو با فروشنده كتاب، گفتگوي شما يا همكاري‌ها در اين گونه تعاملات)، شما ديگران را به واسطه نقشي كه دارند به رسميت مي‌شناسيد و به فرديت آنها بها نمي‌دهيد. در محيط كار نيز اكثر روابط از نوع روابط من و شماست.
ارتباط ما با ديگران در عرصه‌هاي اجتماعي در مقايسه با ارتباط با عزيزانمان عمق كمتري دارد.به اين ترتيب ارتباط ما با دوستان اتفاقي، همكاران، بستگان دورمان از نوع ارتباط من و شماست.

▪ ارتباط من و تو
نادرترين نوع ارتباط، ارتباط من و تو است. به نظر بوبر، اين نوع ارتباط، عالي‌ترين شكل گفتگوي انساني است. چون طرفين رابطه، يكديگر را موجوداتي ارزشمند و ارجمند و بي‌همتا مي‌بينند. وقتي در سطح من و تو ارتباط برقرار مي كنيم به تماميت و فرديت ديگران توجه مي‌دهيم. ديگر با آنها متناسب با نقش‌هاي اجتماعي آنها برخورد نمي‌كنيم. و آنها را انسانهاي بي‌همتا مي‌بينيم كه كليت وجود آنها را قبول داريم. در ضمن در ارتباطات من و تو، خودمان را نمي‌پوشانيم و بر چهره خود نقاب نمي زنيم بلكه تمام مكنونات قلبي خود را فاش مي‌كنيم. و مزيت‌ها، عيب‌ها ، و اميدها ترسها و نقاط قوت و ضعف خود را با آنها در ميان مي‌گذاريم.
به نظر بوبر در روابط من و تو به طور تمام و كمال انسان مي‌شويم و در تعاملات خالصانه رفتار مي‌كنيم.
به نظر بوبر، اكثر ارتباط انسانها در واقع «ظاهر سازي» هستند. يعني طرفين سخت مراقب چهره و تصوير خود هستند و مدام در بند اين هستند كه خودشان را چطور جلوه دهند و به نمايش بگذارند. اما در روابط من و تو، انسانها همانهايي هستند كه «هستند» و ماهيت و احساس واقعي خود را فاش مي‌سازند از نظر بوبر ارتباط من و تو كاملا ميان فردي است. زيرا در اين نوع برخوردها. انسانها يكديگر را اشخاصي كامل و زنده مي‌بينند.
روابط من و تو زياد رايج نيستند. زيرا نمي‌توانيم مكنونات قلبي خود را با هر كسي در ميان بگذاريم. انسانها دوست ندارند براي هر كسي در دل و با هر كسي رابطه خصوصي برقرار كنند به همين دليل روابط و ارتباطات من و تو بسيار كمياب و مظهر روابط ميان فردي كامل است. (جولياتي. ۱۳۷۹، ص ۴۵-۴۹)
بي‌ترديد در شمردن انواع ارتباط، مي‌توانيم انواع ديگر كنش ارتباطي را بيابيم ولي آنچه كه مسلم است اين است كه ارتباط در هر قالبي بگنجد، پيامش مثبت است و سازنده، البته اگر محتواي ارتباط هدفمند و خيرگرايانه باشد و در غير اين صورت پيام‌هاي منفي، آسيب‌زا هم مي‌تواند در قالب پيام‌هاي ارتباطي بگنجد. به هر صورت آنچه كه در يك پيام مهم است، تأثير مي‌باشد و رساندن پيام به گيرنده پيام.

● ويژگي‌هاي ارتباطات انساني
از آنجايي كه ارتباط بر اساس تعاريف فوق يك فراگرد محسوب مي‌شود. اين فراگرد داراي ويژگي‌هاي زير است.
۱) ميان‌كنشي بودن ارتباط
هنگامي كه مي‌گوييم فرآيند ارتباط ميان كنشي است، ما خود به خود بر آن باور گرايش خواهيم داشت كه، اين فراگرد بر پويايي رابطه ميان انسانها استوار است. اكثر جامعه شناسان و دست اندركاران علوم اجتماعي به معني وسيع كلمه، ميان كنش يا كنش متقابل را در مورد ارتباطات مبادله دو سويه پيامها بين دو انساني كه به عمل ارتباطي پرداخته‌اند مي‌دانند كه به تغيير و دگرگوني در يكي از آنها يا هر دوي آنها مي‌انجامد.
ميان كنش زماني رخ مي‌دهد كه يك جريان و رابطه داد و ستدي دربين اجزاي آن فراگرد به وجود آيد. ميان كنش در ارتباطات عموما به تبادل پيامها اطلاق مي‌شود كه ميان دو نفر در جريان است كه اين خود، منتج به تغيير در پيامها شود. به گونه‌اي روشن، وقتي دو نفر در فراگرد ارتباطي درگير مي‌شوند، در تمام لحظه‌هاي تبادل و ميان كنش، هر يك دگرگون مي‌شوند و اين دگرگوني خود ناشي از دگرگوني در نگرشها و تمايلات هر يك از آنها است. پيامها چه كلامي و چه غير كلامي، تاثيري در طرف مقابل مي‌گذارند و آن تاثير منجر به دگرگوني در نگرشها و رفتارهاي فرد مقابل مي‌شود و او را بر آن مي‌دارد كه از طريق مكانيزم باز خور عكس العملي نشان دهد كه متمايز با آنچه كه قبلا خود نشان داده است، باشد. اين خود، در فرستنده پيام تاثير مي‌گذارد و او نيز دگرگون مي‌شود و ممكن است با شدت بيشتر به كار خود ادامه دهد و يا اينكه از تاب و توان گذشته خود بكاهد.

گاه ممكن است چنين به نظر آيد كه فقط يكي از طرفين فراگرد ارتباطي دگرگون شده است و طرف ديگر تغييري از خود نشان نمي دهد. پژوهشهاي دقيق و خرده نگر، نشان داده‌اند كه چنين نيست. هر دو طرف فراگرد ارتباطي تغيير مي‌پذيرند، هر چند كه ممكن است يكي از آنها چنين تغييري را كمتر از خود بروز دهد و سعي در پنهان كردن احساس و رفتار خود كند. خواه ناخواه انساني كه در فراگرد ارتباطي درگير شده است. دگرگون مي‌شود و اين دگرگوني با شدت و ضعف در او نمايان خواهد شد گاه دگرگوني در باورها و نگرشها است، و گاه در احساسات و زماني در رفتار.

در ارتباطات آنچه ميان دو نفر مبادله مي‌شود پيام است. پيام عموما به آنچه نوشته و يا گفته مي‌شود اطلاق مي‌شود. اما بايد توجه داشت كه پيام فقط به گفتار و نوشتار خاتمه نمي‌يابد. بخش عظيمي از پيامهايي كه ميان مردم مبادله مي‌شود در كسوت گفتار و نوشتار نمي‌آيد. بلكه اعمالي هستند كه بيشتر انجام مي‌دهند و حركاتي كه از آنان به منصه ظهور مي‌رسند.

به عبارت ديگر، رفتارها، طرز لباس پوشيدن، بلندي و كوتاهي موي سر و يا ريش، نوع وسيله نقليه كه استفاده مي‌كنند. همه و همه پيامي هستند كه از فردي به ديگري منتقل مي‌شود و به او تفهيم مي‌كند كه طرف مقابل چگونه آدمي است و چگونه مي‌انديشد و چه احساسي دارد. اگر چيزي كه ما مي‌پوشيم و يا حركتي كه انجام مي‌دهيم معني خاصي را به ديگران منتقل مي‌كند. مي‌تواند پيامي از سوي ما به آنان باشد و آن هم مي‌تواند هم در سطح ملي و هم در سطح بين‌المللي ارتباطي را به وجود آورد (فرهنگي، ۱۳۷۹، ص ۲۴-۲۲)

۲) تعاملي يا مراوده‌اي بودن ارتباط
فراگرد ارتباطي در محيط شكل مي‌گيرد و انجام مي‌پذيرد. محيط نه تنها به فراگرد ارتباطي و نوع آن تاثير مي‌گذارد. بلكه به ادراكات( perception) ، آنچه بين خود ردو بدل مي‌كنيم. و حتي در سطحي كه ارتباط مي‌گيريم نيز تاثير مي‌گذارد. ما در خلاء با يكديگر ارتباط نمي‌گيريم.

كنشها و واكنشهاي ما در مقابل يكديگر در چارجوب نظامهاي اجتماعي( social system)و شرايط فيزيكي حاكم برماست. آنچه شما در خانه با والدين يا خواهران و برادران خود در ميان مي‌گذاريد، كاملاً متفاوت از آن است كه در دانشگاه يا كارخانه با دوستان خود در ميان مي‌گذاريد. يا به استادان و رؤساي خود مي‌گوييد. علاوه بر اين، آنگونه كه شما به جهان و دگرگونيهاي آن مي‌نگريد با توجه به عوامل محيطي و نظام اجتماعي بر رفتار ارتباطي شما اثر مي‌گذارد. محيط فيزيكي و شرايط اجتماعي كه در آن قرار مي‌گيريم نگرش و رفتار ما را همانگونه كه ديديم تغيير مي‌دهد و در نتيجه ما با ديگران همواره به گونه‌اي متفاوت ارتباط برقرار مي‌كنيم. به عبارت ديگر ارتباط ما با ديگران موكول به وضعيت و شرايط حاكم برماست. ارتباط ما با ديگران همواره متفاوت است و ما خود نيز همواره در حالت متفاوتي نسبت به قبل خود هستيم. به گفته جيمزمك كر ا كسي James Mc crocks«رفتار ارتباطي ما تغيير پذير است و ما در مورد يك واقعيت به گونه‌هاي متفاوت عمل مي‌كنيم». بر اين اساس. واقعيت در نظر ما با توجه به فراگرد ارتباطي ما با ديگران شكل مي‌گيرد واقعيت آن چيزي است كه از طريق ارتباط با ديگران براي ما پديد آمده است

مهمتر آنكه ما بخشي از «خود» را از طريق ارتباطات با ديگران در ميان مي‌گذاريم. بدين سان شدني است كه، ادراك ما از جهان- يا واقعيت از نظر ما- دائماً در معرض دگرگوني است و بستگي به آن دارد كه در كجائيم و محيط جغرافيايي و شرايط اجتماعي و فرهنگي حاكم بر ما چگونه است و اين عوامل بر روي ما در آن برهه خاص از زمان چه تاثيري گذارده‌اند. ممكن است برخي از ما اين تجربه مشترك را داشته باشيم كه پس از سالهاي سال دوري، از دوستي كه در دوره كودكي و يا دبيرستان با ما بوده و بسيار صميمي بوده‌ايم روبرو شويم. آن دوست در گذشته نزديكترين فرد به ما در زندگي بوده است، و ما از همه چيز يكديگر با خبر بوده‌ايم. اما اينك پس از چند سال جدايي و تغيير شرايط اجتماعي و فرهنگي براي هر كدام از ما- يكي در دانشگاه و ديگري در محيط بسته كار- احساس مي‌كنيم ديگر نمي‌توانيم به درستي با يكديگر ارتباط داشته باشيم. حرف يكديگر را نمي‌فهميم و وجود يكديگر را به راحتي نمي‌توانيم تحمل كنيم. چيز زيادي براي گفتن و در ميان نهادن با يكديگر نداريم. ارتباط بين ما با دشواري انجام مي‌پذيرد. اين دشواري از اين رو پديد آمده است كه ما ديگر در يك محيط و شرايط يكسان با يكديگر نيستيم. يكي دانشجوست و ديگري كارگري ساده، يكي تجارب فراواني در محيط كار بدست آورده است و ديگري دنياي وسيعي از تفكرات و آگاهيهاي علمي به رويش گشوده شده است. ديگر نزديكي و يگانگي گذشته نمي‌تواند بين ما دو نفر پديد آيد. مگر آنكه باز ما دو نفر در شرايط يكسان قرار گيريم. نزديكي intimacyكه در ارتباط بين شخص، مبحثي گسترده و جالب توجه است در حقيقت بر پايه‌هاي يكسان محيط جغرافيايي، اجتماعي و فرهنگي و نگرشي شكل مي‌گيرد. تفاوت هر يك از عوامل فوق در طرفين ارتباط درجه نزديكي را كاهش مي‌دهد. اين تجربه بيانگر اين واقعيت است كه ارتباط در فضا و محيطي كه بر ادراك ما تاثير دارد شكل مي‌گيرد و اين فضا يا محيط است كه اشكال و شيوه‌هاي ارتباطي را براي ما رقم مي‌زند. (همان منبع، ۱۳۷۹، ص ۲۷-۳۰).

 ۳) ارتباط يك تبادل است
 نظريه پردازان قديمي- همچون شنون و ويور(۱۹۴۹)- ارتباط را فرآيندي خطي مي‌دانستند كه طي آن منبع پيام را فرمول‌بندي و به گيرنده منتقل مي‌كند. اما اكنون ديدگاههاي تبادلي جاي اين نظريه را گرفته‌اند. در اين ديدگاه ماهيت پويا و متغيير اين فرآيند مورد توجه است و بر تاثير و تاثر ارتباط برقرار كنندگان بر يكديگر در يك سيستم دو سويه تاكيد مي‌شود. (هارجي و ساندرز و ديكسون،۱۳۷۷، ص۲۴).

 ۴) ارتباط اجتناب ناپذير است
 به نظر طرفداران ديدگاههاي فراگير در مورد اجزاي ارتباط(مثلاً واتزلاويك و ديگران، ۱۹۶۷، شف‌لين،۱۹۷۴) در موقعيت‌هاي اجتماعي كه افراد از حضور هم آگاهند و تحت تاثير كارهاي يكديگر هستند گريزي از ارتباط نيست. به نظر كارسن carson (۱۹۶۹، ص۱۶) »هر گاه رفتار طرفين وابسته به يكديگر باشد- و حتي اندكي نفوذ ميان فردي وجود داشته باشد- مي‌توان گفت كه دو طرف با هم ارتباط دارند.» در اينجا يادآوري جمله معروف واتز لاويك و ديگران ضروري مي‌نمايد:«ما چاره‌اي جز ارتباط نداريم» برخي ديگر از محققان تعريف محدود‌تري از ارتباط ارائه مي‌دهند. به نظر اكمن و فريزن (۱۹۶۹) زماني ارتباط برقرار مي‌شود كه طرف رمز گردان به عمد پيامي براي طرف گوينده ارسال نمايد. اما آيا طرف رمز گشا بايد از منظور وي آگاهي داشته باشد؟ اگر طرف رمزگشا متوجه تعمد او نشد و بر همين اساس واكنش نشان داد(يا اصلاًَ عملي انجام نداد)چطور؟ آيا باز هم مي‌توانيم بگوييم ارتباطي برقرار شده است؟ وينرwiener و ديگران(۱۹۷۲) نيز ارتباط را به مجموعه رفتارهايي محدود مي‌كند كه با يك رمز خاص هماهنگي داشته باشد، رمز اجتماعي مشتركي كه سنبل‌ها را معنا نمايد. اما باز هم مي‌توان پرسيد كه يك رمز تا چه حد بايد مشترك باشد؟ و رسميت آن چقدر بايد باشد تا بتوانيم آن را يك رمز محسوب كنيم؟

 ۵) ارتباط هدفمند است
 يكي ديگر از ويژگيهاي ارتباط، هدفمندي آن است: طرفين ارتباط هدفهايي دارند، آنها مي‌خواهند از ارتباط خود نتيجه مطلوب بگيرند(برگر berger،۱۹۸۹). به نظر كلرمن kellerman (۱۹۹۲) يكي از نشانه‌هاي هدفمندي ارتباط اين است كه ارتباط به فعاليتي«تنظيم شده» تبديل شود. يعني ارتباط برقرار كنندگان صحبتها و اعمال خود را متناسب با اهداف خود و الزامات موجود پي‌ريزي كنند. اين نكته با نظر وينوگراد winograd (۱۹۸۱) مبني بر اينكه«تمامي چيزهايي كه طرفين در برخوردهاي اجتماعي خود ابراز مي‌كنند ماحصل طرحي است براي تحقق يك هدف» هماهنگي كامل دارد. لنگرlanger و ديگران(۱۹۷۸) معتقدند كه بخش اعظمي از ارتباط«بي‌فكر» صورت مي‌گيرد. آنها بين فعاليت آگاهانه‌اي كه در آن«افراد به دنياي خود توجه دارند و استراتژي‌هاي رفتاري خود را بر اساس اطلاعات دريافتي تدوين مي‌كنند» و فعاليت ناآگاهانه كه در آن«اطلاعات جديد عملاً پردازش نمي‌شود بلكه سناريوهاي قديمي كه زماني جديد بوده‌اند بطور قالبي احياء مي‌شوند» تمايز قائلند. كلرمن(۱۹۹۲) قاطعانه مي‌گويد: «ارتباط هم هدفمند استراتژيك است و هم خودكار». او معتقد است كه مي‌توان بدون هر گونه آگاهي هوشيارانه‌اي به بازبيني رفتار هدفمند پرداخت. خلاصه هدفمندي ارتباط به اين معني نيست كه الزاماً هوشياري كاملي بر جريان ارتباط حاكم باشد. عليرغم اينكه تعهد، كنترل و آگاهي از جمله بخشهاي بسيار مهم مفهوم ارتباط، بعنوان فعاليتي ماهرانه، هستند. اما ظاهراً بسياري از زنجيره‌هاي قبلاً تمرين شده را مي‌توان در پس ذهن نيز انجام داد(برشيلد bereschield،۱۹۸۳). ما پس از كسب مهارتها مي‌توانيم آنها را«بدون» تفكر هوشيارانه انجام دهيم. اما گاهي اين عدم آگاهي مي‌تواند موجب عدم توفيق برخوردها شود لنگر(۱۹۹۲) تاكيد مي‌كند كه:

 عدم آگاهي از انتخاب كلمات در هنگام صحبت ما را از فرآيندي كه به نفع ماست محروم مي‌سازد. عدم آگاهي از اين انتخابها در هنگام گوش دادن به هنگام حرفهاي ديگران نيز براي ما گران تمام مي‌شود...اگر رويكرد آگاهانه‌اي داشته باشيم كه در آن از ساير چشم‌اندازها و باورها نيز مطلع گرديم آنگاه ميزان كنترل ما بر ارتباط افزايش خواهد يافت. (همان منبع، ۱۳۷۷، ص ۲۵-۲۶)

 ۶) ارتباط چند بعدي است. يكي ديگر از ويژگيهاي مهم ارتباط، چند بعدي بودن آنهاست، چون پيام‌ها بندرت به صورت جداگانه و مجزا مبادله مي‌شوند. واتز لاويك و ديگران(۱۹۶۷) متوجه شده‌اند كه فرآيند ارتباط در دو سطح مجزا اما به هم مرتبط روي مي‌دهد. سطح اول مربوط به محتوي است و با موضوع اصلي مرتبط است. مثلاً صحبت درباره فيلم ديشب، انتخاب رستوران، تشريح نظريه نسبيت، و موضوعات ديگر. اين مساله موضوع گفتگو را تشكيل مي‌دهند و وقتي به آنچه در هنگام ارتباط روي داده فكر مي‌كنيم، معمولاً همين مساله به ذهن ما خطور مي‌كنند.

 اما اين كل ماجرا نيست. ارتباط جنبه‌هاي ديگري هم دارد كه كمتر مشهودند. مثلاً فرافكني هويت در حين مذاكره درباره رابطه، و يا تعريف ارتباط از سوي تعامل كنندگان. تعامل كنندگان با انتخاب موضوع بحث(و موضوعاتي كه بايد از آنها اجتناب كرد)، بخصوص با انتخاب كلمات و شكلهاي ابراز، لهجه‌ها، سرعت گفتار و كل ويژگي‌ها و رفتارهاي غير كلامي، به ارائه خود self-presentatonيا كنترل برداشت مي‌پردازند. منظور تعامل كننده، ارائه مثبت خود در نظر عموم و اصولاً ارائه خود به شكلي خوشايند است.
 ايجاد برداشتي صحيح و مطلوب در اذهان، چند فايده مهم دارد، از جمله اينكه علاوه بر پاداشهاي مادي، منافع اجتماعي همچون تاييد، دوستي و اقتدار را هم در پي دارد. گافمنgaffman درسا ل(۱۹۵۹)بر اهمي

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۱۰

پرسش ، رايج ترين مهارت در روابط بين فردي

در اين مقاله سعي مي شود مهارت پرسش در روابط بين فردي با تقسيم بندي به شاخه هاي جزيي تر پرسش هاي هدايت كننده، پرسش هاي مركب، پرسش هاي تسجيلي، و پرسش هاي غير كلامي مورد بررسي قرار گيرد.

 ● مقدمه
 پرسيدن متداولترين و در عين حال ساده ترين مهارت هاست. جمع آوري اطلاعات، برقراري ارتباط از مهمترين اهداف استفاده از اين مهارت هستند. پرسش ها مي توانند به صورت كلامي يا غيركلامي باشند؛ مثلا بيان جمله «مي توانيد بيشتر توضيح دهيد؟» نشانگر اين است كه از طرف مقابل انتظار داريم صحبت خود را ادامه دهد (علايم كلامي)؛ يا هنگامي كه در جمعي صحبت مي كنيم پس از اينكه از شخصي سئوال پرسيديم، مي توانيم با اشاره چشم و سر اين سئوال را از ديگران بپرسيم. مع ذلك پرسش هاي غير كلامي كمتر به تنهايي در تعاملات به كار مي روند و بيشتر همراه پرسشهاي كلامي مانند پايين يا بالا بردن تن صدا در پرسش، استفاده مي شوند.

 ● كاركرد هاي پرسش
 پرسش به فراخور بافت تعامل، كاركردهاي مختلفي دارد كه نوع پرسش تعيين كننده ميزان تحقق اين كاركردهاست. از طريق اين مهارت مي توان نيازهاي شخص مقابل را شناسايي و آنها را برآورده ساخت مانند يك بازارياب، فروشنده يا حتي يك پزشك. اما كاركردهاي اصلي پرسش عبارتند از:
 ▪ كسب اطلاعات
▪ كنترل تعامل
▪ ايجاد علاقه و كنجكاوي
▪ تشخيص مشكلات طرف مقابل
▪ ابراز علاقه به طرف مقابل
▪ تعيين نگرشها،عقايدواحساسات طرف مقابل
▪ به حداكثر رساندن فعاليت طرف مقابل
▪ سنجش ميزان دانش پاسخ دهندگان
▪ تشويق تفكر انتقادي و ارزيابي
▪ تشويق اعضاي گروه به اظهار نظر در مورد پاسخ هاي ديگران
▪ جلب توجه اعضاي گروه از طريق پرسش هاي غير مترقبه (اون هارجي ص۱۱۳، ۱۹۹۴).
 البته بايد گفت از پاسخ ها مشخص مي شود كه آيا به اهداف خود دست يافته ايم يا خير. بنابراين مفيد بودن پرسش به مفيد بودن پاسخ آن بر مي گردد.

 ● انواع پرسش
 پرسش ها با توجه به زمان، مكان و نحوه بكارگيري طبقه بندي مي شوند. به عبارتي نوع پرسش ها در مشاوره، طبابت، مصاحبه، بازاريابي متفاوت است. حال به بررسي بعضي از اين دسته ها مي پردازيم:

 ▪ پرسش هاي هدايت كننده
 با مطرح نمودن اينگونه سئوالات، از شخص مقابل انتظار پاسخي خاص و معيني داريم. به بيان ديگر اين پرسش ها، پاسخ دهنده را به سوي پاسخ مورد نظر هدايت مي كنند. از كاربرد هاي اين نوع پرسش مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

 ـ شروع تعامل: اين دسته از پرسش هاي هدايت كننده براي شروع گفتگوهاي اجتماعي كاربرد دارند و از ويژگي هاي آن مي توان به داشتن پاسخي معين و معمولا صحيح اشاره نمود. مثلاً «چه روز سردي است؟»
تحت فشار قرار دادن شخص مقابل: اينگونه از پرسش ها بدون توجه به احساسات و افكار پاسخ دهنده با تحت فشار قرار دادن او، فقط داراي يك جواب است. مثلاً «طرفدار كمونيست كه نيستيد؟»
پرسش هاي جهت دار: اينگونه پرسش ها به نحوه بيان بسيار تاكيد مي كنند. هدف استفاده از اينگونه سئوالات، تغيير جواب با بهره گيري از بازي لغات است. مانند پژهشي كه در مورد داروهاي ضد درد انجام شد. در اين تحقيق از آزمودنيها در دو گروه سئوالات زير مورد پرسش قرار گرفت:
آيا اغلب سر درد داريد و در اين صورت هر چند مدت يكبار؟
آيا گاهي سر درد داريد و در اين صورت هر چند مدت يكبار؟
 براي سئوال اول كه با «اغلب» مورد بيان قرار گرفته بود، عدد ۲/۲ در هفته گزارش شد و براي سئوال دوم كه با «گاهي» بيان شده بود عدد بدست آمده ۷/۰ در هفته بود.
 با نظر به مطالب فوق نتيجه مي گيريم كه استفاده درست از كلمات در پرسش ها باعث كسب پاسخ مورد نظرمان مي شود (لافتوس، ۱۹۷۵).

 ▪ پرسش هاي مركب
 اينگونه از سوالات از تركيب چند سئوال تشكيل مي شوند. اين پرسش ها وقتي مفيد هستند كه علي رغم كمبودوقت، بايد از طرف مقابل جوابي بگيريم. اما اغلب پرسش هاي مركب باعث گيجي و سردرگمي پاسخ دهنده مي شود چرا كه او نمي داند اول به كدام يك پاسخ دهد. مانند «امروز وقت آزاد داريد؟بريم سينما؟اصلا فيلم دوست داريد؟»

 ▪ پرسش هاي تسجيلي
 در اين گروه از پرسش ها از طرف مقابل انتظار پاسخ نميرود زيرا خود سخنگو به آن ها پاسخ خواهد داد. هدف از بيان اين نوع پرسش جلب توجه و جذب مخاطب و همچنين يادآوري اطلاعات توسط آنان مي باشد. مانند «كيست كه خدا را نشناسد؟»

 ▪ پرسش هاي غير كلامي
 سئوالات غيركلامي از طريق حالات و حركات چهره و بدن مطرح مي شوند. كاربرد اين پرسش زماني است كه به علت كمبود وقت يا دلايل ديگر، نياز است صحبت هاي شخص مقابل قطع نشود. مانند بالا بردن ابروها و بيان كلمه «اهوم» كه شخص مقابل را به ادامه تعامل ترغيب مي كند (كريس كول، ۱۹۹۵).

 ● نتيجه گيري
 اگر درصدد به دست آوردن اطلاعات، عقايد و حتي حقايقي هستيد بايد سئوالات خود را با لحني غيرمغرضانه مطرح كنيد تا در طرف مقابل حساسيت ايجاد نكند. طرف تعامل تنها زماني مايل است و مي تواند اطلاعات مورد نيازتان را ارائه نمايد كه به اندازه كافي احساس آرامش كند. پس بايد اينطور بيان نمود كه طرح پرسش بجا و مناسب يك هنر است، هنري كه با علم و تجربه حاصل مي شود.


نويسنده : نوري پور، اميرحسين
 مراجع
 ۱)مهارت اجتماعي در ارتباطات ميان فردي؛اون هارجي؛خشايار بيگي،مهرداد فيروز بخت ۱۳۸۴
 ۲)مجله موفقيت،،سال دهم،نيمه دوم تير ۸۷،شماره ۱۴۶
 ۳)crystal clear communication;cole,kris ۱۹۹۵
 ۴)Question in conversation;stenstrom,A ۱۹۸۸


راهكار مديريت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]



مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۹

گوش دادن، ابزاري ارزشمند در برقراري ارتباطات

اصولاً معلمي كه علاقه‌مند به توسعه ارتباط با فراگيرندگان خود است، علاوه بر آنكه گوينده خوب و فعالي در كلاس درس است، شنونده خوبي نيز هست و بدين ترتيب ارتباط را دو طرفه و پايدار مي‌كند.
بطور كلي گوش دادن فعال يكي از ابزارهاي مهم و ارزشمند در برقراري روابط انساني است. در حقيقت گوش يكي از كانالهاي برقراري ارتباط ميان دو نفر است.
 بسياري از مشكلات و آلام از طريق گوش دادن شنيده و درك مي‌شوند و به همين ترتيب نسبت به حل آن اقدام مي‌گردد.‌
 معلّمي كه توانايي گوش دادن دارد، فردي با حوصله و داراي ملاحظات انساني است كه با گوش دادن خود آمادگي لازم را براي پذيرش انسانهاي ديگر اعلام مي‌كند.
 گوش دادن و داشتن مهارت در شنيدن مطالب كودكان، نوجوانان و جوانان در مدارس و مراكز آموزشي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. گوش دادن يكي از ابزارهاي مشكل‌شناسي در مدارس است كه بايد با وسواس زياد روي آن كار كرد و مهارتهاي لازم را براي بهره‌گيري از آن به دست آورد.
 براي روشن‌تر شدن مفهوم و اهميت گوش دادن و نقش آن در برقراري ارتباط انساني در زير به برخي از كاربردهاي آن اشاره مي‌شود:

۱) گوش دادن به عنوان نشانه‌اي از پذيرش و احترام‌
 بطور كلي، هرگاه براي كسي احترام قائل باشيم و او را مهم بدانيم، به سخنانش گوش مي‌دهيم و هر زمان كه كسي براي ما اهميت نداشته باشد،‌با كم‌توجهي به گفته‌هايش يعني با خوب گوش ندادن از كنارش مي‌گذريم.
 معلمي كه فراگيرندگان را دوست دارد و وجود آنها را ارزشمند مي‌داند، دلايل زيادي براي گوش دادن به سخنان آنان مي‌يابد و نوعي بردباري و آمادگي براي شنيدن در او به وجود مي‌آيد.
 معلمي كه خوب گوش مي‌دهد، يعني كسي كه آمادگي پذيرفتن فراگيرندگان، ديگر معلمان، مسئولان و اولياء را دارد.
در حقيقت معلم با گوش دادن خود به طرف مقابل مي‌فهماند كه او براي انجام وظيفه خود آماده شنيدن هر مطلب يا اطلاعات مفيدي است.‌

 ‌۲) گوش دادن به عنوان راهي براي تخليه رواني‌
 بررسي دردها، رفع مشكلات، تخليه رواني، آرام‌سازي و متعادل كردن افراد از نظر عاطفي و رواني از وظايف مهم معلم است. گوش دادن، به يك معني يعني وجود امكان تخليه رواني و راحت شدن ازآلام براي همه آنها كه مشكلي بر روان آنها سنگيني مي‌كند.

 ۳) گوش دادن به عنوان راهي براي شكوفايي استعدادها و توسعه افكار‌
 همه انسانهايي كه از هوش و استعداد بالايي برخوردارند، الزاماً بستر مناسبي براي به كارگيري هوش و استعداد بالاي خود و شكوفا ساختن آن پيدا نمي‌كنند. گاهي اوقات، گوش شنوايي براي درك اينكه در وجود آنها چيزهاي باارزشي وجود دارد نيست.
 چنين فراگيرنده‌اي احساس تنهايي مي‌كند و نمي‌داند كه چگونه از استعدادهايش استفاده كند. از اين رو معلم بايد دريچه دلش را به روي آنهايي كه چيزي در وجود خود دارند و مي‌خواهند آن را به ديگران ابراز كنند، باز كند. افراد در هنگام سخن گفتن، افكار خود را نظم مي‌دهند و انديشه خود را رها مي‌سازند. بدين ترتيب گوش دادن يكي از راههاي اساسي دستيابي به توسعه ذهن و انديشه است.
 البته اين مساله متفاوت از گوش دادن به پاسخ فراگيرندگان در مقابل پرسشهاي شفاهي معلم در كلاس درس است.

 ۴) گوش دادن راهي براي حل مساله و مشكل‌گشايي
 كساني كه قدرت تحمل‌ ديگران را دارند و مي‌توانند با صبر و بردباري به سخنان ديگران گوش دهند، بدون ترديد نسبت به كساني كه اين ويژگي را ندارند، بهتر مي‌توانند از مشكلات و مسائل ديگران آگاه شوند.
شايد اين بهترين روشي باشد كه در آن افراد بتوانند بدون ترس و دغدغه مسائل خود را با معلم در ميان بگذارند.
 تا كسي سخن نگويد و كسي آن سخن را نشنود، چگونه مي‌توان به اسرار، مكنونات و مشكلات او پي برد. با توجه به آنكه اساسي‌ترين وظيفه معلمان و مربيان حل مشكلات فراگيرندگان است، آنها بايد براي درك اين مشكلات از هر جهت آمادگي كامل براي گوش دادن به درددلها و مشكلات آنها را داشته باشند.

 ۵ ) گوش دادن راهي براي قضاوت و ارزشيابي درست از ديگران‌
 معمولاً همه ما دوست داريم درباره افراد به ارزشيابي و قضاوت بپردازيم. با خوب گوش كردن به توضيحات و صحبتهاي فراگيرندگان مي‌توانيم از بروز قضاوتهاي نادرست و پيش‌داوريهاي غلط جلوگيري نماييم. گوش دادن فعال يكي از روشهايي است كه منجر به كسب مهارت گوش دادن مي‌شود و از پيش‌داوريهاي غلط معلمان كه سبب اختلال در برقراري ارتباط مي‌شود، مي‌كاهد.
بدين وسيله با استفاده از فن گوش دادن فعال، معلم مي‌تواند تمام ديدگاهها و مكنونات طرف مقابل را درك كند.

مهارت گوش دادن فعال بر كيفيت روابط با ديگران اثر مي‌گذارد.
در اين رابطه چنانچه به نكات زير توجه شود، مهارت گوش دادن افزايش مي‌يابد و نهايتاً منجر به استحكام روابط انساني ميان معلم و ساير افراد در محيط آموزشي مي‌شود، شنونده فعال دليلي براي گوش دادن دارد.‌
 شنونده خوب كسي است كه در سخنان يك نفر ولو آنكه موضوعي جالب و در زمينه‌اي خاص نباشد ، به دنبال معنا و ارزش بگردد. بالعكس، شنونده بد، بعلت فقدان علاقه اوليه مايل به دليل‌تراشي و عدم توجه به سخنان طرف مقابل است.‌

 ▪ شنونده فعال از قضاوت سريع اجتناب مي‌ورزد
شنونده خوب كسي است كه به جاي قضاوت روي چند كلمه اول گوينده، تمام گفته‌هاي او را مي‌شنود و روي تمام پيام فرستنده متمركز مي‌شود تا مفهوم واقعي كلام او را دريابد.

 ▪ شنونده فعال از مطلب منحرف نمي‌شود
 كسي كه بطور فعال گوش مي‌دهد، به علل مختلف مانند سروصدا، وجود مناظر و مردم، از انحراف اجتناب مي‌ورزد و بر سخن گوينده كاملاً متمركز باقي مي‌ماند.

 ● تامل در پاسخ‌
 شنونده فعال خود را مقيد مي‌كند تا پيش از ارائه پاسخ، صحبتهاي گوينده را بشنود و كاملاً درك كند.

 ▪ بازسازي كلمات و محتوا
 شنونده فعال به دنبال بازسازي كلمات، محتوا، احساسات و بيانات فرستنده است. او سعي مي‌كند براي گفته‌ها ساختاري مناسب كه در آن قالب، از كلمات و محتواي درستي استفاده شود، بسازد.
 اين كار مخصوصاً در مواقعي كه پيامها عاطفي و مبهم است، ضرورت بيشتري دارد.

 ● درك موضوعات مهم:
شنونده فعال در پي يافتن و كشف موضوعات اساسي و مهم فرستنده از نظر مفهوم محتوا و احساسات كلي است كه در پيامها ملحوظ است.
 نكته آخر گوش دادن فعال به وجود ويژگيهايي در شنونده بستگي دارد كه عبارتند از:
 - شنونده بايد در شرايط خوب جسمي و روحي باشد.
 - شنونده نبايد مشغله ذهني و عاطفي داشته باشد.
 - شنونده بايد از پيش‌داوري بپرهيزد.
 - شنونده بايد صبور بوده و وقت كافي داشته باشد.
 - شنونده بايد فضاي مناسبي را براي گفتگو انتخاب كند.


مريم نقي‌زاده قلعه‌جوقي
كارشناس علوم اجتماعي ‌برگرفته از كتاب آيين تدريس‌


روزنامه اطلاعات


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۸

موانع برقراري ارتباط

ارتباط گفتاري موثر، نيازمند آراستن سخن به عناصر ياد شده و پيراستن آن از موانعي چند است كه در اينجا، آن را بررسي مي كنيم:

) ارتباط يكسويه در فضاي گفت وگو
از آداب گفت وگو آن است كه هر يك از طرفين، به ديگري اجازه سخن گفتن و اظهارنظر بدهد و با پرگويي، وي را به سكوت وادار نكند. برخي افراد كه خود را داناتر مي دانند يا حرفه آنها به گونه اي است كه با گويندگي و سخنراني و تدريس و... سرو كار دارند، گاه در گفت وگوهاي روزانه نيز، طبق عادت، نقش سخنگوي تنها را بازي مي كنند و كمتر حاضرند از مركب سخن، پياده گردند. به خوبي روشن است كه اين كار، خود برخاسته از ميل و شهوت، يا غرور و نخوت است و ارتباط سازنده و موثر را دچار مشكل و حتي ناممكن مي سازد. از اين روي، در آموزه هاي ديني تاكيد مي شود كه آدمي در فضاي گفت وگو بر شنيدن پيش از سخن گفتن، علا قه نشان دهد.
 

به طور كلي يكي از امتيازات و كاركردهاي شيوه پرسش و پاسخ و نظرخواهي در گفت وگو، كه در قرآن كريم و گفت وگوهاي پيامبران به فراواني ديده مي شود، نفي ارتباط گفتاري يكسويه و ايجاد فضاي تعامل در گفت وگوست.

۲) شروع از نقاط منفي (انتقاد گزنده)
گفت وگو را نبايد با شكايت، سرزنش و انتقاد آغاز كرد، چرا كه اين كار، مي تواند شخصيت مخاطب را جريحه دار سازد و پذيرش انتقاد و ادامه ارتباط را نيز با مشكل مواجه كند. بنابراين، حتي در صورتي كه موضوع اصلي سخن، انتقاد از مخاطب باشد، نخست لا زم است به نقطه يا نقاط مثبتي اشاره شود و انتقاد با افزون بر نكته ياد شده، انتقاد سازنده شرايط ديگري نيز دارد كه از آن جمله است:
- انتقاد، نبايد گزنده و توام با سرزنش زياد باشد، چرا كه در اين صورت، آن سان كه امير مومنان فرموده اند، تنها شعله هاي لجاجت مخاطب را برمي افروزد.
 - تكرار بيش از حد انتقاد نيز، از تاثير آن مي كاهد و بذر كينه و دشمني را در دل مخاطب مي افشاند.
- انتقاد از مخاطب در حضور ديگران، معمولا موجب تخريب شخصيت وي مي شود و نتيجه معكوس دارد.

۳) ستايش افراطي مخاطب
همان گونه كه انتقاد گزنده، مانع برقراري ارتباط موثر است، ستايش افراطي مخاطب نيز گاه مشكل ساز است. چرا كه مخاطب احساس مي كند ستايش فراتر از حد او، نوعي مجامله و چاپلوسي، يا ابزاري براي فريب و اغفال و در نتيجه وادار كردن وي به پذيرش يك كار يا مطلب است. از اين روي، بسياري از افراد، در برابر ستايش خود، حالت تدافعي مي گيرند. از اين روي، و نيز به خاطر آثار نامطلوبي كه اين كار، بر روحيه و اخلا ق مخاطب بر جاي مي نهد، در آموزه هاي ديني، نهي و نكوهش شده است. تا آن جا كه رسول خدا (ص) فرموده اند: «به صورت ستايش كنندگان، خاك بپاشيد!» و از ديگر سوي، امير مومنان (ع) پارسايان را چنين توصيف مي كند كه هرگاه ستايش شوند، ترسان و نگران گردند و در درون، از پيشگاه الهي طلب آمرزش نمايند.
بدين سان، هم در انتقاد و سرزنش و هم در مدح و ستايش، از زياده روي بايد خودداري نمود، چنان كه امير مومنان (ع) مي فرمايند:
«هرگاه ستودي، مختصر كن. هرگاه نكوهيدي كوتاه كن.»

۴) گفت وگوي آمرانه و منفعلا نه
 از نظر چگونگي برقراري ارتباط و گفت وگو، افراد را مي توان به سه گروه تقسيم كرد: نخست، انسانهاي «پرخاشگر» و متكبر، كه در سخنان خود، پيوسته از دستور، تهديد، ارعاب و تحقير استفاده مي كنند، نيازها و تمايلا ت خود را هميشه حق و مهمتر از نيازها و خواسته هاي ديگران مي دانند و براي شخصيت مخاطب، ارزشي قائل نيستند. از ديد آموزه هاي ديني، اين كار، شيوه گردنكشان و مستكبران است كه مانع برقراري ارتباطي صميمي و موثر مي گردد.
گروه دوم، افراد «منفعل اند» كه شخصيت خويش را بي ارزش مي شمارند و خواسته ها و نيازهاي خود را از خواست و نياز ديگران، بي اهميت تر مي پندارند. آنان معمولا با صدايي ملا يم سخن مي گويند و با تبسم هاي زياد و انفعالي، خودداري از تماس چشمي و عذرخواهي فراوان از سخنان خود، بيشتر شنونده حرف هاي ديگرانند و در سخن خود نيز، متكي به راي آنان. اين حالت، افزون بر آن كه تاثيرگذاري ارتباط را به حداقل مي رساند، عزت نفس و شخصيت گوينده را در نظر ديگران، خدشه دار مي سازد و آدمي را از رسيدن به خواسته هاي حقيقي خويش، باز مي دارد.
گروه سوم، افراد «قاطع اند» كه با احترام به حقوق و شخصيت ديگران، خواسته هاي خود را نيز با قاطعيت همراه با آرامش و ادب، مطرح مي سازند.
بر اين اساس، ارتباط موثر، نيازمند آن است كه گفت وگوها، نه آمرانه و نه منفعلا نه، بلكه با قاطعيت و ابراز وجود توام با احترام، انجام گيرد.

۵) خودنمايي در بيان
خودنمايي و فضل فروشي در سخن، ارتباط موثر را غيرممكن مي سازد، زيرا براي مخاطب، اين احساس را پديد مي آورد كه گوينده، خود را از نظر سطح دانش و خرد يا پايگاه اجتماعي، در مقامي برتر و مخاطب را فردي كم خرد و فرودست مي داند و اين، موجب رنجش وي مي گردد.
خود ستايي در واقع برخاسته از غرور و خود برتربيني است كه ناشي از عدم شناخت صحيح از خويشتن است. از اين روي، قرآن كريم مي فرمايد: «خودستايي نكنيد، ]چرا كه[ او به كسي پرهيزگاري نموده، داناتر است».
 براين اساس، هرگاه مخاطب، از اطلا عات علمي و سطح فهم پايين تري نسبت به گوينده برخوردار باشد، بايستي از خودنمايي در سخن و به كارگيري اصطلا حات علمي نامانوس، خودداري گردد.

 ۶) مجادله
جروبحث هاي بي حاصل، از موانع مهم ارتباط گفتاري موثر است كه در آموزه هاي ديني، با عنوان هاي«جدال» و «مرا»»، نكوهش بازداشته شده است. اين كار، كه غالبا ناشي از خود بزرگ بيني و برتري جويي وبه هدف محكوم كردن و شرمنده ساختن مخاطب است، وي را نيز به جدال و لجبازي مي كشاند و با سلب احترام متقابل، ادامه ارتباط را دچار مشكل مي سازد.
امام هادي(ع) مي فرمايد:«مجادله كردن، دوستي ديرين را از بين مي برد و پيوند استوار را از هم مي گسلد، و كمترين چيزي كه در آن هست، چيره جويي است و چيره جويي، خود عامل اصلي قطع رابطه مي باشد». از اين روي، آدمي حتي در صورتي كه اطمينان دارد حق با اوست، بايستي از پافشاري بيش از حد بر آن كه به جدال مي انجامد، بپرهيزد.
رسول خدا(ص) مي فرمايد:«هيچ بنده اي كاملا به حقيقت ايمان نرسد، مگر آن گاه كه مجادله را رها كند، هر چند حق با او باشد». چرا كه لا زم نيست تمام باورها و گفته هاي ما را، ديگران نيز بپذيرند.
 مقابله با خاستگاه هاي جدال ناپسند- همچون برتري جويي و تعصب- و توجه به پيامدهاي آن- از جمله: تيرگي روابط، افت شخصيتي، خستگي بي حاصل و سقوط معنوي-، مي تواند آدمي را در ترك اين كار ياري رساند.

 ۷) پرسشگري منفي
كاركردهاي اصلي «پرسش» به عنوان مهارتي اجتماعي، بسيار فراوان و گوناگون است، از آن جمله است: كسب اطلا عات (به عنوان مهمترين كاركرد); سنجش ميزان دانش پاسخ دهنده; تشخيص مشكلا ت طرف مقابل; تعيين نگرش ها، احساسات و عقايد وي; ابراز علا قه به مخاطب; تشويق تفكر انتقادي و ارزيابي; تشويق به مشاركت بيشتر در بحث; و انتقاد و بازخواست. در كنار اين عناصر، گاه پرسش هايي نادرست، غيرمفيد يا به انگيزه هاي ناسالم مطرح مي شود كه فرآيند ارتباط را نيز، دشوار مي سازد، از اين روي، در آموزه هاي ديني، نكوهش شده است. برخي از اين گونه پرسش ها عبارت است از:
▪ پرسش از مسائلي كه هيچ گونه سود قابل توجهي ندارد و تنها موجب اتلا ف وقت و انرژي افراد است.
▪ واكاوي آنچه دانستن آن، زيانبار است; (مانند اصرار بيمار براي آگاهي از بيماري درمان ناپذير خود، سوال از آلودگي هاي افراد، اطلا عات سري...).
 ▪ تجسس در امور شخصي ديگران.
▪ پرسش تمسخرآميز.
 ▪ پرسش به هدف خودنمايي، فضل فروشي يا تخريب شخصيت و اعتبار مخاطب.
▪ بهانه تراشي و ماجراجويي با سوالا ت بيجا.
● آسيب شناسي سخن
سخن، از ديد كمي و كيفي، پيوسته در معرض آفات و آسيب هاي گوناگوني است كه به خاطر تاثيرات منفي بر شخصيت، روان و اعتبار اجتماعي گوينده يا مخاطب، بي ارزش و گاه ضدارزش مي شود و ناپايداري ارتباط كلا مي سازنده را نيز، موجب مي گردد.

روزنامه مردم سالاري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۷

برقراري ارتباط چندان هم سخت نيست !

وقتي كه لغات " برقراري روابط گسترده " به گوشتان مي خورد ، به ياد چه مي افتيد ؟ مطمئنم كه خيلي از شما مضطرب و نگران مي شويد و صحنه اي را مجسم مي كنيد كه در آن شما ميان خيل انبوه شركت كنندگان در يك كنفرانس گير افتاده ايد و سعي مي كنيد كسب و كارتان را معرفي و كارت ها و بروشورهاي تبليغاتي را توزيع كنيد . علاوه بر اينها ته دلتان هم اميد چنداني نداريد كه اين روش مؤثر باشد . اما همه ما مي دانيم كه اين ارتباطات كه مي توانند به معرفي و شناساندن كسب و كار شما منتهي شوند ، چقدر ارزشمندند . البته لازم به ذكرست كه من هم از تصور وضعيتي كه گفتيم مي ترسم ! اما به واقع اين طور نيست چرا كه اگر ياد بگيريم قوي و مؤثر ظاهر شويم ، خواهيم توانست ايده هاي جديد و كسب و كار خود را به همه عرضه كنيم و در عين حال از ايده هاي بديع و نوي ديگران هم استفاده كنيم . خود من دوست دارم در قالب يك گروه كوچك فعاليت كنم . به عقيده من راهبري يك گروه كوچك ساده تر است چرا كه مي توانم تك تك افراد را بشناسم . گام بعدي اينست كه به سراغ يك همكار برويد و از او بخواهيد كساني را كه مي شناسد و مي داند كه توانا هستند را به شما معرفي كند . بدين ترتيب شما با يك دوست كارتان را شروع كرده ايد و همين دوست هم دوستان خود را به شما معرفي مي كند و به اين ترتيب برقراري ارتباطات شما از همين جا شروع شده است . يكي ديگر از ترفندهاي مؤثر اينست كه با گروهي شروع كنيد كه قبلاً با آنها كار كرده ايد .

▪ در ابتدا از كساني دعوت كنيد كه آنها را مي شناسيد . سپس از همان ها بخواهيد كه اشخاص ديگري را جذب كنند . به اين ترتيب تعداد نفرات گروه افزايش مي يابد با اين وضعيت شما مي توانيد هر روز با گروهي از دوستانتان صحبت كنيد ، درباره اوضاع اقتصادي روز بحث كنيد و اطلاعات يكديگر را در مورد كسب و كار به روز كنيد و عقايد و ايده هايتان را در اختيار يكديگر بگذاريد . اين كار براي همه شما خوشايند است چرا كه همه با يكديگر دوست هستند . ‏

▪ دوم اين كه عمق روابط شما از گستره آن مهمتر است . يعني اين كه وقتي كارت ويزيت كسي در دفترچه شماست به اين معني نيست كه او در شبكه ارتباطات شما قرار دارد . اگر شما با كسي روابط مشخص و عميق نداشته باشيد ، به راحتي نمي توانيد از او درخواست كمك كنيد . بناي يك رابطه عميق و مؤثر زمان مي برد و به آساني ميسر نيست . به خاطر داشته باشيد كه گروه شما مؤثر است چون همه شما با يكديگر دوست هستيد . اين كليد روابط كارآمد است . بايد روابطي برقرار كنيد كه از يك كارت ويزيت فراتر روند و طرف شما به دوستتان تبديل شود تا هر گاه كه بخواهيد به درخواست كمك شما پاسخ مثبت دهد . در آخر بايد گفت كه اگر مي خواهيد شبكه روابط شما گسترده ، عميق و مؤثر باشد ، بايد به ارتقاي روابط ديگران كمك كنيد . گاهي اوقات اشخاصي به شما تلفن مي كنند و تقاضا دارند كه آنها را در كارشان ياري دهيد . اگر مي توانيد حتماً به آنها كمك كنيد و اگر نمي توانيد به يكي از اعضاي شبكه تان ارجاعشان دهيد . با اين روش ديگران هم به گسترش ارتباطات شما كمك مي‌كنند اين يعني كه شما براي گسترش ارتباطات و برقراري روابط جديد ، گزينه هاي زيادي در اختيار داريد . ‏

پيدا كردن افرادي كه بتوانند به شما كمك كنند ، چندان سخت نيست . عده اي هستند كه انگار همه را مي شناسند . كافيست با آنها آشنا شويد و به شبكه خود وارد كنيد تا به شما كمك كنند . برقراري ارتباط مي تواند آسان باشد و وجود كارت هاي ويزيت و بروشور هميشه هم لازم نيست . فقط آرامش داشته به اعصاب خود مسلط باشيد . سعي كنيد دوستان زيادي پيدا كنيد و به اين ترتيب شاهد رشد اين شبكه باشيد .


‏By : Eric Farry‏
مترجم : آذين صحابي ‏


روزنامه تفاهم


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۶

ديده شدن آدم‌ها در زندگي اجتماعي كليد طلايي ارتباط


در روز اول سال تحصيلي خانم تامپسون معلم كلاس پنجم دبستان وارد كلاس شد و پس از صحبت هاي اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت كه همه آنها را به يك اندازه دوست دارد و فرقي بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزي امكان نداشت. مخصوصا اين كه پسر كوچكي در رديف جلوي كلاس روي صندلي لم داده بود به نام «تدي استودارد» كه خانم تامپسون چندان دل خوشي از او نداشت. تدي سال قبل نيز دانش آموز همين كلاس بود. هميشه لباس هاي كثيف به تن داشت، با بچه هاي ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعا دانش آموز نامرتبي بود و خانم تامپسون ازدست او بسيار ناراضي بود و سرانجام هم به او نمره قبولي نداد و او را رفوزه كرد. امسال كه تدي دوباره در كلاس پنجم حضور مي يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلي سال هاي قبل او نظري بيندازد تا شايد به علت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند كمكش كند.

معلم كلاس اول تدي در پرونده اش نوشته بود: «تدي دانش آموز باهوش، شاد و بااستعدادي است. تكاليفش را خيلي خوب انجام مي دهد و رفتار خوبي دارد. رضايت كامل» معلم كلاس دوم در پرونده اش نوشته بود: «تدي دانش آموز فوق العاده اي است. همكلاسي هايش دوستش دارند ولي او به خاطر بيماري لاعلاج مادرش كه در خانه بستري است دچار مشكل روحي است.» معلم كلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: «مرگ مادر براي تدي بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براي درس خواندن مي كند ولي پدرش به درس و مشق اش علاقه اي ندارد. اگر شرايط محيطي او در خانه تغيير نكند او به زودي با مشكل روبه رو خواهد شد.»

معلم كلاس چهارم تدي در پرونده اش نوشته بود: «تدي درس خواندن را رها كرده و علاقه اي به مدرسه نشان نمي دهد. دوستان زيادي ندارد و گاهي در كلاس خوابش مي برد.»
 خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاي تدي به مشكل او پي برد و از اينكه دير به فكر افتاده بود خود را نكوهش كرد. تصادفا فرداي آن روز، روز معلم بود و همه دانش آموزان هدايايي براي او آوردند.
هداياي بچه ها همه در كاغذ كادوهاي زيبا و نوارهاي رنگارنگ پيچيده شده بود، به جز هديه تدي كه داخل يك كاغذ معمولي و به شكل نامناسبي بسته بندي شده بود. خانم تامپسون هديه ها را سركلاس باز كرد. وقتي بسته تدي را باز كرد يك دستبند كهنه كه چند نگين اش افتاده بود و يك شيشه عطر كه سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود.

اين امر باعث خنده بچه هاي كلاس شد اما خانم تامپسون فورا خنده بچه ها را قطع كرد و شروع به تعريف از زيبايي دستبند كرد. سپس آن را همانجا به دست كرد و مقداري از آن عطر را نيز به خود زد. تدي آن روز بعد از تمام شدن مدرسه مدتي بيرون مدرسه صبر كرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: «خانم تامپسون، شما امروز بوي مادرم را مي داديد.» خانم تامپسون، بعد از خداحافظي از تدي، داخل ماشين رفت و براي مدتي طولاني گريه كرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگري شد و در كنار تدريس خواندن،نوشتن، رياضيات و علوم به آموزش «زندگي» و «عشق به همنوع» به بچه ها پرداخت و البته توجه ويژه اي نيز به تدي مي كرد.

پس از مدتي، ذهن تدي دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق مي كرد، او هم سريع تر پاسخ مي داد. به سرعت او يكي از باهوش ترين بچه هاي كلاس شد و خانم تامپسون با وجودي كه به دروغ گفته بود كه همه را به يك اندازه دوست دارد، اما حالا تدي دانش آموز محبوبش شده بود. يك سال بعد، خانم تامپسون يادداشتي از تدي دريافت كرد كه در آن نوشته بود شما بهترين معلمي هستيد كه من در عمرم داشته ام شش سال بعد، يادداشت ديگري از تدي به خام تامپسون رسيد. او نوشته بود كه دبيرستانش را تمام كرده و شاگرد سوم شده است و باز هم افزوده بود كه شما همچنان بهترين معلمي هستيد كه در تمام عمرم داشته ام چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگري دريافت كرد كه در آن تدي نوشته بود با وجودي كه روزگار سختي داشته است اما دانشكده را رها نكرده و به زودي از دانشگاه با رتبه عالي فارغ التحصيل مي شود. باز هم تاكيد كرده بود كه خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است. چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامه اي ديگر رسيد.

اين بار تدي توضيح داده بود كه پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين كار را كرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوب ترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب كرده بود. اما اين بار، نام تدي در پايان نامه كمي طولاني تر شده بود: دكتر تئودور استودارد. ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگري رسيد. تدي دراين نامه گفته بود كه با دختري آشنا شده و مي خواهند با هم ازدواج كنند. او توضيح داده بود كه پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش كرده بود اگر موافقت كند در مراسم عروسي در كليسا، در محلي كه معمولا براي نشستن مادر داماد در نظر گرفته مي شود، بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلي پذيرفت و حدس بزنيد چكار كرد؟ او دستبند مادر تدي را با همان جاهاي خالي نگين ها به دست كرد و علاوه بر آن، يك شيشه از همان عطري كه تدي برايش آورده بود خريد و روز عروسي به خودش زد. تدي وقتي در كليسا خانم تامپسون را ديد دست او را به گرمي هر چه تمامتر فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از اين كه به من اعتماد كرديد از شما متشكرم. به خاطر اين كه باعث شديد من احساس كنم كه آدم مهمي هستم از شما متشكرم و از همه بالاتر به خاطر اين كه به من نشان داديد كه مي توانم تغيير كنم از شما متشكرم. خانم تامپسون كه اشك در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: «تدي، تو اشتباه مي كني، اين تو بودي كه به من آموختي كه مي توانم تغيير كنم. من قبل از آن روزي كه تو بيرون مدرسه با من صحبت كردي. بلد نبودم چگونه تدريس كنم.»

بد نيست بدانيد كه تدي استودارد هم اكنون در دانشگاه آيوا استاد برجسته پزشكي است و بخش سرطان دانشكده پزشكي دانشگاه نيز به نام او نامگذاري شده است. همين امروز گرمابخش قلب يك نفر شويد... وجود فرشته ها را باور داشته باشيد و مطمئن باشيد كه محبت شما به خودتان باز خواهد گشت.

روزنامه مردم سالاري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۵

۶فن براي برقراري ارتباط صحيح

▪ قانون ارتباطي ۱:
به يك موضوع بپردازيد متخصصين آموزش مهارت‌هاي كلامي به اين قانون بهاي فراوان مي‌دهند. به اعتقاد آنها موضوع جاري به اندازه كافي دشوار هست كه به آن رسيدگي كنيم در اين شرايط نبايد با طرح مسائل مربوط به گذشته‌هاي دور بر حساسيت‌ها بيفزائيم.
▪ قانون ارتباطي ۲:
رنجش‌هاي كهنه را از نو زنده نكنيد. مسائلي كه قبلا شما را رنجانده است و به اندازه كافي در مورد آن مشاجره داشته‌ايد را مجددا مطرح نكنيد. رجوع به گذشته براي يافتن شاهد هميشه در زندگي‌هاي مشترك ايجاد اشكال نموده است و باعث تيرگي روابط مي‌گردد.
 ▪ قانون ارتباطي ۳:
از موضوع خارج نشويد. سعي كنيد به هنگام به وجود آمدن مشكل به طرح اصل مسئله بپردازيد و از پرداختن به مسائل حاشيه‌اي خودداري فرمائيد، وقتي با همسرتان درباره ي موضوعات بي‌تناسب و بي‌مورد بحث مي‌كنيد، بدانيد كه از موضوع اصلي منحرف شده‌ايد و از يكديگر دلخور و ناراحت هستيد. در چنين شرايطي بهتر است در حال آرامش قرار بگيريد و كاملا آرام مشكل را مطرح و ضمن قضاوت و صحبت كردن صادقانه وي را به حل مشكل دعوت نماييد.
 ▪ قانون ارتباطي ۴:
از برچسب زدن و ناسزا گفتن خودداري نمائيد. هر وقت كه ناسزا مي‌گوييد از منطق فاصله مي‌گيريد. درست‌انديشي حتي در شرايط عادي هم ‌دشوار است و زماني كه شما حتي احساساتتان را نتوانيد كنترل كنيد بر مشكلات خود مي‌افزاييد.
▪ قانون ارتباطي ۵:
از طرح شكايات انباشته شده خودداري كنيد. همه ما شكايات را روي هم انباشته مي‌كنيم، هر چند ممكن است به ظاهر از آن مطلع نباشيم، اما از ما مي‌خواهند كه مودب باشيم، احترام بگذاريم و ملاحظه ديگران را بكنيم.
 ▪ قانون ارتباطي ۶:
در واقع مودب بودن، احترام گذاشتن و ملاحظه ي ديگران را كردن قانون بعدي است كه متخصصين آموزش‌هاي ارتباطي اغلب آن را متذكر مي‌شوند، اما مودب بودن، احترام گذاشتن و رعايت ديگران را كردن، سركوب و فرونشاني شكايات است و سركوب شكايات نيز به معناي انباشت كردن آنها است تا روزي كه از خشم همه آنها را يك‌جا بيرون نريزيم. لذا پيشنهاد مي‌كنيم به جاي اينكه شكايت انباشته شده خود را يكجا تخليه كنيد از اين شكايات به عنوان يك راهنما براي حل گرفتاري‌هايتان استفاده كنيد.
 در كل بايد گفت برقراري ارتباط عامل تعيين كننده در زندگي ماست. اگر درست شكل بگيرد به اجتناب از موقعيت‌هاي استرس‌زا كمك كرده و به حل بسياري از مسايل زندگي منجر مي‌شود. طرز برقرار ارتباط با ديگران و واكنش آنها ريشه در حرمت نفس داشته، و متقابلا بر آن اثر مي‌گذارد.
 ارتباط موثر، صادقانه و متناسب با موقعيت است. شخص در پي اين ارتباط اجتماعي احساس عزت نفس مي‌كند و با ديگران و با موقعيت‌هاي استرس‌زا راحت تر كنار مي‌آيد. در اين ارتباط قاطعيت مطرح است و معنا و مفهومش اين است كه به انتخاب خود آزادانه حرف‌ مي‌زنيد، ولي ارتباط غير موثر عمدتا با سرزنش خود شخص، افكار، حمله، كاهش عزت نفس همراه است افراد در برخوردهاي اجتماعيشان ممكن است چند جور واكنش نشان دهند (بنسون، استوارات) گاهي واكنش‌ها پرخاشگرانه است، اين طرز برخورد به اين معناست كه «من مهم هستم ولي تو مهم نيستي» گاهي واكنش‌ها انفعالي است، اين طرز برخورد به اين معناست كه «تو مهم هستي ولي من مهم نيستم» چنانچه واكنش قاطعانه باشد به هر دو توجه مي‌شود، آشكارا، صادقانه و به جا هستند «من مهم هستم تو هم مهم هستي».
 ارتباط موثر، يعني آنچه را كه مي‌خواهيد و نمي‌خواهيد مطرح سازيد تعريف و تحسين‌ها را بپذيريد و بدانيد چه موقع آري و چه موقع نه بگوييد، ارتباط موثر، يعني احساسات خود را به تناسب مطرح كنيد. به راه حل پيروزي طرفين بينديشيد، حرف خود را بزنيد، مشخص باشيد، خواسته‌هاي خود را بشناسيد. نبايد انتظار داشته باشيد كه ديگران نيازها و خواسته‌هاي شما را بدانند. برخورد همدلانه داشته باشيد.
برخورد همدلانه مي‌تواند اضطراب و افسردگي را تخفيف دهد و مهارت‌هاي ارتباطي را بهبود بخشد. با خود مهربان باشيد تنها در اين صورت مي‌توانيد به ديگران محبت كنيد. متخصصين مهارت‌هاي ارتباطي معتقدند جهت هر چه بهتر شدن ارتباطات گوينده و شنونده بايد اصولي را رعايت كنند.
اصولي كه گوينده بايد به آنها توجه داشته باشد :
 ▪ خلاصه حرف بزنيد.
 ▪ صريح و موجز حرف بزنيد.
 ▪ از توهين، تهمت و سرزنش بپرهيزيد.
 ▪ از زدن برچسب‌هايي مانند، خودخواه، بي‌‌ملاحظه، بدجنس، خودداري كنيد.
▪ از مطلق‌گويي و استفاده از كلماتي مانند هرگز يا هميشه خودداري نمايند.
 ▪ ذهن خواني نكنيد.
 ▪ در جاهايي كه لازم است از ضمير ما استفاده كنيد ضمير من را بكار نبريد. اصولي كه شنونده بايد رعايت كند.
 ▪ زمينه‌هاي توافق را پيدا كنيد.
 ▪ مضامين منفي صحبت‌هاي همسرتان را ناشنيده بگيريد.
 ▪ از خود سوال كنيد.
 ▪ مطمئن شويد كه منظور همسرتان را درك كرده‌ايد.
 ▪ طوري صحبت كنيد كه همسرتان منظور شما را كاملا درك كند.
 ▪ از عذرخواهي كردن نهراسيد.
 ▪ شكايت‌ها را به پرس وجو تبديل كنيد.
 ▪ به گونه‌اي با همسر خود صحبت كنيد كه احساس كند، حامي و تكيه گاه او هستيد.
 همانطور كه قبلا ذكر شد نحوه برخورد زنان و مردان با فشارهاي عصبي متفاوت است در اين شرايط مردان بيشتر سكوت مي‌كنند و در خود فرو مي‌روند، ولي زنان بيشتر روابط همدلانه را جستجو مي‌كنند و مي‌خواهند براي كسي ساعت‌ها حرف بزنند.
اغلب زنان در شرايطي كه مرد در حالت استرس و مشكلات روحي به سر مي‌برد مي‌خواهند كاملا از موضوع سر در بياورند و به نوعي مرد را راهنمايي كنند. به خانم‌ها توصيه مي‌شود در شرايطي كه همسرشان درخواست كمك نكرده اصرار به راهنمايي نداشته باشيد. رفتارهاي مادرانه همسر براي مرد خوشايند نيست در بسياري از مواقع زنان با راهنمايي يا خواسته و يا انتقاد از مرد موجب رنجش او مي‌شوند. در مواقعي كه زن مي‌خواهد از شوهرش انتقاد كند و يا دلخوري خود را با او مطرح سازد بهتر است اصولي را كه در مبحث زير آمده، رعايت كند.
 بعد از اتمام مباحث مربوط به قانون هاي ارتباطي ، در مقاله ي بعد به بررسي بحث " روش مناسب انتقاد كردن از مردان و زنان " خواهيم پرداخت .

http://vista.ir/article/350431/۶فن-براي-برقراري-ارتباط-صحيح


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در تجربيات دو دهه مشاوره من به مديران اجرايي براي ارائه سخنراني‌هاي عمومي، به ندرت به كساني برخورد كرده ام كه تمايل داشته باشند وقت و انرژي لازم را براي انجام كارهايي كه جهت‌ايراد يك سخنراني بزرگ و فوق‌العاده ضروري است، صرف كنند.

رضايت سخنرانان به يك سخنراني متوسط‌، ريشه اصلي كثرت سخنراني‌هاي بد است. سخنرانان اصلا به كيفيت جايگاه سخنراني اهميت نمي‌دهند و ‌ايراد سخنراني در يك جايگاه با كيفيت پايين، آنها را راضي مي‌كند.
چه كاري براي بهبود كيفيت نامطلوب سخنراني‌هاي مديران بايد انجام داد؟ من 3 مرحله سريع پيشنهاد مي‌دهم كه مديران از همين الان مي‌توانند در پيش بگيرند تا كيفيت سخنراني بعديشان را بالا ببرند. مراحل سه گانه از نظر مفهومي ‌پيچيده ولي از نظر اجرا نسبتا آسان است.
مرحله اول: مخاطبان خود را در دسته‌هاي مختلف قرار داده و سازماندهي كنيد.
ذهن ناخودآگاه ما به طور مداوم چهار منطقه مختلف از فضاي بين ما و ديگران را به دقت رصد مي‌كند. ما‌اين رادار ناخودآگاه و به طور ناباورانه‌اي ماهر را تقويت كرده‌ايم تا ما را براي ارائه سخنراني‌هاي عمومي‌هدايت كند. فاصله 12 قدم يا بيشتر با مخاطبان، فضاي عمومي‌ (اصطلاحا فضاي غيرصميمانه) محسوب مي‌شود و ما معمولا اهميت زيادي به كساني كه فاصله‌اي بيشتر از12 قدم با ما دارند نمي‌دهيم.
فاصله بين 12 قدمي‌تا 4 قدمي ‌فضاي اجتماعي خوانده مي‌شود. ما توجه نسبتا بيشتري به افراد ‌اين منطقه داريم، گاهي به آنها نگاه مي‌كنيم ولي مخاطب اصلي خود به حساب نمي‌آوريم. فاصله 4 قدمي ‌تا 5/1 قدمي‌فضاي خصوصي به حساب مي‌آيد و ما توجه خيلي بيشتري به افراد‌ اين فضا داريم و در حقيقت، مي‌خواهيم تماس چشمي‌مان را با يكي از افراد ‌اين منطقه به طور مداوم حفظ كنيم. از لحاظ رواني آن شخص به اندازه‌اي به ما نزديك است كه تشويق به متمركز ماندنمان بكند. بالاخره‌، فاصله 5/1 قدمي‌تا صفر قدمي‌فضاي صميمانه و محرمانه ناميده مي‌شود و تنها كساني به‌ اين منطقه راه دارند كه ما اطمينان زيادي به آنها داريم مانند همسر، اعضاي خانواده و دوستان نزديك.الزامات يك سخنراني عمومي‌ چيست؟ پشت جايگاه سخنراني ‌ايستادن به ‌اين معناست كه شما مي‌خواهيد فاصله بيشتر از 12 قدم را با افراد حفظ كنيد و ‌اين نشان‌دهنده آن است كه شما به طور ناخودآگاه تمايلي براي ارتباط برقرار كردن با ديگران نداريد. بنابراين يكي از راه‌هاي بالا بردن كيفيت سخنراني شما‌ اين است كه رابطه خودتان را با مخاطبانتان با پايين آمدن از جايگاه سخنراني و وارد شدن به جمع افرادي منتخب از منطقه خصوصي گرم‌تر و نزديك‌تر نماييد.
به لطف مانيتورهاي نصب شده در چند نقطه سالن سخنراني، وقتي شما از جايگاه پايين مي‌آييد رشته كار از دستتان در نمي‌رود، بلكه ‌اين كار به ارائه بهتر سخنراني كمك مي‌كند؛ بنابراين مي‌توانيد به راحتي در حين‌اينكه راه مي‌رويد به سخنراني‌تان ادامه دهيد. وقتي مي‌خواهيد مطلب مهمي ‌را بيان كنيد به طرف مخاطبان منتخب خود حركت كنيد و وقتي مي‌خواهيد تنفس اعلام كرده يا موضوع را عوض كنيد، از آنها دور شويد. اين طبقه‌بندي يك راه ساده و آسان براي‌ايجاد و توسعه ارتباط با مخاطبان است بدون ‌اينكه نيازي به بلند كردن صدايتان باشد.
مرحله دوم: به مستمعان گوش كنيد.
تمام ارتباطات موفق، دوطرفه هستند و گوش كردن به مستمعان يك روش بسيار خوب براي افزايش كاريزماي شما است.‌ اين امر باعث خواهد شد كه مستمعان در حالي كه تمام توجه شان به شما است روي صندلي‌هايشان ميخكوب شوند.
حال سوال ‌اينجا است كه چگونه بايد به مستمعان گوش كرد؟ بهترين راه‌اين است كه وقفه‌هاي منظم در سخنرانيتان، براي در دست گرفتن نبض مستمعان حداقل هر بيست دقيقه و ترجيحا هر ده دقيقه داشته باشيد. از مخاطبان بپرسيد آيا آنها سوالي يا نظري دارند يا مي‌خواهند تجربيات خودشان يا اطرافيانشان را در مورد موضوع بحث با شما در ميان بگذارند؟
مي‌توانيد پرسش و پاسخ را به آخر سخنراني موكول كنيد اما تاثير آن كاهش مي‌يابد، زيرا ممكن است مخاطبان سوالي را كه 10 دقيقه پيش داشتند فراموش كنند.
در عين حال مهم‌ترين نكته آن است كه وقتي چيزي را از مخاطب مي‌پرسيد، بايد منتظر پاسخ آن بمانيد. اگر صرفا به‌اين خاطر كه استرس زيادي داريد فقط يك يا دو ثانيه صبر كنيد و با ‌اين تصور كه كسي چيزي ندارد بگويد بلافاصله سخنان خود را ادامه دهيد، ‌اين موضوع را به مخاطب القا كرده‌ايد كه دوست داريد متكلم الوحده باشيد، زيرا طي يك سخنراني‌اين سخنران است كه قانون وضع مي‌كند.
نكته مهم ديگر ‌اينكه وقتي به مخاطب گوش مي‌كنيد بايد با تمام وجود ‌اين كار را انجام دهيد. يعني‌اينكه هر كار فيزيكي كه انجام مي‌داديد را متوقف كنيد، به طور كامل به طرف سوال‌كننده برگرديد و تمام حواستان به او باشد.
اين كار به طور شگفت‌آوري براي سخنرانان پرمشغله سخت است، اما براي ‌اينكه نشان دهيد با تمام وجود به مخاطب خود اهميت مي‌دهيد، بسيار ضروري است. بسياري از سخنرانان، سوال مخاطب را قبل از پايان متوجه مي‌شوند و شروع به جواب دادن مي‌كنند؛ ‌اين كار اصلا حرفه‌اي نيست و به‌ اين معني است كه شما براي مخاطب خود ارزش قائل نيستيد و سخنان او را لايق شنيدن نمي‌دانيد.
مرحله سوم: قبل از سخنراني تقريبا براي 3 دقيقه روي احساسات خود تمركز كنيد.
بسياري از مديران اجرايي اشتباها فكر مي‌كنند كه مديريت يعني احساساتي نبودن. ‌اين يك اشتباه بسيار بزرگ است. مديران موفق و پر جذبه‌اي مانند استيو جابز يا شخصيت سياسي محبوبتان را در ذهن خود مجسم كنيد. ابراز احساسات مردم به ‌اين افراد به خاطر اشتياق و علاقه زياد به موضوع بحث آنها، استدلالات آنها يا محصول توليد شده توسط آنها مي‌باشد. جذابيت و كاريزما، بر خاسته از تمركز روي احساسات مسري و قدرتمند مانند لذت، اشتياق و خشم است. بنابراين، چند لحظه قبل از ‌اينكه براي سخنراني روي صحنه برويد با تمام وجود، ‌اين احساسات را در خودتان بيدار كنيد و به آنها اجازه جولان بدهيد. اگر‌ اين كار را تمرين كنيد با جذابيت و انرژي بالا روي صحنه حاضر خواهيد شد و مردم در شما غرق خواهند شد.
چگونه بايد تمركز كرد؟ ابتدا احساساتتان را شناسايي كنيد و به زماني فكر كنيد كه ‌اين احساس را تجربه كرده‌ايد آن زمان را دوباره با تمام وجود براي چند دقيقه درست قبل از سخنراني با به‌ كارگيري تمام حواس پنجگانه در ذهنتان مجسم كنيد. تجربه چه مزه‌اي مي‌داد؟ چه بويي مي‌داد؟ چه صدايي داشت؟ چه كالايي بود و چه شكلي داشت؟ اين صفوف احساسات را يكي پس از ديگري تجربه كنيد. خودتان را در آن زمان خاص مجسم كنيد و احساسات را وارد زندگي كنيد. سپس به صحنه برويد و مطمئن باشيد كه همه را به شدت تحت تاثير قرار خواهيد داد. اين 3 ميانبر را تمرين كنيد تا شاهد موفقيت و ارتقايتان روي صحنه و داشتن ارتباطات وسيع‌تر در جامعه باشيد.


منبع: Harvard Business Review


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

بيشتر سخنراني‌ها به علت اينكه سخنرانان خودشان را در دو زمينه به اندازه كافي آماده نمي‌كنند، بسيار بد ارائه مي‌شوند. اين دو خطاي كلاسيك به اندازه اي مهم هستند كه مي‌توان از آنها، دو قاعده اساسي براي ارائه يك سخنراني موفق استخراج كرد.
قاعده اول: مخاطبانتان را بشناسيد
سخنراني‌ها براي مخاطبان آماده مي‌شوند نه براي خود سخنرانان. بنابراين قبل از اينكه مطلبي بنويسيد يا اسلايدي آماده كنيد، بايد مخاطبانتان را كاملا مد نظر بگيريد.
بنابراين چند سوال را كه خيلي بديهي به نظر مي‌آيند، ولي احتمال فراموشي آنها خيلي زياد است از خودتان بپرسيد، مانند من چه موقع از روز قرار است سخنراني كنم؟ تعداد مخاطبان چند نفر خواهد بود؟ آيا آنها به تازگي غذا خورده‌‌اند يا بي‌صبرانه منتظر خوردن آن هستند؟ آيا آنها در چند سخنراني قبل از سخنراني من شركت كرده‌اند، يا اينكه سخنراني من تنها سخنراني خواهد بود؟ پاسخ هر يك از اين سوالات بايد در مدت، شيوه و محتواي سخنراني شما تاثير داشته باشد.
مردم در ساعات اوليه روز انرژي و كشش زيادي براي شنيدن موضوعات پيچيده دارند؛ اما در طول روز انرژي آنها كم كم تحليل مي‌رود و آنها ديگر تمايلي براي قبول ايده‌هاي تازه ندارند. اگر تعداد مخاطبان يك سخنراني زياد باشد نياز به تزريق انرژي از سوي سخنران بسيار بيشتر خواهد بود؛ چراكه گروه‌هاي بزرگ‌تر، بيشتر راغب اين هستند كه بخندند نه اينكه گريه كنند. بدترين گروه مخاطب از ديدگاه يك سخنران، گروهي خسته و تازه غذا خورده است. براي اين نوع مخاطبان، بايد قانون سخنراني بعد از شام پرزيدنت ريگان را به كار برد. بر اساس اين قانون، مدت سخنراني 12 دقيقه تعريف شده و شما بايد تعدادي جوك تعريف كرده و قبل از اينكه مخاطبانتان به‌پا خيزند به سخنراني خود خاتمه دهيد.
اما چند نكته قابل تامل وجود دارد كه بايد درباره مخاطبانتان بدانيد: آنها از چه چيزي هراس دارند؟ روياهاي آنها چيست؟ دوست دارند چه نتيجه اي بگيرند و اينكه تازه‌ترين عاملي كه باعث جلب علاقه يا بي علاقگي آنها شده، چه چيزي بوده است؟ فقط زماني، شما قادر خواهيد بود يك سخنراني موفق براي مخاطبانتان طراحي و آماده كنيد كه كاملا از موقعيت احساسي آنها آگاهي داشته باشيد. اعتقاد داشتن به اينكه يك سخنراني مي‌تواند براي همه گروه‌ها مناسب باشد، براي بسياري از سخنرانان مشكل‌ساز شده است. بسياري از مديران را ديده‌ام كه در مورد موقعيت مالي شركتشان براي گروه‌هاي مختلفي اعم از سرمايه‌گذاران، كارمندان و عامه مردم به يك نحو توضيح مي‌دهند.

قاعده دوم:
به آنها يك مطلب را بگوييد؛ فقط يك مطلب
اين قاعده يك قاعده مشكل براي بسياري از سخنرانان به حساب مي‌آيد، اما به كار بردن آن بسيار ضروري است. تاثير سخنراني‌هاي شفاهي بسيار پايين است. ما وقتي در جايگاه مخاطبان قرار مي‌گيريم بسياري از چيزهايي را كه شنيده‌ايم نمي‌توانيم به سادگي به خاطر بياوريم. ما به آساني دچار حواس پرتي و سردرگمي شده و خيلي راحت گول مي‌خوريم. چيزهاي مختلفي مانند رنگ كراوات سخنران، يا فردي كه در رديف جلو نشسته يا مشغله‌هاي ذهني خودمان مي‌تواند حواس ما را از سخنراني پرت كند. به عبارت دقيق تر، با اينكه در محل سخنراني حاضر هستيم، ولي فكر ما ممكن است با موضوعات مختلفي درگير باشد و بخشي از سخنراني را از دست بدهيم.
بنابراين شما مجبور هستيد كه متن سخنراني‌تان را ساده‌تر تنظيم كنيد. بسياري از مطالعات بيانگر اين نكته است كه ما درصد بسيار كمي در حدود 10 تا 30 درصد از آنچه را كه مي‌شنويم به خاطر مي‌سپاريم.
اما هنگامي كه يك سخنران در مقابل مخاطبان قرار مي‌گيرد، مقاومت كردن در برابر وسوسه انتقال معلوماتش به مخاطبان بسيار سخت خواهد بود. به علاوه بسياري از سخنرانان در اولين فرصتي كه به دست مي‌آورند مخاطبانشان را با مطالب و اطلاعاتشان به توپ مي‌بندند. متاسفانه ما فقط مي‌توانيم 4 يا 5 ايده را در يك زمان به خاطر بسپاريم، بنابراين به محض اينكه شما فهرستي بيش از 5 گزينه به من ارائه بدهيد، من شروع به فراموشي هر آنچه كه مي‌شنوم خواهم كرد.
در برابر اين حقيقت تلخ و نااميدكننده فقط يك راه‌حل دفاعي وجود دارد: سخنراني خود را حول يك ايده مشخص متمركز كنيد. جسارت داشته باشيد و آن ايده را در يك جمله خبري بنويسيد و به صدر سخنراني خود الصاق كنيد. سپس همه اطلاعات اضافي را كه در راستاي اين ايده نيست حذف كنيد، هر چند كه فكر مي‌كنيد اين اطلاعات به زيباتر شدن سخنراني شما كمك خواهد كرد.
از اين دو قاعده پيروي كنيد؛ در آن صورت خواهيد ديد كه مخاطبان، سخنراني‌هاي شما را هميشه به خاطر خواهند داشت يا حتي براساس آن عمل خواهند كرد. در خاتمه به خاطر داشته باشيد كه تنها دليل ارائه يك سخنراني ايجاد يك تحول است.

منبع:Harvard Business Review

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

هر مديري بايد قادر به انجام مصاحبه‌هاي موثر و كارآمد باشد. تعداد بسيار اندكي، در حد صفر، به روشي غير از مصاحبه استخدام مي‌شوند. اين روش، يگانه ابزار مورد استفاده گسترده براي غربال به اين معني كه نتيجه مصاحبه با متقاضيان بيش از ارزش واقعي آن در تصميم‌‌گيري راجع به استخدام يا عدم استخدام آنها موثر انگاشته مي‌شود.   مهارت‌هاي مصاحبه‌گري موثر و كارآمد تنها به درد استخدام‌كنندگان افراد جديد در يك موسسه، يا افراد مشغول به كار در واحد منابع انساني سازمان‌ها نمي‌خورد، بلكه هر مديري در فرآيند استخدام افراد جديد براي واحد متبوعه خود درگير است. بنابراين هر مديري بايد قادر به انجام مصاحبه‌هاي موثر و كارآمد باشد.
شما براي اين كه مصاحبه‌كننده موثر‌تري بشويد مي‌توانيد به چند توصيه عمل كنيد:
نخست قبل از برگزاري جلسه مصاحبه با متقاضي، تقاضانامه و خلاصه سوابق (resume) او را مرور كنيد. همچنين شرح وظايف شغل مورد نظر را مرور سپس دستور كار مصاحبه را تهيه كنيد. به ويژه، از مجموعه پرسش‌هاي استاندارد استفاده كنيد. به اين معني كه بايد از همه متقاضيان يك شغل پرسش‌هاي واحدي بكنيد. پرسش‌هايي را انتخاب كنيد كه نتوان به آنها با واژه ساده «بله» يا «خير» پاسخ داد. همچنين از طرح پرسش‌هاي جهت‌داري كه پاسخ مورد نظر شما را به طرف مقابل القا مي‌كند (نظير «آيا به نظر خودتان داراي مهارت‌هاي تعاملي خوبي هستيد؟») خودداري كنيد و به جاي اينكه بپرسيد «آيا ازدواج كرديد؟» يا «فرزند داريد؟» مي‌توانيد سوال كنيد «آيا به علت خاصي امكان اضافه كار مستمر ماهانه را نداريد؟»
در موقع ملاقات با مصاحبه‌شونده فرض كنيد كه او عصبي و مضطرب است. بنابراين سعي كنيد او را آرام كنيد. خود را معرفي كنيد، رفتاري دوستانه داشته باشيد، مصاحبه را با طرح پرسش‌ها يا اظهارنظر‌هاي ساده‌اي كه مي‌توانند يخ محيط را آب كنند، شروع كنيد. سپس خلاصه‌اي از موضوعات مورد بحث در جلسه مصاحبه و مدت زمان مصاحبه ارائه دهيد و متقاضي را به طرح پرسش‌هايي ترغيب كنيد.
مصاحبه واقعي شامل مجموعه‌اي از پرسش‌هاي دوطرفه و بحث و گفت‌وگو است. پرسش‌هاي آماده شده توسط شما يك نقشه عمومي مسير است كه شما را در جلسه مصاحبه هدايت مي‌كند. اطمينان حاصل كنيد كه پاسخ همه آنها را گرفته‌ايد. پرسش‌هاي تبعي و ثانوي بايد ناشي از پاسخ‌هاي داده شده به پرسش‌هاي استاندارد باشد. اين پرسش‌ها بايد به منظور بررسي دقيق‌تر و عميق‌تر گفته‌هاي متقاضي طرح شوند. چنانچه احساس مي‌كنيد پاسخ متقاضي به پرسش‌هاي استاندارد شما مصنوعي يا ناكافي است، با طرح پرسش‌هاي تبعي و ثانوي براي روشن كردن آنها اقدام كنيد.
نكته مهم اين است كه هرگز قدرت سكوت را در مصاحبه دست كم نگيريد. پس از پايان پاسخ متقاضي به هر پرسش، به مدت چند ثانيه سكوت كنيد.سكوت شما متقاضي را به ادامه گفت‌وگو تشويق مي‌كند.
زماني كه از طريق طرح پرسش‌ها و دريافت پاسخ‌ها و بحث و گفت‌وگو به نتايج مورد نظر خود از مصاحبه دست يافتيد، آن را جمع كرده و به آن پايان دهيد. اجازه دهيد تا متقاضي از طريق عباراتي نظير «بسيار خوب من پاسخ تمام پرسش‌هايم را گرفتم. آيا نكته‌اي در مورد شغل مورد نظر يا سازمان ما وجود دارد كه هنوز براي شما نامشخص مانده باشد؟» متوجه پايان مصاحبه بشود. سپس برنامه بعدي كار را به متقاضي اعلام كنيد.
قبل از اينكه مصاحبه را كامل شده بدانيد و در حالي كه نقطه نظرات متقاضي در ذهنتان ‌تر و تازه است، ارزيابي خود را بنويسيد. پس از رفتن متقاضي يادداشت‌هاي خود را مرور كرده و پاسخ‌هاي متقاضي را مورد ارزيابي قرار دهيد.
«هرب كلهر»، مديرعامل پيشين «سوت وست ايرلاينز»، متوجه نكته‌اي شده است كه از چشم بسياري از مديران ناديده مي‌ماند: بعضي افراد به طور ذاتي دوستانه و شادكام‌تر از ديگران هستند. كلهر به درستي، معتقد است كه آموزش انسان‌ها به ارائه خدمات دوستانه و مودبانه دشوار، اگر نگوييم غير ممكن است. بنابراين شركت سوت وست ايرلاينز متمركز فرآيند استخدامي خود را بر عدم پذيرش كساني كه ذاتا خوشحال و خوشرو نيستند قرار داده است.
بسياري از مديراني كه در پي استخدام كاركنان هستند، تصور كرده‌‌اند كه كاركنان خوشرو قابل آفرينش هستند. آنها مقدار زيادي از وقت خود را صرف طراحي مشاغل انگيزاننده، شرايط كار، يا برنامه‌هاي پاداش و جبراني جذاب مي‌كنند تا به اين وسيله كاركنان خود را به ارائه رفتاري دوستانه و مودبانه تشويق و ترغيب كنيد. علاوه بر آن، آنها ميليون‌ها دلار در زمينه آموزش‌هاي مربوط به اصلاح و شكل‌دهي كاركنان خرج مي‌كنند. اكثر اين برنامه‌ها موفق به حصول اهداف تعيين شده خود نمي‌شوند. براي اينكه شاد و خوشحال بودن يا مايوس بودن انسان‌ها فطري است و اصالتا ناشي از ساختمان ژنتيكي آنها است. بر طبق مطالعات انجام شده حدود 80 درصد تفاوت‌هاي انسان‌ها از نظر شادي و خوشحالي قابل انتساب به ژن‌هاي آنها است.
تجزيه و تحليل داده‌هاي مربوط به رضايت افراد در يك دوره پنجاه ساله نشان‌دهنده ثبات حيرت‌آور نتايج انفرادي در طول زمان، حتي در موقع تغيير كارفرما و مشاغل توسط اين افراد است. اين تجزيه و تحليل و ساير شواهد القا‌كننده اين فرضيه است كه رويكرد افراد به زندگي ناشي از ساختار ژنتيكي آنها است كه در طول زمان ثابت باقي مانده و به رويكرد و موضع‌‌گيري آنها نسبت به كار منتقل مي‌شود. اگر خواهان كاركنان خوشرو هستيد، بايد در مرحله استخدام به اين موضوع توجه كنيد و از طريق آزمون شخصيت آنها، مصاحبه عميق و گسترده با آنها و بررسي دقيق سوابق كاري گذشته شان از استخدام افراد منفي، ناسازگار، ايراد‌‌گير و مشكل‌آفرين كه از موضوعات مربوط به شغل خود احساس رضايت و خشنود ناچيزي دارند، خودداري كنيد.
منبع: كتاب كليدهاي طلايي مديريت منابع انساني

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تعاريف مختلفي براي مذاكره ارائه شده كه هر كدام وجوهي از آن را مورد تاكيد قرار داده‌اند. مذاكره در تعريف امروزي به فرآيندي گفت‌وگو محور اطلاق مي‌شود كه روي يك موضوع مشخص به منظور حل يك اختلاف يا رسيدن به منافع مشترك بين دو يا چند نفر يا گروه انجام مي‌پذيرد، به شرط آن كه بتواند رضايت طرفين را برآورده سازد.   در تعريف منكور به چند كليد واژه بر مي‌خوريم. اولين واژه مهم كه بايستي به دقت به آن توجه كرد، واژه فرآيندي بودن مذاكره است. در سيستم‌هاي مديريت كيفيت همچون ايزو 9001-2008، فرآيند به مجموعه فعاليت‌هايي گفته مي‌شود كه ورودي‌ها را به خروجي تبديل مي‌كند.
مذاكره نيز همانند هر فرآيند ديگري، از قاعده ورودي و خروجي پيروي مي‌كند. سوالي كه در اينجا مطرح مي‌شود، اين است كه آيا مي‌توان بدون اينكه ورودي‌هاي خوبي براي واحد مالي يا فروش داشته باشيم، انتظار خروجي مناسبي را از آنها داشت؟ آيا مي‌توان انتظار داشت، اطلاعات ورودي به رغم اشكالات موجود بتواند به يك خروجي مناسب منجر شود. همان‌طور كه هر عقل سليمي حكم مي‌دهد نمي‌ توان به يك رايانه اطلاعات غلط داد، ولي انتظار پاسخ صحيصي از آن داشت. از اين رو به اين نتيجه مي‌رسيم كه در بحث مذاكره نيز نمي‌توان با ورودي‌هاي نا‌مناسب، نتايج مناسبي را جست‌و‌‌جو كرد. حال مي‌توان اين سوال را مطرح كرد كه چه چيزي‌هايي به عنوان ورودي‌هاي مذاكره به حساب مي‌آيند؟ فارغ از موضوع مذاكره، در يك مذاكره ساده يا پيچيده تجاري مي‌توان موارد زير را به عنوان بخشي از ورودي‌هاي مذاكره ذكر كرد:
1 - اطلاعات مشتري: شامل انواع اطلاعات از نوع محصول آنها، مزيت‌هاي آنها، افراد موثر و تصميم‌گير سازمان، خصلت‌هاي فردي و روحي و رواني آنها و هر آنچه كه مي‌تواند به فرآيند تصميم‌گيري در مورد تعيين استراتژي مذاكره كمك كند.
2 - اطلاعات مربوط به تامين‌كنندگان: براي انجام يك پروژه بايستي تمامي منابع موجود براي اجراي پروژه شناسايي و ارزيابي شوند، چون بديهي است، گاهي اوقات براي اجراي برخي پروژه‌ها بايستي از توانمندي مجموعه‌‌اي از افراد و سازمان‌هاي مختلف ديگر استفاده كرد.
3 - اطلاعات مربوط به رقبا: اگر رقبا را به سه دسته رقيب بزرگ، تازه وارد‌ها و عرضه‌كنندگان محصولات جايگزين بخش‌بندي كنيم، اطلاعات مربوط به آنها به عنوان يكي از مهم‌ترين موانع رسيدن ما به هدف مي‌تواند حياطي و تعيين‌كننده باشد.
4 - موضوع مذاكره: چنانچه ندانيم در چه موردي حرف مي‌زنيم، حتي اگر بزرگ‌ترين مذاكره‌كننده دنيا نيز باشيم، معمولا نمي‌توانيم نتيجه مناسبي از مذاكره به دست آوريم.
5 - شرايط وضعيت فعلي مملكت از لحاظ جايگاه‌هاي موجود در بازار‌هاي جهاني، قوانين موجود، محدوديت‌ها يا تسهيلات موجود تجاري: بديهي است عدم آشنايي با قوانين تجاري مي‌تواند باعث شود خروجي‌هاي كار، چندان مناسب از كار در نيايند.
6 - شناخت رقباي طرفي كه با او در حال مذاكره هستيم: بديهي است اطلاعات ما از رقباي طرف مورد مذاكره مي‌تواند به ميزان زيادي موضع ما را در مذاكره بالا ببرد.
7 - شناخت بازار و صنعتي كه در آن مشغول مي‌باشيم: بايد دانست كه طبيعت بازارهاي مصرفي و تجارتي و دولتي، با همديگر تفاوت‌هاي اساسي دارند. بدين رو نمي‌توان با استراتژي مناسب يك بازار براي بازار ديگر اقدام كرد.
8 - شناخت نقاط فشار: اگر بتوانيم نقاطي را كه طرف مقابل به واسطه آنها در فشار است شناسايي كنيم، قطعا از موضع مذاكره بهتري برخوردار خواهيم بود. براي مثال اگر دولت دريافت بيمه شخص ثالث را براي تمامي اتومبيل‌ها اجباري كرده است، به اين ترتيب، موضع نمايندگي‌هاي بيمه‌اي براي فروش بيمه‌نامه‌ها بهتر خواهد شد يا مثلا اگر دولت يا كارفرمايي اخذ بيمه نامه تمام خطر را براي پيمانكار اجباري كند، قطعا موضع شركت‌هاي بيمه در مذاكرات با كارفرما‌ها بهبود چشمگيري مي‌يابد.
9 - دانستن دستور جلسه پنهان : گاهي انگيزه طرف مقابل از مذاكره هماني نيست كه شما فكر مي‌كنيد و فرد هدف‌هاي ديگري را در سر مي‌پروراند يا دنبال مي‌كند. بارزترين مثال موجود در فرهنگ فارسي، ضرب‌المثل «دنبال نخود سياه رفتن» است. مثلا دو نفر مدير براي اينكه فرد سوم متوجه صحبت‌هاي آنها نشوند، از وي در خواست مي‌كنند گزارشي را به آنها تحويل دهد. گاهي طرف مقابل به اين دليل به شما مذاكره مي‌كند كه مثلا اطلاعات شما يا رقباي خود را به دست آورد يا حد آستانه و تحمل ما را نسبت به درخواست‌هاي منطقي و غير‌منطقي خود دريافت كند. در بسياري موارد، تشخيص منظور اصلي طرف از مذاكره ساده نيست، بدين رو بر هر مذاكره‌كننده‌اي واجب است با احتياط مذاكره كند و تا زماني كه منظور اصلي را متوجه نشده است، اطلاعات اساسي را بروز ندهد. بديهي است دريافت اطلاعات مربوط به دستور جلسه پنهان از منابع غير رسمي مي‌تواند بسيار مفيد باشد. بديهي است ورودي‌هاي ديگري نيز مي‌تواند براي مذاكره در نظر داشت؛ مثلا بحث آناليز ريسك مذاكرات، مي‌تواند يكي از ورودي‌هاي حياتي و تعيين‌كننده مذاكرات باشد. به رغم كم بودن يا متعدد بودن، آنها همگي بر يك اصل پافشاري مي‌كنند و آن اينكه قبل از هر مذاكره‌اي بايستي به آمادگي كامل رسيده و در شرايط خوب اطلاعاتي حضور پيدا كرد. بديهي است داشتن اطلاعات خوب، يكي از ابزار‌هاي قدرت در مذاكره به حساب مي‌آيد كه مي‌تواند موضع فرد را به نحو قابل‌ملاحظه‌اي بهبود بخشد. به طور خلاصه، مي‌توان گفت قبل از هر مذاكره‌اي بايستي در خود ايجاد‌قدرت كنيم و آن نيز از طريق دستيابي به ابزار‌هاي قدرت است كه مي‌تواند باعث تمايز‌ها و ارجحيت‌ها شود. بدين رو به جد درخواست مي‌شود قبل از مسلح شدن به ابزارهاي قدرت، براي مذاكره اقدامي صورت نگيرد؛ زيرا مذاكره در موضع ضعف هميشه موجب از دست دادن امتيازات فراوان و تبديل مذاكره دو طرفه به مذاكره يك طرفه مي‌شود. در سطر‌هاي پيشين، به بخشي از ورودي‌هايي كه مي‌توانند به عنوان ابزار‌هاي قدرت يا وجوه تمايز منجر شود، اشاره كرد؛ همانند تخصص، ارتباط، اقتدار فردي، قدرت مالي، قدرت سياسي، قدرت اقتصادي، قدرت علمي، قدرت فني و تكنولوژيكي، قدرت نظامي، قدرت دسترسي به رسانه‌ها و... از اين رو در انتهاي مبحث خاطرنشان مي‌شود كه مرحله پيش مذاكره، به مراتب مهم‌تر از مرحله مذاكره و پس مذاكره بوده، بدين رو بايد دانست ضرورت يادگيري اصول و قواعد مذاكره ما را از عمليات پيش مذاكره به هيچ وجه بي‌نياز نمي‌سازد.
منبع: كتاب اصول،فنون و هنرمذاكره

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱<