مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20103
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 31
همه : 4348585

 

در زندگي همه ما مواقعي وجود دارد كه بايد در حضور چند نفر راجع به مساله‌‌اي صحبت كنيم. ممكن است اين صحبت در جلسه يا كنفرانسي باشد كه رسميت داشته باشد و ممكن هم هست كه در يك جمع خانوادگي يا در محيط كار بخواهيم براي دوستان يا همكارانمان صحبت كنيم. اگر مهارت‌هاي لازم را در اين زمينه داشته باشيم، قطعاً روند كار با موفقيت بيشتري انجام مي‌شود و به نتايج بهتري مي‌رسيم.

در زندگي همه ما مواقعي وجود دارد كه بايد در حضور چند نفر راجع به مساله‌‌اي صحبت كنيم. ممكن است اين صحبت در جلسه يا كنفرانسي باشد كه رسميت داشته باشد و ممكن هم هست كه در يك جمع خانوادگي يا در محيط كار بخواهيم براي دوستان يا همكارانمان صحبت كنيم. اگر مهارت‌هاي لازم را در اين زمينه داشته باشيم، قطعاً روند كار با موفقيت بيشتري انجام مي‌شود و به نتايج بهتري مي‌رسيم.
يكي از مباحث مهمي ‌كه اكثر صاحب نظران درباره آن اتفاق نظر دارند، مقدمه‌اي است كه ما براي گفتار خود انتخاب مي‌كنيم. برخي مي‌گويند اصل مطلب مهم است و مقدمه تأثير چنداني در روابط ندارد، در صورتي كه اگر مقدمه جالب و دلنشين نباشد، دنبال كردن بقيه صحبت از جانب شنوندگان چندان قطعي نيست.
پس سعي كنيد صحبت خود را هميشه با يك مقدمه آغاز كنيد و سپس به اصل بحث بپردازيد.

4 نكته درباره مقدمه‌چيني
بسياري افراد حتي در دوران تحصيل و براي نوشتن انشاء نيز براي پرداختن به مقدمه دچار مشكل مي‌شوند. با توجه به نكات زير حداقل از اصول كلي مقدمه آگاه خواهند شد:

- مقدمه بايد مختصر باشد، اما در عين حال هدف از بيان آن را مشخص كند تا شنونده بداند كه قرار است به چه موضوعي پرداخته شود.
- مقدمه نبايد تنها اطلاعات خاصي را به شنونده منتقل كند، بلكه بايد شنونده را جذب كند و براي پيگيري كلام انگيزه لازم را در او به وجود آورد.
- مطالب بيان شده بايد مرتبط با يكديگر باشند، نه‌ اينكه در مقدمه به نكاتي پرداخته شود كه در آخر بحث، هيچ نتيجه‌اي از آنها گرفته نشود.
- در نهايت با نوع كلام خود سعي كنيد ارتباطي ميان خود و شنونده‌ ايجاد كنيد كه موج مثبتي ايجاد شود و فضاي دلنشين و مطلوبي به بحث شما بدهد.

12 نكته درباره جان كلام

و اما در پرداختن به مطالب اصلي كلام، پس از مقدمه، نكات زير را در نظر داشته باشيد:

- از كلمات قابل درك و با معني استفاده كنيد.
- القاب، عناوين و اصطلاحات فوق تخصصي، كمكي به درك بهتر موضوع نمي‌كند. البته هنگام نياز بايد به آنها اشاره كرد. اما موضوع اصلي نبايد تحت الشعاع اين مساله‌ قرار گيرد، زيرا شنونده خسته مي‌شود.
- براي پرداختن به موضوع، در صورت امكان مي‌توانيد از داستان‌هاي كوتاه، ضرب المثل‌ها و اطلاعات جالب ديگر براي حمايت از موضوع اصلي استفاده كنيد و بر جذابيت كلام و درك بهتر آن بيفزاييد.
- سعي كنيد حتماً از موضوع مورد نظر به اندازه كافي اطلاع و آگاهي داشته باشيد تا با تسلط كامل درباره آن صحبت كنيد.
- به ياد داشته باشيد هر چه بيشتر مطالعه كنيد، بيشتر خواهيد دانست و هر چه بيشتر بدانيد و بياموزيد، به جاهاي بهتري مي‌رسيد.
- وقتي از جنبه‌هاي گوناگون يك مساله‌ آگاه باشيد، با اعتماد به نفس بيشتري راجع به آن صحبت مي‌كنيد و اين حس مثبت خود را به شنونده نيز منتقل خواهيد كرد.
- با اشاره به ارزش و اهميت موضوع، علت انتخاب خود را در پرداختن به آن بيان كنيد و در صورت لزوم جزيياتي كه مرتبط با مساله‌ باشند را نيز تشريح كنيد.
- ديگران را در بحث خود وارد كنيد و از نظرات آنها نيز مطلع شويد، چرا كه اگر تا انتهاي بحث پيش برويد، امكان دارد نقاط كور و مبهمي ‌براي شنوندگان ايجاد شده باشد و آنها فرصت ابراز عقيده يا سؤال در آن موارد را نداشته باشند.
- هرگز فكر نكنيد سكوت حضار دقيقاً به معناي تأييد و همراهي با گفته‌هاي شماست. حتي اگر سكوتي نيز حكمفرما شد، سعي كنيد با طرح برخي سؤالات در ارتباط با موضوع آنها را به شركت در بحث تشويق كنيد.
- از مكث‌هاي طولاني و توپوق زدن جداً بپرهيزيد؛ زيرا اين گونه موارد نه تنها حاكي از عدم تسلط و آگاهي كافي شما نسبت به موضوع است، بلكه هماهنگي و ارتباط ميان موارد را از ميان مي‌برد و در ضمن موجب حواس پرتي شنوندگان و خارج شدن رشته گفتار از دست شما مي‌شود؛ البته‌اين كار نياز به تمرين دارد، اما ضروري و ممكن است.
- توجه داشته باشيد حتي عامي‌ترين مردم نيز قادر به درك ميزان توانايي شما در بيان، كلام و نحوه گفتار هستند. مردم هميشه به خود افراد توجه دارند نه به مدرك و درجه تحصيليشان، پس اگر عالي ترين مدارك تحصيلي را نيز داشته باشيد، اما در انتقال مفاهيم و مقاصد مورد نظر خود ناتوان باشيد، موفقيتي كسب نخواهيد كرد.
- موارد فوق، نكاتي ساده اما مهم را به شما يادآوري مي‌كنند كه با وجود ساده بودن نياز به تمرين و صرف وقت دارند كه ما اميدواريم شما نيز با رعايت آنها در زندگي اجتماعي و كارهاي خود، به موفقيت‌هاي روزافزون دست يابيد.

http://www.vivannews.com/Pages/News-_سخنراني-2723.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مقدمه:

زبان، مهمترين وسيله ارتباط، گفتگو و برقراري تماس و تعامل با ديگران است. انسانها بعضاً به مدد زبان، با اشيا، حيوانات و وسايل پيرامون خود به نحوي عاطفي و احساسي نيز سخن مي گويند و خواسته ها و تمايلات خويش را با آنها در ميان مي گذارند.

سخن گفتن و بيان مطلب، مقوله اي است كه مي تواند به نوعي به پيشبرد اهداف و برنامه هاي ما كمك شاياني نمايد. شايد براي شما بسيار پيش آمده باشد كه با سخني مناسب، تاثيرگذار و پرجاذبه عده اي را با نظر و خواسته خود موافق و همراه كرده باشيد و چه بسا گاهي اتفاق افتاده كه بخاطر نداشتن نفوذ كلام و عدم ارتباط مطلوب، ديگران پذيرش حرفها و مطالب ما را نداشته و نتوانسته ايم توفيق چنداني حاصل نماييم.

از سوي ديگر، در سطح جامعه اگر توجه كرده باشيم در مي يابيم كه موفقيت و محبوبيت برخي از افراد مديون و مرهون زبان خوب، بيان شيوا و گفتار دلنشين آنان است. گو اينكه آنان با كلام خود افراد را جادو كرده ودر اعماق جسم و روح مخاطبان خو جاي مي گيرند و وارد مي شوند.

در هر حال زبان،گفتار، سخن موهبتي است كه بحث و بررسي پيرامون آن مجال بيشتري از اين مختصر را مي طلبد و اين بشر است كه با اين ويژگي ممتاز و اين سلاح بزرگ، حساس و پراهميت مي تواند در عرصه هاي زندگي، كار و حيات خود دگرگوني، پويايي و … را حاصل نمايد و چه زيبا گفته شاعر كه:

تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد

پس از ذكر مقدمه فوق در ادامه قصد داريم ابتدا برخي ويژگيها-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl class=nBody align=justify>ز)آبخوري و سرويسهاي بهداشتي

ح) امكانات از لحاظ برقراري ارتباطات (فاكس _ اينترنت _ تلفن و … )

ي) دكور و چيدمان وسايل مربوطه

سخنران

الف) مشهور است، محبوب است.

ب) داراي مقام و موقعيت خاصي در اجتماع مي باشد.

ج) جزكدام گروه، حزب و يا قوم و قبيله اي است.

د) اصالت خانوادگي و سوابق خدمتي.

ه) مدارك تحصيلي خود را از چه مراكزي دريافت كرده است.

و) حاميان و طرفداران او چه كساني هستند.

ز) چه ويژگيهاي فردي و شخصيتي بارزي دارد؟

برگزار كنندگان:

الف) چه قصدي و هدفي را دنبال مي كنند.

ب) سازمان و يا مركز خاصي است يا بوسيله تشكلهاي غيردولتي برگزار مي شود.

ج) كار دعوت و پذيرايي را به خوبي برنامه ريزي كرده اند.

د) نكات ايمني، بهداشتي و حفاظتي لازم را مدنظر قرار داده اند.

ه) داراي وحدت نظر و انسجام و هماهنگي هستند.

و)بروشور و برگه هاي اطلاع رساني لازم را آماده نموده اند.

شركت كنندگان (مخاطبان):

الف) قشر خاصي از جامعه هستند.

ب) انفرادي دعوت شده اند يا با خانواده.

ج) براي سرگرمي آمده اند يا استفاده علمي تخصصي.

د) براي سرگرمي كودكان و فرزندان برنامه هاي خاصي تدارك ديده شده است.

ه) سرويس براي رفت و آمد آنان مهيا شده است.

و) از محتوا و هدف برگزاري سخنراني اطلاع دارند.

اما اكنون مي پردازيم به بيان ويژگيهاي يك سخنراني اثربخش:

يك سخنراني براي يك جمع كوچك و كم تعداد به مراتب كم دردسرتر از يك سخنراني با تعداد زيادي مخاطب است در اينگونه موارد بايستي با استفاده از حركات دست، ايما و اشاره و مديريت خوب زمان، كار سخنراني را به پيش برد.

ممكن است در بخش پرسش و پاسخ و يا در خلال سخنراني عده اي سوالات غيرمعمول از شما داشته باشند مي بايست مراقبت نماييد در دام آنها گرفتار نشويد كه در آن صورت مجلس از دست شما خارج خواهد شد. در اينگونه موارد بهتر است اول تكليف را روشن كنيد و بيان نماييد كه به سوالات خارج از موضوع و يا در لابلاي برنامه سخنراني پاسخ نخواهيد داد.

با آوردن مثالهاي ملموس، كاربردي و روزمره، جملات، اشعار، ضرب المثلهاي معروف، خاطرات جذاب، تجربيات گذشته، يافته هاي علمي و … گهگاه فضاي سخنراني را تلطيف نماييد تا كار شما كسالت آور و خسته كننده نباشد.

مطالب خود را حتي الامكان خلاصه و كوتاه بگوييد و براي اينكار يادداشتهاي كوچكي حاوي سرفصل و كلمات كليدي سخنراني تهيه و آماده كنيد تا روند سخنراني و ارائه مطالب روال معقول و خوشايندي داشته باشد.

گاهي اوقات از حضار و شركت كنندگان بخواهيد كه كلمات آخر كلام شما را بيان كرده و از اين طريق مشاركت بيشتري به آنها در ارائه مباحث بدهيد.

هر گونه حركات حاضرين را زيرنظر داشته باشيد ممكن است هر حركت آنان پيامي بدنبال داشته باشد. مثلاً اگر آنها زياد به ساعت خود نگاه مي كنند يا بر روي صندلي مدام جابجا مي شوند و يا كارهايي مشابه انجام مي دهند احتمالاً بدين معني است كه:

الف) خسته شده اند.

ب) وضعيت تنفس و هواي مكان برگزاري مناسب نيست.

ج) شما بيش از وقت تعيين شده صحبت كرده ايد.

د) مطالب ديگر جاذبه و پذيرش لازم را ندارند.

در بين سخنراني پرانرژي و پويا باشيد. در حقيقت روح شادابي و نشاط را به حاضرين انتقال بدهيد و آنها را متمايل كنيد به اينكه تا پايان همراه شما باشند.

مي توانيد گاهگاهي تن صداي خود را بالا، پايين كنيد و توجه افراد را بدين ترتيب همواره با خود داشته باشيد.

ميكروفون همانقدر كه مي تواند در كيفيت كار شما اثر خوب داشته باشد همانقدر هم مي تواند آزار دهنده و اذيت كننده باشد. مراقب ميكروفون باشيد.

نوع بكارگيري و هنر استفاده از دستها و قدرت آنها در فهم و انتقال مطالب خيلي مهم است.

اگر بخشي از سخنراني شما توجه زيادي را مي طلبد دستهاي خود را بيشتر باز كنيد يا بالا و پايين ببريد.

نوع پوشش و لباس شما هم بي تاثير در ارائه سخنراني نيست.

لباسهاي رنگ و رو رفته، بدون اطو و چروك و ناصاف، كفشهاي نامناسب،آرايش مو و صورت هر كدام عواملي هستند كه مي توانند كار شما را تحت الشعاع قرار دهند.

مثلاً در حين سخنراني متوجه مي شويد كه يك نفر مدام به كفشهاي شما نگاه مي كند. خوب كه دقت مي نماييد در مي يابيد كه فرضاً بندهاي كفش شما باز شده و يا خيلي كثيف هستند.

گاهي مي توان از اسلايد، اورهد، پاورپوينت ( Power Point )، شعر، داستانهاي كوتاه و وسايل سمعي و بصري براي انتقال بهتر مطالب استفاده كرد، بعلاوه آنكه نمودارها، اعداد و ارقام (آمار) و تخته سياه (وايت برد) هم ياري رسان شما هستند تا مطالبتان مستندتر باشند.

جو و شرايط حاكم بر جلسه سخنراني را بخوبي ارزيابي و درك نماييد. اگر احساس كرديد كه شنوندگان ظرفيت حرفهاي مبتني بر شوخي و مزاح را ندارند از آنها پرهيز كنيد.

هميشه ممكن است عده اي نخاله و يا غيرنرمال در مجلس سخنراني وجود داشته باشند بايد بتوانيد آنها را اداره كنيد تا اوضاع را به هم نريزند.

براي دريافت بازخورد حاصل از سخنراني خود، در پايان، آدرس پست الكترونيكي(E_mail ) آدرس اينترنتي و يا تلفن خود را بيان كنيد تا نقاط قوت و ضعف شما را منعكس نمايند.

در ابتداي سخنراني يك بيوگرافي مختصر و مفيد از خود براي حاضرين ارائه دهيد اين كار باعث مي شود شما را بيشتر باور نمايند.

در پايان نيز، يك چكيده و خلاصه در چند خط از موضوع و محتواي سخنراني را ارائه نماييد.

بي طرفي، انصاف، عدالت، حق گويي را در سراسر طول سخنراني رعايت كنيد.

اگر با لهجه خاصي صحبت مي كنيد مراقب باشيد كه در افراد جاذبه يا دافعه خاصي ايجاد نكند.

علاوه بر اينكه سخنان و گفتار شما در اذهان افراد باقي مي ماند، حركات و اعمال شما نيز به ياد ماندني خواهند بود.

طوري به شنوندگان نگاه نكنيد كه احساس شود با فرد يا گروه خاصي بيشتر ارتباط داريد.

آدرس هاي بيشتر، منابع و ماخذ تكميلي و مطالبي كه به صورت جنبي مي توانند براي فهم و درك شنوندگان مفيد واقع شوند را براي حاضرين اعلام و معرفي نماييد.

از علم روانشناسي، جامعه شناسي، مردم شناسي سعي كنيد براي ارائه سخنراني بهتر بهره بگيريد.

بزرگ كردن خود را در كوچك پنداشتن و تحقير ديگران نبينيد. افكار عمومي قاضي و داور خوبي در مورد سخنان و مطالب ما هستند.

اداره جلسه سخنراني كه مخاطبان آن اقشار گوناگون جامعه باشند بسيار سخت و فني تر است از جلسه اي كه شنوندگان سخنان شما مثلاً همه دكتر، دانشجو و يا مهندس هستند و اين حالت رسالت كاري شما را حساس تر مي نمايد كه مراقبت و توجه بيشتري داشته باشيد.

از توجه حاضرين و زحمات برگزاركنندگان تشكر و قدرداني كنيد و سعي كنيد در صورت امكان ارتباط نزديكتر و گرمتري با شنوندگان پس از پايان جلسه سخنراني داشته باشيد.

هر چقدر شتاب و تعجيل در بيان كلمات و جملات بيشتر باشد امكان تپق زدن و اشتباه هم بيشتر مي شود، پس شمرده و با اعتماد به نفس صحبت كنيد.

چهره بشاش، احترام و رعايت ادب و كرامت انساني، استفاده از تكيه كلامهاي دلنشين و درك روحيات، عواطف و تمايلات شنوندگان نكات با اهميتي هستند كه نبايستي از آنها غفلت نمود.

اميد است مديران، صاحب نظران و بويژه شاغلان بخش روابط عمومي و ارتباطات در سازمانها، مراكز آموزشي و … بتوانند با بهره گيري از اينگونه نكات يك سخنراني مفيد و موثري داشته باشند.

منابع و ماخذ براي مطالعه بيشتر:

اصل اين نوشتار تحت عنوان:

A Short Guide To Effective Public Speaking

از اينترنت استخراج شده است.

جزوه درسي ارتباطات انساني _ ترجمه و تاليف حسن خسروي.

آرميچل، ترنس _ مردم در سازمانها _ ترجمه دكتر حسين شكر كن _ انتشارات رشد _ چاپ دوم پاييز 1377 .

باترا، ويجي و پرامد _ انديشه هاي خوب براي همه _ ترجمه هيبت ا …. اسدي _ انتشارات آستان قدس رضوي _ چاپ اول 1381 .

دكر، برت _ مديريت فرآيند ارتباطات موثر _ ترجمه دكتر بهزاد رمضاني _ انتشارات نشر دايره _ چاپ اول تابستان 1379 .

حسن خسروي _ فوق ليسانس مديريت _ مدرس علوم ارتباطات و مديريت

امير خسروي _ ليسانس مديريت _ پژوهشگر علوم مديري
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در مذاكرات بايد به منافع موجود در موضوعات توجه كرد و تمركز خود را بر وضع عنوان شده و گفتارها و خواسته‌هاي ظاهري طرف معطوف نكنيم، به عبارت ديگر، در مذاكرات بايد به آنچه موجب ايجاد منافع براي دو طرف مي‌شود، توجه كرد و تمركز بر موضع، الزاما موجب يك توافق منطقي نخواهد شد.

هدف مذاكره درگير كردن طرفين مذاكره كننده با بخشي از منافع موجود در مذاكره نيست، بلكه هدف مذاكره درگير كردن طرفين مذاكره با حداكثر منافع مشروع موجود در مذاكره است.

به عبارت ديگر، هدف مذاكره سازش يا حد وسط چيزي را گرفتن نيست، هدف مذاكره، بازي كردن با تمامي شرايط موجود در موضوع مذاكره است كه هر كدام از طرفين به‌رغم تفاوت در نوع نگاهشان به موضوع، بتوانند از حداكثر منافع بالقوه بهره‌برداري كنند. همان‌طور كه عنوان شد، براي رسيدن به اين منافع بايد نياز طرف را درك كرد، نه خواسته وي را.

وقتي به نياز طرف متمركز مي‌شويم، دليل و چرايي بروز خواسته را متوجه مي‌شويم. پس، در مواردي كه قادر نيستيم خواسته يا موضع طرف را برآورده كنيم يا قائل به برآورده كردن آن نمي‌باشيم، از طريق تمركز بر روي نياز مي‌توانيم راه ديگري را براي رسيدن به منافع دو طرفه معرفي كنيم كه هماهنگي بيشتري با شرايط وضعيت ما دارد. بايد توجه كرد در بحث تجارت و صنعت، شرايط قراردادها بسيار متنوع است.

متاسفانه بسياري از افراد يا شركت‌ها يا سازمان‌ها قبل از هر چيزي در مذاكرات خود به بحث قيمت مي‌‌پردازند، بايد دانست كه قيمت آخرين موضوعي است كه بايد مورد بررسي قرار گيرد نه اولين آنها؛ زيرا با تغيير ساير شرايط قرارداد عملا مي‌توان ارزش قيمت يك كالا را بالا يا پايين آورد. از مواردي كه مي‌تواند بر ارزش قيمت‌‌گذاري تاثير زيادي بگذارد، مي‌توان شرايط پرداخت، تعداد يا دفعات درخواست محصول، گارانتي و تضمين‌هاي مختلف، مكان ارائه محصول و غيره را نام برد.

بنابراين مذاكره‌كننده بايد بداند در صورت اصرار طرف روي يك قيمت معين مي‌تواند از طريق سبك و سنگين كردن ساير شرايط، مسيري را طراحي كند كه هر دو طرف به سودآوري لازم برسند.

در مذاكرات، براي درك نيازهاي شخصي مقابل، از كلمه يا مفهوم «چرا» استفاده مي‌كنند كه به آن «چراي مقدس» مي‌گويند. البته استفاده از خود كلمه چرا مي‌تواند در برخي مذاكرات مقداري بي‌ادبانه جلوه كند. بدين رو منظور اصلي از چراي مقدس آن است كه دليل خواسته در قالب جملات سوم شخص يا مجهول، به طرز مودبانه‌اي ادا شود. به جملات زير توجه كنيد:

الف: مي‌توانيم دليل درخواست مطرح شده را جويا شويم؟

ب: اگر اجازه بدهيد، مي‌خواستم ببينم چه چيزي باعث شده است كه اين درخواست مطرح شود؟
ج: اگر دليل درخواست مطرح شده را بفهمم، قطعا پاسخ بهتري مي‌توانم بدهم.
انسان‌ها همانند يك كوه يخي هستند ده درصد آنها بالاي آب و نود درصد آنها زيرآب است. در مذاكرات بايستي با مطرح كردن مفهوم چراي مقدس، به نود درصد پنهان و قصد نامشخص آنها پي برد تا بتوان بهترين راه را براي حل مساله پيدا كرد. پس اولين قدم در اين اصل پي بردن به منافع طرف مقابل است. همان‌طور كه اشاره شد اين موضوع با تكيه بر تشخيص نيازهاي طرف و اينكه چرا اين درخواست را دارد نه اينكه چه درخواستي دارد، انجام مي‌شود. در مواقعي كه به جاي دو نفر تعداد بيشتري در مذاكره حضور داشته باشند، پيدا كردن منافع چند طرفه، كاري دشوار مي‌شود ولي غيرممكن نخواهد بود.

در مثال بازرگاني كه مي‌خواست با خريد طعامي هم خود و هم طوطي و هم چهارپايش را تغذيه كند، مي‌بينيم كه فرد با انتخاب هندوانه و اختصاص هسته هندوانه به طوطي، پوست به چهار پا و خود ميوه به خود با يك تصميم قادر شد هر سه را به حداكثر منافع موجود در يك هندوانه برساند، در صورتي كه مي‌توانست با تقسيم بر سه كردن هندوانه، عملا هر سه موجود را با بخش‌هايي از هندوانه درگير كند كه عملا قادر به رفع نيازهاي آنها نبود، شايسته تاكيد است كه در مذاكرات درك تفاوت بين نياز و خواسته از ضروريات است. براي درك تفاوت بين نياز و خواسته مثالي ديگر ارائه مي‌شود.

استفاده از آب براي رفع تشنگي مي‌توان از ساير نوشيدني‌ها همچون آب ميوه، چاي، نوشابه و غيره استفاده كرد. اينكه آب را نياز در نظر بگيريم، يعني عملا توانمندي خود را براي رفع نياز واقعي طرف محدود كرده‌ايم و اين‌گونه اشتباهات نيز مي‌تواند مسير مذاكرات را به سادگي منحرف كند.

در هنگام اجراي اين اصل، پس از تشخيص نيازهاي طرف مقابل بدون هيچ‌گونه پيش‌داوري يا قضاوت، منافع مشروع خود را نيز فهرست مي‌كنيم. چون بايد بدانيم كه طي فرآيند مذاكره مي‌خواهيم به چيزي برسيم. اينكه ما به منافع خود آگاه نباشيم، موجب مي‌شود حداكثر در مورد موضوعاتي صحبت كنيم كه منافع طرف مقابل را در پي خواهد داشت و منافع ما بدون توجه باقي خواهد ماند. پس از فهرست كردن منافع مشروع خودمان، براي آشنايي با آنها در هنگام مبادله امتيازات، آنها را ارزيابي مي‌كنيم و پس از ارزيابي آنها به اولويت‌بندي آنها مي‌پردازيم. اولويت‌بندي منافع از اهميت زيادي برخوردار است، زيرا در صورت عدم اولويت‌بندي، امكان دارد در جايي كه لازم نيست، امتياز بيشتري از دست بدهيم يا برخي مواقع، بحث روي موضوعات بي‌اهميت را بي‌دليل طولاني‌تر كنيم. پس از اولويت‌بندي منافع خودمان، به منافع طرف مقابل نيز فكر مي‌كنيم كه قبلا از طريق چراي مقدس در مورد آن تحقيق كافي كرده‌ايم. ماحصل فرآيندهاي بالا در نهايت رسيدن به راه‌حل‌هايي است كه بتواند طرفين را به منافع موردنظرشان برساند.


منبع: كتاب اصول، فنون و هنر مذاكره


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در آداب مذاكره حضوري، هيچ وقت بدون اطلاع و آمادگي قبلي با كسي مذاكره نكنيد و هيچ كسي را نيز در چنين موقعيتي قرار ندهيد.

در آداب مذاكره حضوري، هيچ وقت بدون اطلاع و آمادگي قبلي با كسي مذاكره نكنيد و هيچ كسي را نيز در چنين موقعيتي قرار ندهيد.

1- تعيين افراد مذاكره كننده

قبل از مذاكره بدانيد كه با چه كساني و با چه سمتي مذاكره داريد تا شما نيز بتوانيد پيش بيني هاي لازم، براي همراهي همكاران لازم براي مذاكره را داشته باشيد.

2- تاييديه زمان ملاقات

حداقل 24 ساعت قبل از شروع مذاكره، مجددا براي برگزاري مذاكره تاييديه بگيريد.

3- زمان حضور در قرار ملاقات

بهتر آن است كه حدود 10 دقيقه قبل از شروع مذاكره، در محل مذاكره حضور پيدا كنيم. اگر خيلي زود به محل قرار رسيديم، بهتر آن است كه در محلي كه ديده نشويم، وقت گذراني كنيم.

4- همراه داشتن برخي لوازم ضروري

يك مذاكره كننده حرفه اي برخي لوازم ضروري را هميشه همراه خود دارد تا در صورت وقوع اتفاقات پيش بيني نشده، بتواند با آن مقابله كند.

5- رعايت تناسب در پوشش

نوع پوشش با توجه به نوع مخاطب تعيين مي شود، البته كلياتي وجود دارد كه در مورد همه محيط ها صادق است كه به شرح زير است:

  • نوع پوشش بايد رسمي باشد.
  • در مذاكرات مختلف از رنگ هاي مختلف استفاده كنيد. هيچ وقت چند جلسه مذاكره را با يك رنگ ثابت برگزار نكنيد.
  • در ملاقات با شركت هاي دولتي، مراقب استفاده از پوشش هاي مخصوص كشورهاي خارجي همانند كراوات يا پيراهن آستين كوتاه باشيد، اين مطلب را به ياد داشته باشيد كه هميشه فرهنگ و عرف مقدم بر استاندارد است.
  • هنگامي كه مثلا وظيفه فروش به يك قشر آسيب پذير جامعه را بر عهده داريد، از پوشيدن لباس هاي گران قيمت كه شبيه اعمال پرستيژ يا فخرفروشي را داشته باشد، خودداري كنيد.
  • در هر نوع مذاكراتي، استفاده از لباس هاي اسپرت نظير شلوار لي، تي شرت، كفش هاي ورزشي و ... فاجعه است!
  • استفاده از خودكار و همراه داشتن يك دفترچه يادداشت كوچك.
  • اتومبيل؛ نوع اتومبيل نيز ارتباط كامل با هدف جلسه دارد كه بايد به آن توجه شود.
  • نحوه ورود به اتاق؛ اگر با كسي از قبل قرار ملاقات داريد و نوبت داخل شدن شما فرا رسيده است، با ضربه زدن به در وارد اتاق شويد و به باز و بسته بودن در دقت نكنيد.
  • 6- مكان نشستن در اتاق

  • قبل از شروع مذاكره گرسنه تا تشنه نباشيد.
  • در صورتي كه در انتخاب نوع خوراكي حق انتخاب داشته باشيد آن نوع را انتخاب كنيد كه از پرستيژ بيشتري برخوردار باشد.
  • از خوردن خوراكي هايي كه مصرف آنها سخت است يا در هنگام خوردن احتمال كثيف شدن پيراهن يا لباس شما وجود دارد، خودداري كنيد.
  • در هنگام نوشيدن يا خوردن، مراقب صداي دهان خود باشيد.
  • اگر به وقت ناهار نزديك شديد، به هيچ وجه سنگين غذا نخوريد.
  • در هنگام استفاده از كارد، چنگال، يا قاشق، پس از تمام شدن غذا يا خوراك، اين وسايل را با دهان پاك نكنيد.
  • تا انتهاي خوراكي را ميل نكنيد.
  • در حين مذاكرات استفاده از سيگار به كلي ممنوع است.
  • 14- استفاده از دستور جلسه

    در مذاكرات حتما سعي كنيد دستور جلسه داشته باشيد و قبل از شروع مذاكره، آن را براي طرف مقابل نيز مطرح كنيد تا در مورد موضوع جلسه توافق به عمل آمده باشد. داشتن دستور جلسه چند فايده دارد كه مي توان به آنها اشاره كرد:

  • احتمال بروز موارد غافلگير كننده را در جريان مذاكره كاهش مي دهد.
  • اطلاعات مربوط به فهرست خواسته هاي طرف مقابل را در اختيارتان مي گذارد.
  • از پراكنده شدن مطالب و از هر دري سخن گفتن جلوگيري مي شود.
  • امكان رسيدن به نتيجه و استفاده بهينه از وقت را افزايش مي دهد.
  • تنظيم كردن صورت جلسه پس از مذاكرات فوايد زيادي دارد، شامل:

  • در جلسات آينده مانع از بحث روي مواردي مي شود كه قبلا توافق شده اند.
  • تعهد طرفين را به اجراي بندهاي توافق شده بيشتر مي كند. اصولا كساني كه حاضر هستند پاي برگه اي را امضا كنند، به طور طبيعي احساس مسووليت بيشتري را در خود حس خواهند كرد.
  • چون امكان دارد در حين مذاكره روي مباحث مختلفي بحث شود با تنظيم صورت جلسه روي نكات كليدي مذاكره توافق همگاني انجام مي گيرد.
  • منبع: كتاب اصول، فنون و هنر مذاكره - (karmandnews.ir)


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

     

    همه ما سخنراني‌هايي را شنيده‌ايم كه در آن به نظر مي‌رسد كارهايي كه سخنران انجام مي‌دهد همه درست هستند، ولي چيز نامعلومي‌در اين ميان اشتباه است. اگر از ما راجع به اين سخنراني‌ها سوالي پرسيده شود، احتمالا با كلماتي از قبيل «محاسبه شده» يا «مصنوعي» آنها را توصيف مي‌كنيم. شايد هيچ كد‌اممان نتوانيم بگوييم كه سخنراني دقيقا به چه دليل جذاب نبود، تنها نكته‌اي كه به ذهنمان مي‌رسد اين است كه سخنران به نظر مصنوعي مي‌آمد.
    در اقتصاد پيچيده امروز، كاركنان و سهامداران، بسيار بيشتر از هميشه بدبين شده‌اند. قابل اعتماد بودن (شامل توانايي برقرار كردن ارتباط با ديگران به گونه اي كه كارهاي شما مصنوعي به نظر نرسد) به يكي از مهم‌ترين صفات رهبري تبديل شده است. زماني كه رهبران اين توانايي را دارند، مي‌توانند كاركنانشان را تشويق به انجام دادن كارهاي بسيار دشوار با تلاش فراوان بكنند. ولي زماني كه رهبران فاقد اين توانايي باشند، بدبيني در سازمان حاكم مي‌شود و كاركنان تنها كارها را از سرشان باز مي‌كنند. ولي چرا به دست آوردن اين توانايي اينقدر دشوار است؟
    آنچه علم مي‌گويد
    همه ما قدرت ارتباط بي كلام را مي‌دانيم. زماني كه حرفي كه از دهان فردي خارج مي‌شود با زبان بدن او تطابق نداشته باشد، شنوندگان تنها به زبان بدن فرد واكنش نشان مي‌دهند. زبان بدن، بلند‌تر از حرف‌هايي است كه با كلمات بيان مي‌شوند. و اين حرف به اين معنا است كه شما نمي‌توانيد به سادگي بايستيد و حقيقت را بگوييد. اين جمله را از مديراني كه مي‌خواهند سخنراني كنند زياد شنيده‌ايم كه: «نمي‌خواهم به نظر برسد كه سخنراني‌ام را زياد تمرين كرده‌ام، به همين دليل هم زياد سخت نمي‌گيرم.» ولي در زمان سخنراني، زبان بدن اين افراد، اعتبارشان را خدشه‌دار مي‌كند. از آنجايي كه او در شرايط استرس‌زا قرار مي‌گيرد و قبلا هم براي رويارويي با اين شرايط تمرين نكرده است، به نظر مي‌رسد كه در شرايط خوبي قرار ندارد و اعتماد به نفس لازم را براي مسلط شدن بر جلسه ندارد.
    بنابر اين تمرين كردن و آماده بودن مهم است. ولي تمرين كردن سنتي هم جواب نمي‌دهد. چرا كه نياز به راهنمايي در مورد زبان بدن هم هست. مواردي از اين قبيل كه با شنوندگان ارتباط چشمي‌داشته باشيد، دست‌هايتان را به طرفين باز كنيد و غيره كه باعث مي‌شوند كه سخنران كاملا مصنوعي به نظر برسد.
    ولي چرا زبان بدن تمرين شده از قبل، مصنوعي به نظر مي‌رسد؟ مطالعات نشان مي‌دهند كه زبان بدن، نشانگر چيز‌هايي است كه ما به آن فكر مي‌كنيم و بعد از اين حرف راجع به آن صحبت خواهيم كرد.
    به عبارت ديگر، كلمات بسيار ديرتر از زبان بدن حرفي كه ما مي‌خواهيم بزنيم را به شنونده منتقل مي‌كنند. براي مثال زماني كه ما مي‌خواهيم حرفي را تاييد كنيم، ابتدا سرمان را تكان مي‌دهيم، به اين‌ترتيب، بدنمان زودتر از زبانمان حرفمان را بيان مي‌كند.
    اگر زبان بدن زودتر از شكل گرفتن افكارمان و فكرمان زودتر از كلماتمان شكل مي‌گيرند، در اين صورت تفكر ما در مورد آماده كردن سخنراني‌هايمان بايد تغيير كند. زماني كه فردي سخنراني را به صورت سنتي راهنمايي مي‌كند، در اين صورت همه حركات بدن را يك به يك اجرا مي‌كند و در نتيجه سخنران موقع سخنراني همه اين حركات را درست همزمان با حرف‌هايي كه مي‌زند، يا كمي ‌بعد از آن از خود بروز مي‌دهد. اگرچه شنوندگان به صورت آگاهانه اين تفاوت زماني غيرمعمول را متوجه نمي‌شوند، ولي توانايي دروني آنها در خواندن زبان بدن باعث مي‌شود متوجه شوند كه چيزي در اين ميان آنطور كه بايد نيست و سخنران را غيرقابل اعتماد و مصنوعي مي‌يابند.
    تمرين مصنوعي نبودن
    پس در اين صورت براي يك سخنراني مهم چگونه بايد آماده شد؟ بايد به چند نكته پايه‌اي در زير حرف‌هايي كه مي‌زنيد توجه داشته باشيد. روراست باشيد، ارتباط برقرار كنيد، راجع به چيزي كه حرف مي‌زنيد از خودتان احساسات نشان دهيد و گوش كنيد. زماني كه سخنراني‌تان را تمرين مي‌كنيد، اين نكات را در خاطر داشته باشيد. سخنراني‌تان را چند بار تمرين كنيد و هر بار سعي كنيد يكي از اين اهداف را در خاطر داشته باشيد. تمرين كردن زبان بدن خاصي را فراموش كنيد. اگر شما بتوانيد اين اهداف را درك كنيد و واقعا به آنها اهميت بدهيد، در اين صورت زبان بدنتان خودش شكلي كه بايد را به خود مي‌گيرد و در لحظه مناسب حركت مناسب را از خود نشان مي‌دهد. اگر شما بتوانيد به صورت فيزيكي و احساسي همه اين اهداف را در نظر داشته باشيد و موقع سخنراني به آنها توجه كنيد، تنها در اين صورت است كه آن اصالت واقعي كه مي‌تواند با شنوندگان ارتباط برقرار كند را به دست خواهيد آورد.
    چيزي كه پشت يك سخنراني اصيل نهفته است
    ايجاد اين ارتباط كار ساده‌اي نيست. در اينجا براي اين اهداف توصيه‌هايي مي‌شود.
    هدف روراست بودن با مخاطبان. اين نكته اولين و به نوعي مهم‌ترين هدفي است كه در زماني كه يك سخنراني را تمرين مي‌كنيد بايد روي آن تمركز كنيد. چرا كه اگر شما روراست نباشيد در اين صورت مخاطبان: احساس مي‌كنند كه در مقابل آنها سنگر گرفته‌ايد. درست انگار از طرف آنها تهديدي احساس كرده‌ايد. در اين صورت شانس زيادي براي برقراري ارتباط نخواهيد داشت.
    ولي چگونه مي‌توان روراست بود؟ تصور كنيد كه براي فردي كه با او احساس راحتي مي‌كنيد سخنراني مي‌كنيد. تصور كنيد كه در اين صورت چه احساسي داريد؟ اين احساس دقيقا همان چيزي است كه موقع سخنراني بايد داشته باشيد. اگر تصور كردن اين شرايط برايتان سخت است، از كسي كه با او احساس نزديكي مي‌كنيد، خواهش كنيد كه به سخنراني‌تان گوش كند و شما آن موقع سعي كنيد كه با او روراست باشيد و بعد ببينيد چه احساسي به شما دست داده است.
    تغيير در رفتار غيركلامي‌تان مي‌تواند روي كلامتان هم تاثير بگذارد. اگر فرد هميشه زماني كه سخنراني سعي مي‌كند روراست باشد، بدنش آرامش مي‌يابد و به اين‌ترتيب مي‌تواند حرف‌هايش را با روشني بيشتري به مخاطبانش منتقل كند.
    هدف برقراري ارتباط با مخاطبان: زماني كه موفق شديد سخنراني در حالتي كه روراست هستيد را تمرين كنيد، بايد سعي كنيد اين بار سخنراني‌تان را با تمركز بر مخاطبانتان انجام دهيد. راجع به نيازتان به درگير كردن شنوندگان فكر كنيد. تصور كنيد كه مي‌خواهيد توجه كودكي را جلب كنيد. مسلما براي اين كار استراتژي نمي‌چينيد. بلكه تنها كاري را مي‌كنيد كه حس مي‌كنيد بهترين كار است، صدايتان را بالاتر مي‌بريد، يا به او نزديك‌تر مي‌شويد.
    در عين حال تنها جلب توجه كردن كافي نيست. شما همچنين مي‌خواهيد اين توجه جلب شده را، پيش خودتان نگه داريد. نگذاريد مخاطب‌تان به جاي اينكه حرف شما را گوش كند در فكر‌هايش غرق شود. حالا اينجا تصور كنيد كه به جاي كودك قبلي مي‌خواهيد توجه نوجواني را به حرف‌هايي كه مي‌زنيد نگه داريد به‌گونه‌اي كه حواسش پرت نشود. كاري كه بسياري از سخنرانان حرفه‌اي مي‌كنند، اين است كه حرفشان را با مخاطب قرار دادن گروهي كه به فرض به رشد فروش سازمان كمك كرده‌اند آغاز مي‌كنند و به اين‌ترتيب توجه مخاطبان را تا آخر كار نزد خود نگه مي‌دارند.
    هدف احساساتي بودن در مورد موضوع صحبت: از خودتان بپرسيد كه چه چيزي برايتان مهم است؟ مي‌خواهيد سخنراني‌تان چه نتيجه اي بر جاي بگذارد؟ به جاي تمركز كردن روي چيزي كه مي‌خواهيد بگوييد، روي موضوعي كه در مورد آن صحبت مي‌كنيد و برايتان مهم است تمركز كنيد. بگذاريد احساسات در هر كلمه‌اي كه مي‌گوييد خودشان را نشان دهند و دور سوم تمرين سخنراني‌تان را اينگونه انجام دهيد.
    سپس كار را براي خودتان سخت‌تر كنيد. تصور كنيد كه فردي در جمع هست كه در صورتي كه نتوانيد با احساساتتان توجهش را جلب كنيد، همه چيز را از شما خواهد ربود. به اين فكر كنيد كه چرا حرفي كه داريد مي‌زنيد مهم است تا احساساتتان در سخنراني آشكار شوند.
    هدف گوش دادن به مخاطبان: حالا فكر كنيد كه زماني كه شما براي آغاز سخنراني‌تان به سمت سن حركت مي‌كنيد، مخاطبانتان چه احساسي دارند؟ آيا در مورد آينده خوشحال هستند؟ آيا نگران فروش پايين هستند؟ اين بار زماني كه تمرين مي‌كنيد، تصور كنيد كه داريد از نزديك آنها را تماشا مي‌كنيد و به دنبال واكنش آنها به حرف‌هايتان هستيد.
    مسلما هدف شما براي كشف احساسات مخاطبانتان در زمان سخنراني واقعي مهم‌ترين نقش را خواهد داشت. معمولا مخاطبين حرف نمي‌زنند، ولي علائم غيركلامي‌ مي‌فرستند كه بايد براي گرفتن آنها و جواب دادن به آنها آماده باشيد.
    اين كار به آن سختي كه به نظر مي‌آيد هم نيست. از آنجايي كه شما هم يك انسان هستيد به همان اندازه مخاطبانتان در درك زبان بدن خبره هستيد، ولي در صورتي كه هدف اين كار را داشته باشيد. با ديدن عكس العمل مخاطبانتان شايد بخواهيد صدايتان را بلند‌تر يا آرام‌تر كنيد، بخش‌هايي از حرف‌هايتان را حذف كنيد يا... اگر اين كار باعث مي‌شود كه مخاطب‌تان را در يك ديالوگ دو طرفه درگير كنيد كه چه بهتر.
    اگر زماني براي پرسش و پاسخ در نظر گرفته ايد، در اين زمان با تمام وجود به حرف‌هاي مخاطب گوش كنيد. درست انگار او حرف بسيار مهمي‌مي‌زند كه حتي يك كلمه از آن را هم نمي‌خواهيد از دست بدهيد. در اين صورت بدون اينكه آگاهانه به كاري كه مي‌كنيد فكر كنيد، مي‌بينيد كه بدنتان به جلو خم شده است و شما داريد سرتان را به نشانه تاييد تكان مي‌دهيد. حركاتي كه در صورتي كه به شما گفته شده بود از خودتان بروز بدهيد، كاملا مصنوعي به نظر مي‌رسيدند.
    مسلما شنيدن حرف‌هاي مخاطبان در ميانه مصاحبه كار دشواري است. ولي مي‌توانيد از حرف‌هايي كه آنها مي‌زنند، براي ارائه‌هاي بعدي‌تان استفاده كنيد. براي مثال ممكن است در پايان سخنراني‌تان متوجه شويد كه مخاطبانتان هنوز متوجه نشده اند كه چرا فروش شركت كم شده است كه حالا بايد از يك راه حل خاص براي بالا بردن آن استفاده كرد. در اين صورت مي‌توانيد چند دقيقه آغازين سخنراني بعدي‌تان را به توضيح اين موضوع كه چرا فروش كم شده است اختصاص دهيد. مخاطبان هميشه مي‌خواهند در قبال چيزي كه از سخنران مي‌گيرند، چيزي هم به او بدهند. به ياد داشته باشيد كه در نهايت تنها با‌ تركيب روراست بودن، ارتباط برقرار كردن، بروز احساسات و گوش كردن است كه مي‌توان يك سخنران اصيل بود. سخنراني كه مخاطبان احساس نمي‌كنند برايشان فيلم بازي مي‌كند.   http://www.vivannews.com/Pages/News-_سخنراني-4705.aspx
    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

     

    يكي از مهم ترين خصوصيات انسان كه او را نسبت به ساير موجودات برتري مي دهد قدرت تكلم و سخن گفتن اوست. او مي تواند با به كارگيري كلمات و جملات احساسات و نيات دروني اش را بيان كند و ديگران را از آن آگاه نمايد.

    يكي از مهم ترين خصوصيات انسان كه او را نسبت به ساير موجودات برتري مي دهد قدرت تكلم و سخن گفتن اوست. او مي تواند با به كارگيري كلمات و جملات احساسات و نيات دروني اش را بيان كند و ديگران را از آن آگاه نمايد.

    ۶۵۸۷۶۸۶.jpg

    از طرفي خواسته يا ناخواسته در فضايي كه آن را سكوت و خاموشي مي ناميم و با زبان بي زباني تنها با آنچه «body language» يا زبان حركات بدن و اجزاي آن خوانده مي شود، مي تواند به خوبي احساسي را انتقال داده يا معناي كلامي را تغيير دهد. هرگز اظهار دوستي و علاقه شخصي در حالي كه اخم كرده و ترشرويي نشان مي دهد، قابل قبول نيست. بنابراين به كارگيري اين ۲ زبان در يك جهت و راستا مي تواند به خوبي در بيان هيجانات، عواطف و احساسات به كار رود. اما در ميان دنياي خاموش و بي زباني، زبان هاي گوياي ديگري هم هستند.

    زبان بدن شامل دو قسمت است . يكي زبان حركات بدن و ديگري زبان آرايش و ظاهر بدن :

    بازكردن دكمه هاي كت:

    افرادي كه باشما بي ريا وصميمي هستند غالباٌ دكمه هاي كت خود را باز كرده يا حتي آنرا از تن در مي آورند اما در يك مذاكره رسمي اينچنين نيست . در اين شرايط افراد زماني كت خود را در مي آورند كه امكان دسترسي به توافق وجود داشته باشد , به عبارت ديگر هرقدر هواي اطاق گرم باشد اگر طرفين احساس دسترسي بهتوافق را نداشته باشند كتشان را در نمي آورند.

    انداختن پاروي پا:

    در هنگام مذاكرات هر گاه يكي از طرفين يا هر دو ي آنها پاهاي خودرا روي هم مي اندازند نشانه اين است كه وارد مرحله جديدي از مذاكره مي شويد , مرحله ايي كه امكان تفاهم كمرنگ مي شود . اگر انداختن پا روي پاي ديگر با گذاشتن دستها در زير بغل بصورت ضربدر همراه باشد اوضاع وخيم تر است و بايد يك فكر جدي براي تغيير وضعيت انجام دهيد تا طرف مقابل از حالت تدافعي خارج شود.

    كشيدن دست به چانه :

    اين علامتي از زبان رفتار است كه در هنگام تصميم گيري بكار مي رود. كشيدن دست به روي چانه معمولا” با حالتي از چهره همراه است كه در آن چشم ها كمي جمع مي شود. افرادي ديگر ممكن است در اين حالت لب بالايي را لمس كنند وآنرا بكشند و بعضي مردها با سبيل يا ريش خود بازي كنند كه همگي دليل بر تعمق و ارزيابي است. در بازي شطرنج نيز افرادي كه قرار است حركت بعدي را انجام دهند در بسياري از موارد چنين اشاره ايي را از خود نشان مي دهند كه پس از تصميم گيري متوقف مي شود .

    برداشتن عينك:

    برداشتن آهسته عينك جهت تميز كردن آن در شرايطي كه نيازي به اين عمل نيست اشاره تعويقي است, اين عمل در طي يك مذاكره ممكن است چندين بار انجام بگيرد. در چنين حالتي شخص مي خواهد با طفره رفتن از پاسخ يك سؤال يا ايجاد تاخير در پاسخ مطالبي را در ذهن خود بررسي كرده وموقعيت خود را مرور نمايد. در هر حال اين افراد مي خواهند زماني رابراي پرسش يا پاسخخود در اختيار بگيرند. اشاره مشابه ديگر مي تواند برداشتن عينك در كنار دهان باشد.

    دست زدن به بيني:

    اين علامت رفتاري ويا ماليدن با انگشت اشاره نشانه شك وترديد در مورد مطالب گفته شده در يك گفتگـــو يا مذاكره ميباشد؛ به ويژه اگر اين اشاره همراه با متمايل شدن شخص به انتهاي صندلي باشد. اما مراقب باشيد كه اين اشاره را با كسي كه بيني خود را‎ مي خاراند اشتباه نكنيد. اشاره ديگري در اين زمينه ماليدن پشت گوش يا كنـار آن است كه حاكي از شك وترديد در ارائه يك پاسخ يا سبك وسنگين كردن آن است. در بسياري از مواقع پس از اين عمل دست به سمت چشم رفته وعمـل ماليـدن چشـم انجام مي شود.

    ضرب گـرفتـن روي مـيـز:

    كسي كه با ريتمي يكنواخـت وكسل كننده به روي ميز ضرب ميزند مي خواهد احساس بي قراري خود را بيان كند.اشارات مشابه ديگـر مي تواند اين با شد كه فرد مرتباٌ‌ دكمه خودكار خود را بالا وپايين مي زند ويا باپاشنه پا به زمين ضربه ميزنـد. پيام مستقيم اين اشارات براي شما اين است كه بايد دريابيد كه حرفهايتان كسل كننده يا بي روح است ويا اينكه براي طرف مقابل تازگـي نــــدارد.

    ۵۶۷۵۶۷۶۵.jpg

    قراردادن مچ يك پا به روي مچ پاي ديگر:

    اين اشاره اشاره ايست كه در مواقع بسياري بروز مي كند. مثلا”‏در جلسات دوستانه يا رسمي كه شخص تحت فشار رواني ؛ تنش يا استرس قرار گرفته است.

    مهمانداران هواپيما در اين زمينه تجربيات مفيدي دارند ،آنها به راحتي مي تواننـد افرادي كه از مسافرت با هواپيما مي ترسند را تشخيص دهنـد زيرا اين افراد با پاهاي گره خورده وقراردادن يك مچ به روي مچ ديگر مي نشينند به خصوص در هنگـام برخواستن هواپيما.

    همچنين بسياري از افراد در موقعيت هاي تنش زا مانند شركت در مصاحبه يا آزموني براي استخدام ،مچ پاهاي خود راروي هم مي اندازند. اصولاّ علائم زبان رفتار بيشتر با يكديگر ودر يك مجموعـه ظـاهر مي شوند وبه همين ترتيب بايد با هـم تعبير شونـد.به عنوان مثال اگرفرد مقابل شمـا پايش را از روي پا بردارد و كمـي به طرف شما خم شود شما مي توانيد نتيجه بگيريد كه وي به سخنان شما علاقمند است و مايل است بيشتر بداند.

    پس توجه به زبان رفتار را در خود تقويت كنيد وهمواره در هنگـام مواجـه شدن با واكنش منفي از طرف مقابل در صدد متعادل كـردن اوضــاع برآييد. در اين مواقع بهتر است به جـاي ايـنكه شـيوه قـبلي خود را ادامه دهيد و بر آن اصــرار ورزيد سياست جديدي را در پيش گيريد،چراكه اگر فردي از رفتار يا گفتار شما ناراحت يا عصباني باشد علائم رفتاري او پيشاپيش اين موضوع را به شما هشدار مي دهند .

    علائم منفـي زبـان رفتـار:
    - نوك پاهـا در جهت مخالـف شماست يا به سمت درب خـروجي است
    -تمـاس چشمـي محدود
    -تكان دادن سريع سـر به جهـت تائيـــد
    - لمس كردن و ماليدن پشـت گـردن
    - نگـاه كردن به سقـف وآسمـان
    - چرخـيدن به دور واطــراف و سـاير اشـاراتي كه در بــالا به آنهــا اشاره شد.

    چشمها

    سطح چشمها:

    در يك گـروه، مـعمـولا فـردي كـه سطح ديـد چشمانش از سايرين بالاتر است رهبر محسوب ميگردد. هنگامي كه شما ايـستـاده باشيد و ديگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار ميدهد.

    مالش چشم:

    زماني كه فردي چشمش را با انگشت اشاره مالش مي دهـد نـشـانـگر فريب و نيرنگ مي باشد. از آنجايي كه فرد ميـخواهد تماس ديداري را قطع كند بهانه اي بدست مي آورد كه به اين طرف و آن طرف نگاه كند. ايـن حـركت غير ارادي يـك افــشـاگر حسابي است كه فرد دارد دروغ مي گويد.

    چشم برگرداندن:

    اين معمولا يك علامت مسلم از نيرنگ، گناه و دروغگويي است.

    چشمان بسته:

    هرگاه چشمان يك فرد براي لحظه اي طولاني تـر از چـشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نيز برخاسته شود پيـام چنـيـن اسـت: “بـه حرف زدن خود خاتمه بده.”

    حركت چشم به سمت بالا:

    اين نشانه غضب و عصبانيت است.

    نگاه مختصر به اطراف:

    اين ژستي خـجـالت گـونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خيره ميشود در حاليكه سرش را پايين انداخته و به سمت مخالف كج ميكند. اشـاره بـر كمرويي بي باكانه دارد.

    نگاه ممتد:

    اين بي ترديد يك نشانه گرايش جنسي است. شخصي كه تماس چشمي برقرار مي كند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه مي كند ميـگويـد: “مايلم با شما بيشتر آشنا شوم”

    نگاه خيره شديد:

    اين نشانه خلق تهاجمي، سلطه جويانه و تهديد آميز است.

    نگاه به بالا و پايين:

    هنگامي كه آقايي نگاهش را به سر تا پاي يك خانم مياندازد به او مي فهماند كه به اندام فيزيكي وي علاقه مند است.

    چشمك:

    چشمك يك علامت غـرض آلود است. نـشانـگر آن اسـت كـه رمز و رازي ميـان فردي كه چشمك ميزند و فردي كه به او چشمك زده مي شود برقرار است.

    بالا انداختن همزمان دو ابرو:

    در ميان يك اتاق شلوغ، مفهوم آن كاملا واضح و روشن است: مايلم با شما ملاقات كنم.

    بالا انداختن يك ابرو:

    زماني كه يك ابرو بالا انداخته ميشود در حالي كه ابرو ديگر پايين باقي ميماند مفهومش اين است: حرف شما را باور نميكنم.

    ابروهاي گره خورده:

    زماني كه هر دو ابرو به سمت همديگر كشيده ميشود باعث پديد آمدن شيار بين آن دو مي شـود كه دلالت بر اضطـراب، درد، تـرس و يـا آمـيـزه اي از ايــن هيجانات دارد.

    پوشاندن صورت:

    زماني كه دست بر روي صورت مي آيد مـفـهومش چنين است: شوكه شده ام. اين ژست بين فرد و موقعيت مزاحم و مـتـجاوز فاصله مي اندازد.

    دست دادن با هر دو دست:

    هرگاه از دست چپ براي در برگرفتن و پوشاندن دستهاي فشرده شده استفاده گردد، دست دادن دستكش وار ناميده شده و راستي و صميميت زياد را مي رساند مانند يك در آغوش گرفتن كوچك و ظريف.

    حركت انگشت:

    ضربه آهسته، مضراب زدن و يا ريتم يكنواختي را با انگشتان نواختن، دلالت بر بي تابي و ناشكيبايي دارد. يك حركت نمادين گريز ميباشد. انگشتان عمل راه رفتن را گرچه بدن بي حركت است انجام ميدهند.

    دستهاي پـنهان:

    اين ژست مرموز و آب زير كاهانه است. فرد ميگويد: مايل به گفتگو با شما نميباشم. خصوصا در مورد دستهايي كه عميقا در جيــب ها فرو شده باشد جايي كه براي تماس و گرفتن دست و يا هر گونه رابطه صميمانه وجود نخواهد داشت.

    دستها به روي زانو:

    وقتي كف دستها بـه طـرف بـالا بـاشـد، شـخص گـشـاده رو و پـذيـرا مي باشد. وقتي كف دستها پايين باشـد مـمكـن اسـت پـاي فـريبكاري و تعرض در ميان باشد.

    مناره كردن انگشتان:

    هنگامي كه فردي انگشتان خود را به هم فشرده و چـانـه و دهان را روي سر انگشتان قرار ميدهد نـشانگر تفكر عـمـيق است. مانند زماني كه شخص به اميد شنيدن جواب مي باشد. همچنين حايلي اسـت بـراي مـحـافـظـت كـردن از قفسه سينه، پايين صورت و دهان.

    مشت پوشيده شده با دست باز:

    فـرد در ايـن حـالت خشـمگين است اما مي كوشد كه آرام بماند. به اصطلاح خود را كنترل كند.اما مراقب اين فرد باشيد چون امكان دارد هر موضوع كوچكي منجر به آن گردد كه كنترلش را از دست بدهد.

    پرتاب دست:

    شـخصـي كـه مـي خـواهـد عـقايدش را به اجبار تحميل كند ممكن است دستش را بطرف شنونده و جلو پرتاب كند. درحالت پرخاشگرانه خفيفتر تنها از انگشتان استفاده ميگردد.

    قلاب كردن دستها پشت سر:

    اين يك ژست متكبرانه ميباشد. خصوصا زماني كه فرد به عقب تكيه داده باشد. او ميگويد: من آنقدر بر شما سلطه دارم كه نياز به دفاع كردن از خودم ندارم.

    بازي كردن با حلقه ازدواج:

    اين علامت عصبي بودن و نـشـانگر آن است كه مشكلي در ارتباط وجود دارد. خصوصا زماني كه فرد همزمان در مـورد هـمسـرش در حـال صحبت كردن ميباشد.

    تكان بيقرار دستها:

    اين تلاش بدن براي رهايي مي باشد. هـورمـون آدرنـاليـن در حال ترشح شدن است اما فرد نمي داند چگونه رهايي يابد. كلـنـجار رفـتـن بـا سـر آسـتـيـن پيراهن و يا جواهر آلات روي مچ به ديگران ميـگويد كه: شما احتيـاج بـه تـوجـه داريـد. در كـافه ايـن عمل جايز و مناسب است اما در جلسات كاري منحرف كننده و موجب حواس پرتي ميگردد.

    دست زدن به كراوات:

    اين رفتار مردانه مي گويد:مي خواهم تاثير خوبي از خودم بجا بگذارم. اين روش اوست كه مي خواهـد بـه شـما بـفـهــماند شديدا” در تـلاش اسـت تـا خوشنودتان سازد.

    دست كشيدن در ميان موها:

    وقتي افراد نمي دانـنـد چه چيز بايد بگويند اغلب اوقات دستشان را ميان موها مي كشند. نـاظـري كه قـادر است زبان بدن را متوجه شود آگاه است كه فرد در مورد كاري كه مي خواهد انجام دهد و يا چيزي كه ميخواهد بگويد ترديد دارد

    پا ها

    تكان دادن پاها:

    وقتي فردي طوري نشسته كه يك پا را روي پـاي ديـگر انـداخته و يك پا را در هوا تكان مي دهد پيام اين است: من حوصله ام سـر رفته. حـركات نـشـانـگر گـريز است اگرچه بدن فرد ساكن و بدون حركت مي باشد.

    انداختن پاها روي هم در ناحيه زانو:

    اين حالت متداول بطور يـكسان در مردان و زنان رايج مي باشد. مفهومش اين است كه: من بـسـيار آسـوده خاطر هستم.

    قوزك پا روي زانو:

    اين معمولا عملي مردانه مي باشد. ميگويد: من قاطعانه از حقوقم دفاع مي كنـم اما بـا آرامـش هسـتم. اين همان ژست اصيل “پا روي پا اندازي كابويي” است.

    انداختن پا روي هم در ناحيه قوزك:

    اين ژسـت در مـردها بيش از زن ها مورد استفاده قرار مي گيرد. مي گويد: “من مودبانه در آرامش هستم.”

    به هم پيچيدن پاها:

    اين ژست در خانمها رايج مي باشد. زن پاهايش را به هم مي پيچانـد طوري كه يك پايش را به پشت قوزك پاي ديگرش قلاب ميكند. مردها انجام دادن اين كار را دشوار مي پندارند. بـه هم فشردگي اين حالت برداشت ” در آغوشگيري” و نوعي تمايل جنسي را در ذهن تداعي مي سازد.

    قفل كردن پاها:

    اين نيز نمونه اي از ژست زنانه ميباشد. او در حالي كه ايستاده يك پا را به پشت پاي ديگر قفل مي كند. اين عمل معمولا به مفهوم آن است كه فرد عصبي و ناراحت مي باشد.

    ۶۵۷۶۵۷۵.jpg

    دست ها

    خم كردن بازوها:

    اين كار ميگويد: “من پر زور و نيـرومند هستم.” بالا آوردن يـك بازو نيز راهي براي جلب توجه ميبـاشد. هر دو دسـت را بـجلو دراز كردن ژست خوش آمد گويي ميباشد.

    دستها به پشت:

    وقتي دستها به پشت كمر قلاب ميگردند مفهومش اين است كه فرد وضعيت را تحت كنترل خود دارد. ميگويد: “من راحت هستم” مشابه حركتي كه سربازان زماني كه در حالت خبردار نيستند به خود ميگيرند.

    دستها به جلو:

    هنگامي كه ما مضطرب مي باشيم تمايل به نگاه داشتن دستهـاي خود در جلوي بدن خود داريم تا بتوانيم يك سد حفاظتي ايجاد گردانيم.

    دستهاي قلاب شده:

    بر خـلاف دسـت به سـينه بودن كه دستها بطور متقاطع به روي سينه قرار ميگيرند، اين ژست در افرادي مشاهده ميشود كه در شرايط اضـطراب آمـيزي قرار دارند. در واقع چنين به نظر مي آيد براي حفظ جانشان به خودشان دست آويخته اند.

    دستهاي تا شده:

    زمانيكه دستها مقابل بدن همديگر را قطع ميكنند، مـعـمـولا نشانگر وضعيت تدافعي ميباشد. فرد ميگويد: من تمايل ندارم به هرچيزي كه با عقايدم در تضـاد مي باشد گـوش دهـم. اغـلب مردم از مانعي كه اين طرز ايستادن پديد مي آورد آگاهي ندارند. اما بـي تـرديـد بـراي سـد كـردن هـر گونه تعدي و مزاحـمت بكار گرفته مي شـود. خصوصا وقتي كه لبهاي درهم و اخم نيز با آن همراه گردد.

    دراز كردن دست :

    زماني كه يك مرد نشسته و دست خود را دراز كرده، او ميـگويد: “من اينجا را تحت كنترل خود دارم”. اما اگر يك زن اين كا را انجام دهد، مـردها معمولا اينگونه مي پندارند كه او از حد و حدود خود تجاوز كرده است. هر چنـد زمـانـي كه تنها يك دست را روي صندلي مجاور قرار ميدهد ميگويد: “ميخواهم مانند شما(مردها) باشم”

    دست به كمر بودن:

    دستها دو طرف كمر به طوري كه آرنج به طرف خارج بدن قرار مـيـگيرد فرد ميگويد: از من فاصله بگير. اين يك عمل نا آگاهانه مي باشد كه مـا هـرگاه احساس جامعه ستيزي داشته باشيم و يا در محل پر ازدحامي قرار داريم و تـمايـل نداريم ديگران نزديك به ما شوند اعمال ميكنيم.

    شانه بالا انداختن:

    شانه ها بر آمده گشته و كف دستها به سمت خارج ميچرخنـد. پيام روشن و واضح مي باشد: من شما را نمي شناسم . و يا من نمي تـوانم به شما كمك كنم. دلالت بر احساس درماندگي فردي است كه اين ژست را به خود ميگيرد.

    راست قامت ايستادن:

    حالت ايستادن افراشته ميگويد شما انسان با اعتماد به نفس، صادق و موفقي هستيد. حتـي اگـر كـوتـاه قـد باشيد، گرفتن يك ژست مطمئن و بي پروا شما را پر ابهت نشان خواهد داد.

    گامهاي كوتاه-بلند:

    استفاده از تمام طول پا در هنگام راه رفتن، گامهاي بلند برداشتن و كمر را راست و سر را بالا نگاه داشتن بيانگر يك حالت مطمئن و با صراحت مي باشد. برعكس گام هاي ريز و با شانه هاي قوز كرده فرد را ترسو و آسيب پذير مينمايد.

    احوالپرسي دوستانه:

    با اندك بالا آوردن ابرو زمانيكـه بـراي نـخستين بار شخصي را ملاقات مي كنيد، شما را علاقه مند، با نشاط و هوشيار مي نمايد.

    رويارويي نزديك:

    هر فردي مجاز و نيازمند مقدار معيني حـريـم شـخـصـي در پـيـرامـون خودش ميباشد. معمولا آن حريم شخصي ۱۸۰-۹۰ سانتيمتري شمـا امـتـداد مـي يـابد. محدوده صميمي و خودماني ۵۰ سانتيمتر امتداد دارد. زمانيكه فردي خيلي نزديك به جلو مي آيد منجر به مزاحمت و ناراحتي مي گـردد. اين يـك عـمل تـجاوز كارانه مي باشد كه مرزها و حدود ديگران را رعايت نكرده و احترامي براي آنها قائل نمي باشد. اين طرز رفتار مي تواند سبـب شود تا يـك فـرد مـنـفعـل و بي اراده، احساس آسيب پذيري كرده و حالت تدافعي به خود گيرد. تا زماني كه از شما در خواست نشده عقب بمانيد.

    بي رغبتي:

    اگر ميخواهيد برتر از ديگران جلوه كنيد، پشت به ديوار تكيه زده و دست به سينه بايستيد. پيام روشن است: “مزاحم نشويد.”

    گرفتن گردن:

    هنگاميكـه دسـت بـه طرف بالا تاب خورده و خودش را به پشت گردن قلاب مي كند نشانه خشم مي باشد. در دوران بدوي اين ژست به ضربت سختي بر سر فرد مقابل منجر مي گشت. اما در جامعه متمدن ميبايد از اين عمل اجتنـاب ورزيـد. افراديكه زبان بدن را متوجه ميشوند از توانمندي اين عمل آگاه هستند.

    بي قراري(وول خوردن):

    در موقعيت اجـتمـاعي هرگاه با پول خرد داخل جيبتان بازي كنيد و صداي جيرينگ جيرينگ آن را درآورده يا با موها و يا لباستان كلنجار رويـد، علامت واضحي است كه شما عصبي، بي قرار و هيجان زده مي بـاشـيـد. بـراي گـذاشتن تاثير خوب بر روي ديگران سعي كنيد اين حركات تهييج آميز و بيتاب گونه را در خود فرو نشانيد.

    كشيدن شلوار:

    اين عمل در مردان بيش از زنان انجام ميشود. چون مردها هستند كه اغلب اوقات شلوار به تن مي كنند. پارچه شلوار يك پا به نشانه نـابـاوري بـه بــالا كشيده ميشود. مانند اين ميماند كه پايش را روي يك چيز ناخوشايند گـذاشـته و ميكوشد آن را از روي شلوارش بتكاند.

    ۶۵۷۵۷۵.jpg

    به ديوار تكيه زدن:

    زمانيكه شما به ديوار و يا درب ورودي با آرامش خاطر بسيار، تـكيه مي دهيد، به ديگران مي گوييد كه بمانند. اين روشـي اسـت براي طولاني كردن گفتگو خصوصا وقتي كه در موقعيتهاي اجتماعي قرار داريد.

    ارتباط نزديك:

    دو فرديكه با هم گفتگو كرده و همديگر را در يك جايگاه و همسو مييابند، انس و علاقه متقابل را نمايان ميكند. افراديكه براي مدت زمان مديدي با يكديگر بوده اند حركات يكديگر را تـقـلـيـد و تـكرار كـرده و حـتـي كلمات و الفاظ يكساني را همزمان بيان ميكنند.

    نزاع:

    هنگامي است كه دو فرد رو در روي هم، اما برخـلاف مـورد قـبلـي مي ايستند كه بيانگر خشونت و تند خويي شديد ميباشد. در شرايط عادي هر دو فرد در هنگام صحبت كردن اندكي از يكديگر فاصله ميگرند. امـا هرگاه بخواهند با يكديگر زورآزمايي و نزاع كنند خود را در حالت بيني به بيني قرار ميدهند كه تقابل بسيار خطرناكي است.

    تعظيم كردن:

    اين ژست اداي احترام دنياي كهن، ديگر كاربردي جـز در محافل ديپلماتيك و موقعيت هاي رسمي ندارد. هر چند كه در زمانهاي گذشته بـه عنوان اداي احـترام و درود فرستاندن متعارف بكار مي رفته است، اما اكنـون در اغـلـب اوقـات تـوسـط هـنرمـندان و مجريان بر روي سن مورد استفاده قرار ميگيرد

    زبان بدن (موي سر)

    برخي از كارشناسان بر اين باورند كه مدل موي شخص مي‌تواند نشان‌گر تصوير شخصي, كيفيت زندگي, ميزان عملگرايي, خودنمايي, اثرگذاري و پايگاه اجتماعي و اقتصادي فرد باشد. برخي نيز بر اين باورند كه موي شخص مي‌تواند نشانگر بالندگي عاطفي و ناحيه‌ي زيستي باشد.
    مفاهيم مختلف مدل‌هاي مختلف مو را در طول دهه‌هاي گذشته از نظر بگذرانيد. فرضاً, در دهه‌ي ۶۰ و ۷۰ قرن بيستم موي بلند شخص نشانه‌ي عصيان‌گري و شورشگري بود, اما امروزه در دهه‌ي ۹۰ يك راننده‌ي كاميون بيابان نيز موهايش را بلند مي‌كند تا بسان سلطان موسيقي راك جلوه كند. بايد توجه داشت كه موهاي بلند دخترك ۱۵ ساله تفسير متفاوتي با موهاي بلند يك زن ۵۵ ساله دارد. در هر صورت, در اين قسمت حتي‌المقدور اسرار شناخته شده‌ي انواع مدل مو را در اختيار شما قرار مي‌دهيم. بايد توجه داشت كه نشانه خواني بايد همراه با نشانه‌هاي آشكار ساير ويژگي‌هاي فرد باشد تا بتواند فرد را به سوي تشخيص درست رهنمون شود.

    استفاده از انواع كلاه‌ها:

    مردان طاسي كه از كلاه بيس‌بال براي پوشش اين نقيصه‌ي خود استفاده مي‌كنند, در واقع در برابر پير شدن از خود مقاومت نشان مي‌دهند. در اين ارتباط بايد به اين نكته توجه كرد كه بسياري از مردان طاس براي حفاظت از فرق و كاسه‌ي سر خويش در برابر آفتاب سوزان از اين كلاه‌ها استفاده مي‌كنند؛ ليكن اگر مردان طاس در منزل نيز از اين كلاه‌ها استفاده مي‌كنند, اين امر مي‌تواند نشان‌گر فقدان خودباوري و اعتماد به نفس باشد.
    موي رنگ شده:

    مرداني كه موي سر خود را رنگ مي‌كنند, عمدتاً خواهان پوشاندن موهاي سفيد خود هستند و بدين وسيله خود را جوان مي‌نمايانند. روشن است كه اين وسيله در همه‌ي حالات و مقاطع سني نمي‌تواند راهگشا باشد. فرضاً چنان چه مرد ۷۵ ساله‌‌اي داراي موهاي مشكي يك‌دست باشد, در آن صورت پنهان‌كاري كاملاً بي‌مورد است. در هر صورت, از ويژگي‌هاي اين اشخاص مي‌توان به خودخواهي, واقعيت گريزي و بسان كبك عمل كردن اشاره كرد.
    موي صورت مردان
    ريش و سبيل: برخي از مردم بر اين باورند كه ريش و سبيل مي‌تواند نشانه‌ي راز آلودگي شخص باشد. بايد توجه داشت كه اين برداشت درست نبوده و مردان به دلايل مختلف از موي صورت استفاده مي‌كنند.
    در هر صورت, ريش و سبيل مي‌تواند به موارد زير دلالت كند:
    مرد مي‌پندارد كه بدين شكل جذاب‌تر مي‌نماياند؛
    مرد جوان بدين وسيله خود را سالدار مي‌نماياند؛
    با استفاده از ريش, فرد سن و سال و چروك‌هاي صورت خود را مي‌پوشاند؛
    فرد بدين وسيله نقص صورت خود را مي‌پوشاند؛
    مرد ريشو بدين شكل ماهيت عصيانگرانه‌ي خويش را مي‌نماياند؛
    مرد در جايي شاغل است كه از اين بابت محدوديتي را به شخص تحميل نمي‌كنند.

    دقيقاً به طول و شكل و شمايل ريش و سبيل مردان توجه كنيد, زيرا ريش و سبيل‌هاي بلند مي‌تواند گرايشات سياسي ليبراليستي مردان را بنماياند. از سوي ديگر, ريش و سبيل نامرتب, كثيف و ناآراسته مي‌تواند نشانه‌ي ويژگي‌هايي چون كاهلي, دلمردگي, اختلالات و عوارض روحي و فيزيكي, فقدان قدرت داوري و ساير كاستي‌ها و نقايص بهداشتي باشد.

    ۶۵۷۶۵۷۵۶۷۵.jpg

    موهاي ساير قسمت‌ها:

    ابروان پرپشت و نامرتب و موهاي زياد دماغ و گوش مردان, نشانه‌ي اين است كه اين اشخاص به ظاهر خويش اهميتي نمي‌دهند. برخي از اين مردان بر اين باورند كه مرتب كردن و آراستن موهاي اين قسمت‌هاي صورت عملي نادرست و نامردانه است.

    مدل موي نامتعارف و نمايان:

    مدل و يا رنگ موي غير عادي و نامتعارف مي‌تواند دلالت بر موارد زير داشته باشد:
    ماهيت ناسازگار؛
    فرد ماهيتي عصيانگرانه و شورشي دارد؛
    فرد شيفته‌ي ماجراجويي است؛
    فرد گرايشات مدپرستانه و هنري دارد؛
    فرد داراي شغلي نامتعارف بوده و سبك زندگيش نامتعارف است؛
    شخص بدين وسيله خواهان عضويت در يك گروه هم سال خاص است؛
    سازگاري با مدل‌‌هاي غالب و حاكم در اجتماع؛
    بي‌توجهي به صورت‌هاي ظاهر؛
    ميل به منحصر به فرد بودن و جلب توجه كردن؛
    تاثيرات فرهنگي (سن و سال فرد, نژاد و گروه‌هاي مختلف اجتماعي).

    موي زنان
    مدل موي زنان در قياس با چگونگي موي مردان محدوديت چنداني ندارد, زيرا مردم آسان‌تر انواع مدل موي سر زنان را مي‌پذيرند, چون مدگرايي عمدتاً از آن جنس مونث است. با اين وجود, موي سر نمايان و نامتعارف زنان نيز تعابير و تفاسير خاص خود را دارا مي‌باشد.
    موهاي كوتاه و بلند: بر اساس فرهنگ ما, جواني و جذابيت جسماني زنان با موي بلند تعريف و تبيين مي‌شود. به همين دليل, بلندي و كوتاهي موي زنان تفاسير خاص خود را دارا مي‌باشد. حال اگر عليرغم اين نگرش فرهنگي زني مويش را كوتاه نگه دارد, بايد به موارد زير توجه كرد:
    موي زيبا, كوتاه و آراسته اين حالت مي‌تواند نشان‌گر تمايلات هنري فرد بوده و در عين حال از برخورداري مالي حكايت كند. باري, هزينه كردن مبلغ قابل توجهي از درآمد براي آرايش مو مي‌تواند نشانه‌ي اهميت دادن به ظاهر شخصي, ميل به پذيرفته شدن, اهميت دادن به نظرات ديگران و احتمالاً عدم ايمني باشد.
    موي كوتاه معمولي زنان _ چون نگه داشتن موي بلند دشوار و هزينه بر است, بسياري از زنان موي خود را كوتاه مي‌كنند تا از دنگ و فنگ نگهداري موي بلند در امان باشند. در هر صورت, از نشانه‌هاي بارز اين حالت مي‌توان از عملگرايي فرد نام برد, به ويژه اگر اين حالت با ساير ويژگي‌هاي عملگرايي همراه شود.
    موي بسيار كوتاه سبب توجه ديگران مي‌شود _ چنان چه لباس زني زرق و برق دار و زننده باشد, جلب توجه كردن اين حالت مو نمود مي‌يابد.
    احتمال دارد كه موي بسيار كوتاه دلالت بر ضرورت‌هاي درماني داشته باشد _ فرضاً, زناني كه شيمي درماني مي‌شوند, چاره‌اي جز اين ندارند.
    در رابطه با موهاي بلند بايد موارد زير را از نظر گذراند:
    چون فرهنگ ما موي بلند را نشانه‌ي جذابيت و زيبايي مي‌داند, زني كه بيش از چهل سال سن دارد و در عين حال موهايش را به طور نماياني بلند نگه مي‌دارد, در برابر پير شدن از خودش مقاومت نشان مي‌دهد و ادا و اطوار جوانان و چشم نوازان را در مي‌آورد. از ويژگي‌هاي اين زنان مي‌توان به مواردي چون ذهنيت گرايي, روياپردازي و واقعيت‌گريزي اشاره كرد.
    موي بلند نمايان يك زن ممكن است حالت چشم‌نوازي نداشته باشد و اين كيفيت سبب شود كه بپندارد كه بدين شكل جذابيت جنسي محسوسي كسب مي‌كند.
    موي بلند نامتعارف مي‌تواند نشانه‌ي عصيانگري و ماهيت شورشي بر عليه آداب و سنن دست و پا گير و بازدارنده باشد, زيرا بسياري از زنان موي بلند نمايان را نشانه‌ي آزادي و فارغ بودن از هر گونه محدوديتي مي‌دانند. حال اگر نوع لباس زن اين برداشت را تقويت كند, در آن صورت اين نشانه انكار ناپذير مي‌شود.
    موي بلند كثيف و ژوليده مي‌تواند نشان‌گر خصوصياتي چون فقدان قوه‌ي تشخيص و داوري, بيماري, كاهلي و تنبلي, تن‌آسايي, ماهيتي شورشي, دلزدگي و لاقيدي شخص باشد. در صورت كثيف بودن موي سر, براي خواندن زنان لازم است كه به ساير شاخص‌هاي بهداشتي نيز توجه شود.
    موي پوش داده: پوش دادن مو مي‌تواند نشان‌گر سالمندي زن بوده و در عين حال مي‌تواند نمايانگر ناحيه‌ي زيستي زن باشد. فرهنگ حاكم بر مناطق مختلف سبب مي‌شود كه اشخاص اولويت و ارجحيت فرهنگي را در ظاهر خويش دخالت دهند.
    اين حالت تا حدي كم پشتي مو را جبران مي‌كند و هم اين كه سبب صرفه‌جويي در هزينه‌هاي آرايشي مي‌شود.
    رنگ مو:

    رنگ كردن مو در بين اين جنس طبيعي است. مگر آن كه زني مويش را به طور نامتعارفي رنگ كرده باشد و اين رنگ كاملاً به چشم بخورد. از سوي ديگر, چنان چه زني سفيدي مويش را با رنگ كردن بپوشاند, اين امر مي‌تواند گويا باشد. براي مثال, اين اشخاص متوسل به تمارض و وانمود كردن نشده و واقعيت سني خويش را به راحتي پذيرا مي‌شوند. در برابر اين گروه, اشخاصي هستند كه به دلايل حساسيت‌هاي آلرژيكي اقدام به رنگ كردن نمي‌كنند. در هر صورت, در هنگام خواندن شخصيت زنان بايد ظرايفي از اين دست نيز لحاظ شود.
    موي صورت و تن زنان:

    در ايالات متحده, هنجار غالب فرهنگي اين است كه زنان موهاي زير بغل را زدوده و پاهاي خود را عاري از هر گونه موي زبر سازند. به علاوه, موهاي ابرو نيز بايد آراسته باشد. زني كه هراسي از رويش مو در تنش ندارد, بايد به فرهنگ ديگري تعلق داشته باشد. باري, زني كه در ايالات متحده متولد شده باشد, وليكن اقدام به زدودن موهاي نواحي مختلف تنش نكند, مي‌تواند نشانه‌هايي چون عصيانگري, دلبستگي به باور رهايي و طبيعت باوري را به دست دهد.

    از ساير فع شركت ببينند، بيشتر عصباني خواهند شد. اما اگر حس كنند شما بنابر وظيفه انساني مي خواهيد به آنها كمك كنيد، آرام تر خواهند شد و منطقي رفتار خواهند كرد. 
     
    چگونه مشتري را آرام كنيم؟ 
     
    1)      با لحن صميمي حرف بزنيد. با يك تن صداي ثابت صحبت نكنيد زيرا نوع كلام شما نشانگر ميزان  اهميت موضوع براي شما است.

    2)      اگر ممكن است از نام كوچك فرد استفاده كنيد و اگر لازم است خود را به طور كامل معرفي كنيد.

    3)      با مشتريان خوشامدگويي و احوالپرسي كنيد. نه اينكه مانند يك ماشين به ورقه هاي روي ميز خود نگاه كنيد و با كلمات كوتاه از آنها بخواهيد كه موضوع را شرح دهند.

    4)      به حرفهاي آنها خوب گوش بدهيد و با تكرار بعضي از عبارات و جملات به آنها بفهمانيد كه موضوع براي شما جالب و مهم است . به افراد اجازه دهيد كه مطلب را به طور كامل شرح دهند و تكميل كنند.

    5)      از جمله "اين وظيفه من نيست" استفاده نكنيد. اين جمله باعث عصبي شدن افراد مي شود. حتي اگر درخواست مشتري غيرمنطقي است با كلمات ديگري او را قانع كنيد كه شرايط براي همه يكسان است و راههاي ديگري را به او پيشنهاد كنيد.

    6)      از به كار بردن عبارت "مامورم و معذور" بپرهيزيد. درست است كه نمي توانيد مقررات را زير پا بگذاريد پس سعي كنيد اين جملات را انتخاب كنيد: "مقررات توسط شخص ديگري تبيين شده اند. شما مي توانيد با ايشان تماس بگيريد و اعتراض خود را اعلام كنيد. آيا مايليد شماره تلفن را در اختيار شما قرار دهم؟" 
     
    نتيجه  گيري

    تمام راه حلهاي فوق در همه موارد كارا نيستند. قانونهاي كلي كه در مورد آن صحبت شد عبارتند از:

    1)      دقت كردن به حالات مشتري در بدو ورود.

    2)       نماياندن خود به عنوان يك انسان مستقل از موسسه و شركت.

    مطالب زيادي در مورد كنترل شرايط نارضايتي مشتريان وجود دارد. در آينده در مورد اين كه چگونه بر اوضاع مسلط شويم و از نتايج منفي آن دور بمانيم بيشتر بحث خواهيم كرد.

    http://www.vivannews.com/Pages/News-22197.aspx


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]


    مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

    مجريگري ، مباحثه ، مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

    ۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

    ۱۹

    مديريت موثر جلسات

    جلسات كاري براي مديران مي‌تواند تبديل به نوعي شيوه زندگي شود. اغلب تصور مي‌شود كه جلسات بسيار وقت گيرند و نتايج كمي‌را ارائه مي‌دهند. اما بايد گفت كه برگزاري جلسات راه خوبي براي برقراري ارتباط و تبادل اطلاعات است، بنابراين سوال اصلي‌اين است كه چگونه مي‌توان آنها را با كيفيت بيشتر و كارآمدتر برگزار كرد.
     

    هدف از جلسات چيست؟
    تمام جلسات بايد داراي هدف باشند. ما جلسات را برگزار مي‌كنيم تا در مورد موضوعي بحث كنيم و به تصميم‌گيري برسيم. ممكن است هدف‌اين باشد كه با كارمندان خود در جريان آخرين گزارشات و اطلاعات قرار گيريم، بنابراين نتيجه‌اين خواهد بود كه اطلاعات شما تكميل مي‌شود و در جريان آخرين امور قرار مي‌گيريد.
    اين مساله مهم است كه تمامي ‌شركت‌كنندگان هدف و نتيجه مورد نظر جلسه را درك كنند. به‌ عبارت‌ ديگر موضوع‌ جلسه‌ بايد براي‌ همه‌ افراد روشن‌ و واضح‌ باشد. برگزاري‌ جلسات‌ بدون‌ اهداف‌ مشخص‌ و روشن، تلف‌ كردن‌ وقت‌ گرانبها است.
    چه كساني بايد در جلسه شركت داشته باشند؟
    اين سوال نياز به تفكر و بررسي دارد، زيرا تنها افرادي بايد حضور داشته باشند كه براي هدف جلسه مناسب هستند. اگر هدف از برگزاري جلسه بحث و گفت‌وگو و رسيدن به يك تصميم‌گيري است، هر چه تعداد شركت‌كنندگان بيشتر باشد احتمال ‌اينكه به نتيجه گيري برسيد كمتر است.
    درنظر داشته باشيد چه كساني مورد نياز هستند:
    • افرادي كه مي‌توانند اطلاعاتي را ارائه دهند.
    • كساني كه قسمتي از روند تصميم‌گيري هستند.
    • افرادي كه بايد از مسائل مطرح شده در جلسه مطلع شوند، البته فقط افراد كليدي را در نظر بگيريد؛ زيرا ديگران مي‌توانند با حضور داشتن تنها دقايقي در جلسه اطلاعات لازم را به دست آورند.
    ممكن است ليست شركت‌كنندگان بسيار طولاني شود و اغلب اوقات برگزاركنندگان جلسه از هركسي كه تمايل نشان بدهد دعوت مي‌كنند.‌اين امر منجر به حضور بيش از حد افراد مي‌شود. همه سعي بر مشاركت و همكاري در جلسه را دارند، اما در‌اين ميان ممكن است برخي افراد از هدف اصلي جلسه منحرف شوند.
    به ياد داشته باشيد كه شركت در جلسه وقت گير است، بنابراين تنها كساني را دعوت كنيد كه بايد حضور داشته باشند.
    همچنين افرادي هستند كه بدون در نظر گرفتن ضرورت حضورشان در جلسه، تمايل دارند در تمامي‌جلسات شركت داشته باشند. هنگامي ‌كه تصميم گرفتيد حضور چه كساني در جلسه ضروري است، براي شركت دادن افراد نامناسب در جلسه تحت فشار ديگران قرار نگيريد. البته مي‌توانيد مودبانه به آنها پيشنهاد دهيد كه بعد از جلسه دقايقي آنها را به حضور مي‌پذيريد.
    دستور كار جلسه
    جلسات بايد دستوركار و برنامه‌اي داشته باشند كه قبل از شروع جلسه بين شركت‌كنندگان توزيع شود. ‌اين دستوركار بايد شامل موضوعات جلسه و زمان بندي باشد. دستوركار بايد چند روز قبل از جلسه بين شركت‌كنندگان توزيع شود؛ به طوري آنها براي مرور اهداف و مباحث جلسه وقت كافي داشته باشند و بتوانند آمادگي لازم را كسب كنند.
    يك جلسه موثر و كارآمد بستگي به تنظيم زمان دستور كار آن دارد. اگر يك مبحث در حال فرا رفتن از زمان مجاز خود است بايد متوقف شود و ترتيبي صورت گيرد تا ادامه آن به زمان ديگري موكول شود.
    گرداننده جلسه
    جلسه نياز به شخصي دارد كه آن را اداره كند. ‌اين فرد جلسه را زمان‌بندي مي‌كند، به طوري به همه فرصت‌ مشاركت مي‌دهد، به كسي اجازه حكم‌فرمايي نمي‌دهد و در پايان جلسه را خاتمه مي‌دهد و تصميمات گرفته شده و اقدامات متعاقب آن را مشخص مي‌سازد.
    نقش مهم مدير جلسه‌ اين است كه تضمين كند جلسه به دستوركار و موضوعات آن پايبند باشد. ‌اين جزو وظايف مدير جلسه است كه اگر بحث به موضوعات ديگر كشيده شد، آن را به مسير اصلي برگرداند.
    صورت‌جلسه
    براي تنظيم صورت جلسه شخصي را تعيين كنيد كه نكات اصلي مطرح شده و تصميم گيري‌ها را يادداشت كند. ‌اين كار را نبايد گرداننده جلسه انجام دهد؛ زيرا در‌اين صورت قادر نخواهد بود جلسه را به درستي اداره كند.
    در صورت‌جلسه بايد قيد شود كه چه كساني چه مواردي را مطرح كرده‌اند و‌اينكه چه افرادي ملزم به اجراي تصميمات شده‌اند. اگر جلسه‌اي كه برگزار شده ادامه جلسه قبل است، دستور جلسه قبلي نيز بايد در ابتداي صورت جلسه فعلي ذكر شود.
    آماده‌سازي جلسه
    مطمئن شويد كه اتاقي مناسب و صندلي‌هاي كافي براي‌اين كار درنظر گرفته شده است. نسخه‌هاي دستوركار جلسه و قلم و كاغذ‌هاي اضافي با خود به جلسه بياوريد. نور اتاق را چك كنيد كه كافي باشد و اگر قرار است كاري ارائه شود اطمينان حاصل كنيد كه همه از جايگاه خود قادر به ديدن آن هستند. چندين بار قبل از برگزاري جلسه موارد خاصي از قبيل تلفن‌هاي كنفرانس، خروجي‌هاي برق يا ويدئو كنفرانس‌ها را بررسي كنيد. كنترل كنيد كه آنها در اتاق هستند و به درستي كار مي‌كنند. اگر در جلسه از تكنولوژي خاصي استفاده مي‌كنيد قبل از ورود شركت‌كنندگان آنها را راه‌اندازي كنيد، منتظر ماندن براي روشن شدن كامپيوترها وقت با ارزش جلسه را هدر مي‌دهد.
    سخن آخر
    جلسات موثر و سودمند اول از همه نياز به برنامه‌ريزي صحيح دارند. كسي كه جلسه‌اي را فراخوان مي‌دهد بايد هدف و دستور كار آن را مشخص كند و به شركت‌كنندگان زمان كافي براي آمادگي و مشاركت بدهد. حضور افراد مناسب و شايسته در جلسه ضروري است و حضور افراد نامناسب و نابجا جلسه را از مسير اصلي منحرف مي‌كند. در نهايت، تداركات و آماده سازي جلسات مي‌تواند تاثير زيادي روي موفقيت آن بگذارد. مطمئن شويد كه‌ اندازه اتاق جلسه مناسب است و تمام تجهيزات فني درست كار مي‌كنند. طي جلسه به دستوركار توجه داشته باشيد، از شروع جلسه آن را شفاف‌سازي كنيد و نتيجه‌اي را كه مي‌خواهيد از جلسه حاصل شود، مدنظر قرار دهيد.

    http://www.vivannews.com/Pages/News-_جلسه_ويوان_نيوز-6985.aspx


    منبع:http://www.managementtrainee.co.uk


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]


    بازتعريف فريبكارى‌ها از آن جهت دشوار است كه اين ترفندها با زبان همكارى و منطق بيان مي‌شود تا شما را فريب دهد.


    بازتعريف فريبكارى‌ها از آن جهت دشوار است كه اين ترفندها با زبان همكارى و منطق بيان مي‌شود تا شما را فريب دهد.
    البته شما مي‌توانيد مستقيما اين ترفندها را به چالش بكشيد، ولي ريسك آن بسيار بالا خواهد بود. اولا ممكن است شما اشتباه كرده باشيد و حتي اگر هم گمان شما درست باشد طرف مقابل ممكن است از اينكه او را دروغگو يا متقلب بناميد آزرده شود و روي روابط شما با او تاثير منفي بگذارد. راه‌حل جايگزين به جاي برخورد علني با ترفند فريبكارانه طرف مقابل، تظاهر به همراهي كردن با آن است. طورى واكنش نشان دهيد كه گويي طرف مقابل كاملا با حسن نيت مذاكره مي‌كند، ‌اما به آرامى حركت كنيد و پرسش‌هاى كنجكاوانه‌اى را مطرح كنيد تا بتوانيد صداقت آنها را آزمايش نماييد. اگر طرف مقابل صداقت داشته باشد، پرسش‌هاى شما ضرري نخواهد داشت. ‌اما اگر قصد آنها فريب شما باشد، ترفند آنها آشكار خواهد شد. و ازآنجا كه شما علنا با آنها برخورد نكرده ايد اين‌امكان براي طرف مقابل وجود خواهد داشت تا با آوردن بهانه‌اى چون «اشتباهى صورت گرفته است» يا اينكه «سوءتفاهمي ‌پيش‌آمده است» حفظ ظاهر نمايد.

    پرسش‌هاى روشنگرانه بپرسيد
    پرسش‌هايى بپرسيد كه پاسخ آنها نيات و اهداف طرف مقابل را هم آزمايش نمايد و هم روشن كند. اگرشما مي‌خواهيد شركتي را بخريد كه فروشنده مقادير قابل توجهي را تحت عنوان حساب‌هاى دريافتي براي تعيين ارزش شركت گنجانده است، با لحني بي‌غرض بپرسيد «شما حتما دليل موجهي براي اطمينان از پرداخت به حساب‌هاي دريافتي در آينده داريد. علاقه‌مندم بدانم چرا اين طور فكر مي‌كنيد.» وقتي آنها مواضع خود را بر «مراجع رسمي» مانند سازمان‌هاي دولتي يا سيستم‌هاي كامپيوتري و تحليل‌هاي نرم افزاري استوار مي‌كنند، سعي كنيد تا فرضيات آنها را كنترل نماييد. از اينكه كمي‌آنها را تحت فشار بگذاريد نهراسيد. بعد هم به ابهام گويي‌ها و همين طور به قاطعيت آنها توجه كنيد. اگر تناقض مشاهده كرديد آن را مستقيما به چالش نكشيد. با حالت سردرگمي ‌بپرسيد: «خيلي معذرت مي‌خواهم ولي فكر مي‌كنم درست متوجه نشده‌ام. ممكن است توضيح دهيد اين نكته‌اي كه الان بيان كرديد با مطالب قبلي چه ارتباطي دارد؟»

    يكي از راه‌هاي مطمئن شدن از گمانه زني‌ها پرسيدن سوال‌هايي است كه خودتان از قبل جوابش را مي‌دانيد. به هر نحوي كه آنها پاسخ خود را استتار كنند براي شما بسيار‌آموزنده خواهد بود.

    يكي از ترفندهاي مرسوم ايجاد اين باور غلط در شما مي‌باشد كه طرف مقابل داراي اختيار تام براي تصميم‌گيري است. شما ممكن است انعطاف كامل نشان داده باشيد و از همه اختيارات خود استفاده كرده باشيد در حالي كه رييس آنها يا هيات مديره طرف مقابل تازه خواهان‌امتيازات بيشتري باشد. براي صيانت از خودتان همان ابتداي مذاكره ميزان اختيارات طرف مقابل را جويا شويد: «آيا فرض من بر اينكه شما داراي اختيارات كامل براي تصميم‌گيري در اين مورد هستيد درست است؟» مطمئن شويد يك پاسخ مشخص دريافت كنيد. اگر آنها اختيار كامل ندارند متوجه شويد موافقت كدام شخص يا اشخاصي ضروري است؟ و زمان پاسخ دادن آنها چقدر طول مي‌كشد؟ يكي ديگر از ترفند‌هاي مرسوم، درخواست تقاضايي در آخرين لحظه قبل از نهايي كردن توافق است. به جاي به چالش كشيدن درخواست آنها، بپرسيد: «آيا پيشنهاد مي‌كنيد مجددا باب مذاكره را باز كنيم؟» اگر طرف مقابل پاسخ منفي داد، شما هم مي‌توانيد بگوييد «بسيار خوب پس اجازه بدهيد طبق توافق صورت گرفته كار را دنبال كنيم.» و اگر جواب مثبت بود، شما مي‌توانيد بگوييد بسيار خوب، ما اين موارد جديد را به عنوان يك پيش‌نويس قرارداد تلقي مي‌كنيم كه براي هيچ يك از طرفين تعهدآور نيست.

    يك درخواست معقول بكنيد
    شما در برخورد با افراد فريبكار داراي مزيتي هستيد كه در مقابل ساير افراد اين مزيت را نداريد. ديگران علنا همكاري نمي‌كنند در حالي كه افراد فريبكار در ظاهر خود را منطقي و معقول جلوه مي‌دهند. پس شما هم در ظاهر حرف آنها را بپذيريد و آنها را محك بزنيد، به اين ترتيب آنها بر سر يك دوراهي قرار خواهند گرفت: يا به همكاري ظاهري خود رنگ واقعيت مي‌پوشانند يا اينكه فريبكاري را كنار گذاشته و دست خود را كه رو خواهند كرد. به عبارت ديگر، شما مي‌توانيد با «آزمايش درخواست معقول» آنها را ‌امتحان كنيد. درخواست منطقي را كه اگر طرف مقابل واقعا حسن نيت داشته باشد با آن موافقت خواهد كرد، طراحي كنيد.

    اگر به عنوان مثال نسبت به صحت تحقيق وصول مطالبات يك شركت شك داريد به آنها بگوييد «اگر اشكالي نداشته باشد مي‌خواهم از حسابدارمان خواهش كنم تا به دفاتر شما نگاهي بيندازد و حساب‌هاي دريافتي شما را بررسي كند تا در جريان اصول كاري شما قرار بگيرد.» اگر فروشنده از بررسي حساب‌ها توسط حسابدار شما‌ امتناع كرد، حسن همكاري خود را زير سوال برده است و شما هم مي‌توانيد نتيجه بگيريد كه روي همه حرف‌هاي آنها نمي‌توانيد حساب باز كنيد. اگر طرف مقابل خواست تا به بهانه داشتن «يك شريك سنگدل» ‌امتيازات بيشتري بگيرد شما هم مي‌توانيد اين درخواست را بيان كنيد: «معذرت مي‌خواهم جري. فكر مي‌كنم درست متوجه نشدم.

    يعني ما اشتباه كرديم كه از بانك شريك شما در جلساتمان دعوت نكرديم؟ جري حالا با يك انتخاب مواجه است. او يا مي‌تواند قرار ملاقات با شركاي بانكي را تنظيم كند و شما را از نزديك با سر سختي آنها آشنا سازد و فرصت بهتري براي جلب اطمينان شما فراهم آورد يا اينكه از هماهنگي ديدار شما با آنها ‌امتناع كند و در عمل، حواس شما را جمع تر كند.

    نوشته: ويليام يوري
    ترجمه: نادر پيروز

    http://www.vivannews.com/Pages/News-22143.aspx


    امتیاز:
     
    ي‌توانيد جايي كه به صلاح كودك تان نيست و يا اينكه از امكانات كافي تهيه وسيله اي براي آنها برخوردار نيستيد "نه" بگوييد. به طور مثال ممكن است فرزند 9 ساله شما درخواست تلفن همراه داشته باشد و حتي خانواده نيز توانايي تهيه آن را داشته باشند اما به هيچ وجه نبايد اين كار را انجام دهند و حتما بايد "نه" بگويند. در اين صورت فرزند شما ياد مي‌گيرد كه برخي جاها نيز امكان شنيدن "نه" وجود خواهد داشت. همچنين مدارس براي آموزش "نه" گفتن در كودكان بسيار تاثير گذارند و مي‌توانند در قالب تئاتر، نمايش و يا بازي هاي جمعي اين مهارت را به دانش آموزان بياموزند.


    ممكن است مهارت نداشتن در نه گفتن موجب تغيير سرنوشت انسان شود؟
    بله. گاهي تلويزيون، فيلم ها و سريال هايي نشان مي‌دهد كه موضوع آن از اين قرار است كه عده اي به سراغ دوستي مي‌روند و از آن شخص مي‌خواهند در سرقت يك بانك به آنها كمك كند و اين فرد به دليل اينكه مهارت نه گفتن را نياموخته ناچار به همراهي با آن گروه مي‌شود و تمام سرنوشت زندگي آن فرد عوض مي‌شود.


    چه طور مي‌توانيم مهارت نه گفتن را در زندگي مردم كشورمان نهادينه كنيم زيرا همان طور كه مي‌دانيم مردم ايران بسيار تعارفي هستند و از گفتن كلمه "نه" چندان دل خوشي ندارند؟
    به نظر من ديدگاه ها بايد تغيير كند و علمي‌تر شود. در حال حاضر از نظر كارشناسان استفاده مي‌شود اما اغلب آنها در حد تئوري مي‌ماند و كمتر كاربردي مي‌شود. بنابراين اگر كارشناسان نظر مي‌دهند حتما بايد عملياتي شود.


    نقش رسانه هاي گروهي به ويژه صدا و سيما در نهادينه كردن اين فرهنگ چيست؟
    ببينيد؛ صدا و سيما هميشه سريال هايي را مي‌سازد كه فردي با بله گفتن دچار چه مشكلاتي مي‌شود. حالا اگر جاي اين موضوع را عوض كنيم و نشان دهيم كه فردي در برابر يك درخواست مخالفت كرد و "نه" گفت وآن وقت چه اتفاقات مثبتي را در زندگي مشاهده كرد مي‌توانيم جنبه هاي مثبت را در افراد تقويت كنيم

    منبع : مجله سلامت


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]
      با اين عقيده كه هيچ وقت براي هيچ كاري دير نيست، موافقيم ولي بايد بپذيريم كه زمان بي‌نهايت نيست و تا به خودمان بجنبيم فرصت‌ها را از دست داده‌ايم.... برترين ها: با اين عقيده كه هيچ وقت براي هيچ كاري دير نيست، موافقيم ولي بايد بپذيريم كه زمان بي‌نهايت نيست و تا به خودمان بجنبيم فرصت‌ها را از دست داده‌ايم. براي از دست دادن فرصت‌ها قرار نيست هميشه ماه‌ها و سال‌ها را تلف كنيم، از دست دادن همين ثانيه‌هاي دم‌دست هم مي‌تواند بعضي فرصت‌ها را براي هميشه از بين ببرد. خلاصه‌اينكه اگر بخواهيم زندگي را مديريت كنيم و از آرزوهاي كوچك و بزرگمان جا نمانيم بايد از همين ساعت‌هايي كه در آن هستيم، شروع كنيم و ياد بگيريم چطور مدير زمان خود باشيم.



    همه چيز را بنويسيد

    قبل از هر چيز بايد روشي كه در حال حاضر از زمان خود استفاده مي‌كنيد را تحليل و بررسي كنيد. ممكن است به دليل تكرار روزمره نتوانيد دقيقا زمان‌هاي اتلاف وقت خود را بشناسيد، به همين دليل بهتر است از يك دفترچه يادداشت براي ثبت دقيق وقايع روزمره استفاده كنيد. پس از ثبت وقايع هنگام تجزيه و تحليل آنها خودتان متوجه فعاليت‌هاي غيرضروري خواهيد شد. اصلا نگران نباشيد همين كه شروع به مديريت زمان خود كنيد، متوجه اهميت اين موضوع خواهيد شد.


    فعاليت‌ها را اولويت‌بندي كنيد

    اولويت‌بندي يكي از قدم‌هاي مديريت زمان است. اين كار به شما كمك مي‌كند كه كارهاي غيرضروري را كه نه تنها اوقات خوشي براي شما نمي‌سازد بلكه زمان حال را هم از شما مي‌گيرند و شما را از اهدافتان دور مي‌كند، حذف كنيد. اصلا فكر نكنيد كه مجبوريد تمام روز كارهاي خط‌كشي شده انجام دهيد يا هر كار تفريحي و لذت‌بخشي زائد به حساب مي‌آيد. اتفاقا بايد براي تصميم‌گيري درباره فعاليت‌هايي كه بايد انجام دهيد بايد فعاليتي را حذف كنيد كه از آن لذت نمي‌بريد يا به خوبي از عهده انجام آن برنمي‌آييد. براي شروع اصلا تلاش نكنيد مسئوليت‌هايي بيش از آنچه مي‌توانيد به صورت معقول انجام دهيد را به عهده بگيريد، پس از اينكه فهرست كارهاي روزانه را به ميزان قابل قبولي از مسئوليت‌ها كاهش داديد، زمان برنامه‌ريزي فرا مي‌رسد. به ياد داشته باشيد ساعت‌هاي محدودي در يك ر ممكن است بيش از آنچه مي‌پنداريد به ضررتان باشد. از چارچوبي كه پيش رو داريد مي‌توانيد تكنيك‌هاي مصاحبه را بياموزيد و از اشتباهات استخدام جلوگيري كنيد.
     

    در نگاه اول شايد مصاحبه كاري قرار ملاقات خيلي ساده‌اي به نظر برسد: دست مي‌دهيد، گپ مي‌زنيد، چند سوال مي‌پرسيد و نتايج را مقايسه مي‌كنيد، اما چطور مي‌توان كسي را تشخيص داد كه مهارت‌هايش به خوب جلوه كردن در مصاحبه محدود نمي‌شود؟

    جنيس ويتيكر، نويسنده كتابي درباره همين موضوع مي‌گويد:«براي يك مصاحبه حرفه‌اي درواقع نياز به آمادگي‌هاي زيادي هست، خيلي‌ها نمي‌توانند خودشان را نشان بدهند.»
    هزينه استخدام نامناسب خيلي زياد است و فقط هم شامل دستمزدي كه مي‌پردازيد نمي‌شود. هزينه انتخاب، زمان آموزش، مشكلات احتمالي با مشتريان و پيداكردن جايگزين همگي از جمله اين موارد هستند. خيلي كارشناسان تخمين مي‌زنند كه هزينه استخدام بد از كل مبلغ دستمزد سالانه نيز بيشتر مي‌شود.

    براي اينكه جلوي چنين تجربه‌هايي را در شركتتان بگيريد بايد برنامه‌اي براي هدايت مصاحبه داشته باشيد. اينجا مي‌توانيد بياموزيد كه چطور سوال‌ها را ساماندهي كرده و فرآيندي ايجاد كنيد كه بيشترين اطلاعات را درباره داوطلبان بدهد.


    دنبال چه هستيد
    قبل از اينكه دنبال بهترين گزينه بگرديد بهتر است زماني را براي فكركردن درباره خود كار صرف كنيد. كساني كه قبلا اين شغل را داشته‌اند در نظر گرفته ببينيد چه مهارت، دانش و ويژگي‌هاي شخصي داشته‌اند كه باعث موفقيت يا عدم موفقيت‌شان شده است. فهرستي از اين عوامل تهيه كنيد و برسر آن با ديگر همكارانتان به توافق برسيد.

    جيم ساليوان رييس گروه مديريتي گالاكسي كه كارش يافتن مديران توانا است، مي‌گويد:«مهم است كه همگي درباره ويژگي‌هاي مدنظر و اينكه آن پست سازماني نيازمند چه مهارت‌هايي است توافق داشته باشند. درغير اين صورت ممكن است هركس سوالات متفاوتي از داوطلبان بپرسد چون برداشت متفاوتي از آن شغل داشته‌اند.»

    سوالات درست را بپرسيد
    وقتي معيارها مشخص شد، مي‌توانيد سوالات هدف داري بپرسيد كه از زمان مصاحبه با هرداوطلب به بهترين وجه استفاده شود. تام ترنر كه يك مشاور مستقل اهل ونكوور متخصص طراحي سيستم‌هاي گزينش است، مي‌گويد: او فهرستي از 7 تا 12 معيار تشكيل مي‌دهد و سپس براي بررسي هركدام حدودا چهار سوال مي‌پرسد. دو سوال به شكل ايجابي بيان مي‌شوند، يعني از داوطلب مي‌خواهند درباره كاري كه خوب انجام داده است صحبت كند. يك سوال سلبي است، يعني از داوطلب مي‌خواهد درباره يكي از اشتباهات يا شكست‌هايش حرف بزند. سوال آخر هم حكم پشتيبان را دارد درصورتي كه داوطلب به يكي از سوال‌هاي بالا جواب ندهد.

    براي ايجاد پرسش‌هاي مصاحبه رويكردهاي خيلي متفاوتي هست:

    - سوال‌هاي واقعيت محور يا كلي: «چند سال در فلان شركت كار كرده‌ايد؟»
    - سوال‌هاي موقعيتي يا فرضي:«مثلا اگر ببينيد كسي از شركت دزدي مي‌كند چكار مي‌كنيد؟»
    - سوال‌هاي استرس زا: «چرا بايد شما را استخدام كنيم؟ شما هيچ تجربه‌اي نداريد.» هدف از اين سوالات اين است كه ببينيم داوطلب چطور به استرس واكنش نشان مي‌دهد.
    - سوال‌هاي رفتاري: مثلا:«درباره پروژه‌اي كه احيانا زماني شروع كرده‌ايد و با افزايش بهره‌وري روبه‌رو بوده است صحبت كنيد.» تئوري پشت سوالات رفتاري اين است كه عملكرد گذشته نمايانگر خوبي براي عملكرد آتي است. در اين حالت به جاي پرسيدن سوالات كلي مصاحبه‌گر از تجربياتي مي‌پرسد كه منعكس‌كننده مهارت‌ها هستند. ويتيكر مي‌گويد: «نمي‌پرسيد آيا كاري كرده‌اند، بلكه مي‌پرسيد چطور اين كار را كرده‌اند. تقلب يا اغراق در اين نوع مصاحبه خيلي خيلي دشوار است.

    يك مزيت ديگر مصاحبه رفتاري هم اين است كه چون جواب‌ها ريشه در تجربيات گذشته دارند مي‌توان بررسي‌شان كرد. اينجا درست همانجايي است كه توجه به سوابق اهميت مي‌يابد. ترنر مي‌گويد:«اگر احساس مي‌كنيد كه برخي چيزها را تغيير مي‌دهند يا از خودشان مي‌سازند مي‌توانيد از كارفرماي قبلي سوال كنيد كه آنچه گفته‌اند درست است يا خير. همچنين اگر داوطلب از شكست‌ها حرف نزند مي‌توان براي پيداكردنشان به سوابق رجوع كرد.»

    بيشتر استخدام‌كنندگان حرفه‌اي عمده وقت مصاحبه را به اين طور سوالات اختصاص مي‌دهند چون معلوم شده است كه اين سوالات عمدتا بهترين نتايج را به همراه دارند.


    ساليوان البته يادآوري مي‌كند كه اين تكنيك براي مصاحبه با افرادي كه فرهنگ متفاوت دارند يا زبان دشواري دارند ممكن است خوب جواب ندهد.
    سوالاتي هم هست كه اجازه نداريد بپرسيد. مثلا سوال

     درباره نژاد، وزن، مذهب، وضعيت شهروندي، تاهل، فرزندان و معلوليت‌ها و غيره. ويتيكر مي‌گويد اينها سوالي است كه اگر از همه داوطلب‌ها نپرسيد نوعي تبعيض پيش مي‌آيد و اگر ارتباط كاملا مستقيمي به شغل نداشته باشد در آن صورت حتما تبعيض‌آميز است.


    ساختار مصاحبه
    كارشناسان معتقدند در صورت امكان بهتر است با هر داوطلب بيش از يك نفر مصاحبه كند. وقتي چند مصاحبه‌گر داشته باشيد مي‌توانيد سازگاري جواب‌ها را مقايسه كنيد.
    هرمصاحبه بايد تركيبي شبيه به اين داشته باشد:


    بخش اول: معرفي
    با چند دقيقه گپ زدن استرس را از داوطلب دور كنيد. درباره هوا يا ترافيك حرف بزنيد (از سوال درباره فرزند و خانواده خودداري كنيد.) سوال‌هاي كلي بپرسيد و توضيح دهيد كه فرآيند مصاحبه چطور خواهد بود.
    بخش دوم: سوال‌هاي رفتاري
    بيشتر وقت مصاحبه بايد صرف پرسيدن سوال‌هاي مشخص رفتاري شود آن هم براساس معيارهايي كه پيش‌تر مشخص كرده‌ايد.
    بخش سوم: جمع‌بندي
    اجازه بدهيد داوطلب از شما سوالاتي بكند. توضيح بدهيد كه گام‌هاي بعدي چيست و چه وقت دنبال كار را خواهيد گرفت. از آمدنشان تشكر كنيد و آنها را بدرقه كنيد.

    افزودن يك آزمون را هم بررسي كنيد
    مي توانيد نتايج ارزيابي خودتان را با افزودن ساير روش‌هاي گزينش به روش مصاحبه ارتقا بدهيد. آزمون مهارتي يا نوشتن يا ارائه مطلبي توسط داوطلب مي‌تواند از جمله اين روش‌ها باشد.

    سيستم امتيازدهي داشته باشيد
    مصاحبه‌گرهاي مبتدي ممكن است وسوسه شوند كه برخورد اول با هر داوطلب را مبناي مقايسه افراد با يكديگر قرار دهند. به چند دليل اين كار خطرناك است. اولين دليل‌اش اين است كه شما دنبال كسي مي‌گرديد كه كار را انجام دهد، نه اينكه دوست صميمي بعديتان بشود. اگر نتوانيد قبل از مقايسه داوطلب‌ها امتياز هر داوطلب را در هريك از معيارها مشخص كنيد ممكن است كسي را انتخاب كنيد كه دلنشين است، اما الزاما به درد كارتان نمي‌خورد. شايد هم به دليل ضعيف بودن همه داوطلب‌ها كسي را انتخاب كنيد كه بازهم به اندازه كافي بامهارت نيست. ترنر مي‌گويد براي ارزيابي امتيازها بايد يك سطح استاندارد داشته باشيد، زيرا گاهي ممكن است براي تكرار نشدن مصاحبه‌ها وسوسه شويد كه ميان بد و بدتر يكي را انتخاب كنيد.

    سيستم امتيازدهي موثر به هرداوطلب در هر معيار نمره‌اي مي‌دهد و او را با سطح استاندارد مي‌سنجد. مثلا مي‌توانيد بگوييد كسي را مي‌خواهيد كه دقيقه‌اي 50 كلمه تايپ كند. البته كمي كردن برخي مهارت‌ها ممكن است دشوار باشد، اما با فكر زياد بالاخره راهي پيدا مي‌شود. مثلا براي سنجش توانايي مديريتي، مي‌توانيد تعداد شركت‌هايي كه فرد در آن مدير بوده است يا تعداد افرادي كه زيردست داوطلب كار كرده‌اند را معيار قرار دهيد. تا زماني كه تمام امتيازها و استانداردها مشخص نشده است داوطلبان را باهم مقايسه نكنيد. بعد از اتمام فرآيند همه مصاحبه‌شوندگان مي‌توانند براي جمع بندي و مقايسه برآوردها كنار يكديگر قرار بگيرند.

    نكاتي براي موفقيت
    - تكاليفتان را انجام دهيد: رزومه داوطلبان را پيش از مصاحبه بررسي كنيد. ساليوان گاهي جستجوي نام افراد در گوگل را هم پيشنهاد مي‌كند.
    - مودب باشيد: از حركت‌هاي غيرزباني مثل لبخند و به جلو خم شدن و سرتكان دادن براي استرس زدايي از داوطلب استفاده كنيد. هرچه داوطلب راحت‌تر باشد ارتباط برقرار كردن ساده تر است و اطلاعات مفيدتري نيز مي‌توان از او گرفت.
    - يادداشت برداريد: بعد از چند مصاحبه خيلي راحت صحبت‌هاي داوطلبان را باهم اشتباه مي‌كنيد. حتما مطالب را يادداشت كنيد.
    - براي بررسي هرمعيار كل زمان مصاحبه را مدنظر بگيريد: چون سوال خاصي را براي ارزيابي يك عامل خاص پرسيده‌ايد دليل نمي‌شود كه آن سوال نتواند ويژگي‌هاي ديگر فرد را آشكار سازد.
    - زياد حرف نزنيد: مي‌توانيد افراد را در صحبت به سمت اطلاعات خاصي كه مي‌خواهيد هدايت كنيد، اما فراموش نكنيد اين داوطلبان هستند كه بايد بيشتر وقت را صحبت كنند.


    منبع:www.inc.com


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

     

    شناخت يكديگر: مذاكره مانند هر وضعيت اجتماعي ديگري كه هدف معامله در آن وجود دارد، وقتي كه دو طرف براي شناخت يكديگر كمي وقت صرف كنند، مذاكره آرام پيش مي‌رود.

    ارزيابي كساني كه درگير مذاكره هستند قبل از شروع مذاكره مفيد است. شناخت سوابق فردي براي تعيين حدود اهميت مسائل و در جهت مهارت لازم، رهنمودي عالي براي موضوع مورد بحث فراهم مي‌كند. همين كه جريان مذاكره شروع مي‌شود بايد ببينيد، بشنويد و بياموزيد. يك قاعده كلي اين است كه چانه‌زني را به صورت دوستانه ادامه دهيد و در عين جدي بودن،
    خونسرد باشيد.

    مرحله دوم – بيان اهداف: بعد از شناخت و معرفي مذاكره معمولا نوبت به بيان كلي اهداف دو طرف مي‌رسد. در اين زمان مسائلي اصلي ممكن است مطرح نشوند؛ زيرا هر طرف تازه درصد كشف نيازهاي طرف ديگر است. فردي كه سر صحبت را باز كرده است بايد منتظر دريافت بازخور از طرف مقابل باشد و كسب اطلاع كند كه آيا هر دو اهداف مشابه دارند. اگر اختلافي در اهداف وجود داشته باشد اكنون زمان آن است كه آگاهي حاصل شود. معمولا خوب است كه اولين جمله، مثبت و حاكي از توافق باشد.

    مرحله سوم – شروع مذاكره:‌ بعضي از مذاكرات پيچيده‌اند و مسائل زيادي را در برمي‌گيرند كه بايد حل شوند و بعضي مشكلات كمتري دارند، همچنين ممكن است پيچيدگي مسائل با هم تفاوت‌هايي داشته باشد تا زماني كه هر دو طرف مسائل خودشان را ارائه نكرده‌اند، هيچ كس نمي‌تواند جهت مذاكره را پيش‌بيني كند. ممكن است نيازهاي نهايي در ميان باشد كه هيچ طرفي ابراز نكرده است، لكن هم چنانچه مذاكره پيش مي‌رود آن نيازها آشكار مي‌شوند. مسائل اغلب به صورت يك مجموعه هستند؛ بنابراين را‌ه‌حل يكي به راه حل ديگري وابسته است.

    به عنوان مثال، من با اين پيشنهاد موافقم به شرط اينكه شرايط كار را شما فراهم كنيد. يك مذاكره‌كننده مجرب قبل از شروع مذاكره مسائل را دقيقا بررسي مي‌كند تا بر او روشن شود كه آيا بهتر است مسائل را به طور يكجا يا جداگانه در نظر گيرد.

    بعد از اينكه مذاكره‌كنندگان مسائل را دقيقا مرور كردند بايد به يك‌يك آنها توجه كنند. آيا كار را بايد با يك مساله عمده شروع كرد يا هر موضوع جزئي؟ در اين مورد عقايد متفاوت است. بعضي معتقدند كه مذاكره بايد با يك مساله جزئي كه حل آن بالقوه ساده است شروع شود، زيرا فضا را به نحو مطلوب براي توافق بيشتري آماده مي‌كند. عده‌اي ديگر تصور مي‌كنند كه بهتر است شروع مذاكره با يك مساله عمده باشد؛ زيرا چنانچه آن مساله به طور رضايت‌بخش حل شود، بقيه اهميتي ندارند.

    مرحله چهارم – بروز اختلاف‌نظر، تعارض و برخورد: بعد از اينكه مسائل مشخص شدند غالبا اختلاف‌نظر و تعارض و برخورد پيش مي‌آيد. اين امر طبيعي است، زيرا مي‌دانند كه در همين مرحله بده‌-بستان است كه معامله سر مي‌گيرد. اختلاف‌نظر و تعارض و برخورد اگر به طور شايسته حل و فصل شود در نهايت مذاكره‌كنندگان را به يكديگر نزديك مي‌كند؛ ولي اگر خوب رفع و رجوع نشود، اختلافات را بيشتر مي‌كند.
    اين رويارويي (دو طرف مذاكره) ممكن است باعث فشار عصبي شود؛ بنابراين تحت اين شرايط، تعارض و برخورد يك آزمون قدرت نيست، بلكه فرصتي است براي معلوم كردن نيازهاي انسان‌ها، اگر اين امر خوب درك شود به توافق و مصالحه مي‌انجامد.

    مرحله پنجم – ارزيابي مجدد و مصالحه: سرانجام كار به جايي مي‌رسد كه معمولا گرايش به مصالحه و بياني كه اين گرايش را منعكس مي‌سازد، اغلب با كلماتي ابراز مي‌شود مانند تصور كنيد كه....؟ چه مي‌شود...؟ شما درباره آن چه نظري داريد...؟ وقتي اين اظهارات آغاز مي‌شود طرف ديگر مذاكره بايد دقيقا گوش بدهد تا ببيند آيا براي مصالحه پيشنهادي مي‌شود يا نه و پاسخ بايد به طور دقيق بيان شود. وقتي درخواست شود كه به پيشنهاد جواب بدهيد بهتر است كه پيشنهادات را دوباره تكرار كنيد. اين پاسخ سه مزيت دارد؛

    1- پيشنهاد ممكن است تقليل يابد، زيرا احتمال دارد طرف مقابل خيال كند كه سخن شما حاكي از پاسخ منفي است.

    2- طرف مقابل ممكن است سعي كند كه پيشنهاد را توجيه كند و اين كار فرصتي براي چانه‌ زدن بيشتر به وجود مي‌آورد.

    3- تكرار پيشنهاد به شما فرصتي مي‌دهد تا درباره پيشنهاد متقابل فكر كنيد.

    مرحله ششم – توافق اصولي با مصالحه: وقتي توافق حاصل شد بايد به تاييد برسد، به اين معني كه آنچه به طور شفاهي توافق شده است به صورت نوشته درآيد. اين كار بايد در حالي انجام شود كه دو طرف حضور دارند، زيرا مي‌توانند درباره عبارات متن قرارداد توافق كنند. چنين اقدامي خطر سوء‌تفاهم بعدي را كاهش مي‌دهد. از آنجا كه توافق هدف نهايي هر مذاكره است، بايد اول حدود اختيارات طرف معلوم شود. به عنوان مثال، برخي از مديران براي پي بردن به نظر شما ابتدا مذاكره مي‌كنند و سپس اطلاع مي‌دهند كه اختيار ندارند پيشنهاد شما را قبول كنند، سپس ظاهرا به شخص ديگري كه شما او را نمي‌بينيد مراجعه مي‌كنند كه توافق اوليه را رد كند تا موضوع با شرايط بهتري انجام شود.

    http://www.vivannews.com/Pages/News-_مذاكره-8407.aspx


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
    [ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ank">۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
    .: Weblog Themes By iranblag :.

    درباره وبلاگ

    تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
    پنل کاربری
    نام کاربری :
    پسورد :
    لینک های تبادلی
    فاقد لینک
    تبادل لینک اتوماتیک
    لینک :
    خبرنامه
    عضویت   لغو عضویت
    امکانات وب
    شمارنده
    شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان