مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
لینک دوستان

 ▪ پرسش هاي هدايت كننده
 با مطرح نمودن اينگونه سئوالات، از شخص مقابل انتظار پاسخي خاص و معيني داريم. به بيان ديگر اين پرسش ها، پاسخ دهنده را به سوي پاسخ مورد نظر هدايت مي كنند. از كاربرد هاي اين نوع پرسش مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

 ـ شروع تعامل: اين دسته از پرسش هاي هدايت كننده براي شروع گفتگوهاي اجتماعي كاربرد دارند و از ويژگي هاي آن مي توان به داشتن پاسخي معين و معمولا صحيح اشاره نمود. مثلاً «چه روز سردي است؟»
تحت فشار قرار دادن شخص مقابل: اينگونه از پرسش ها بدون توجه به احساسات و افكار پاسخ دهنده با تحت فشار قرار دادن او، فقط داراي يك جواب است. مثلاً «طرفدار كمونيست كه نيستيد؟»
پرسش هاي جهت دار: اينگونه پرسش ها به نحوه بيان بسيار تاكيد مي كنند. هدف استفاده از اينگونه سئوالات، تغيير جواب با بهره گيري از بازي لغات است. مانند پژهشي كه در مورد داروهاي ضد درد انجام شد. در اين تحقيق از آزمودنيها در دو گروه سئوالات زير مورد پرسش قرار گرفت:
آيا اغلب سر درد داريد و در اين صورت هر چند مدت يكبار؟
آيا گاهي سر درد داريد و در اين صورت هر چند مدت يكبار؟
 براي سئوال اول كه با «اغلب» مورد بيان قرار گرفته بود، عدد ۲/۲ در هفته گزارش شد و براي سئوال دوم كه با «گاهي» بيان شده بود عدد بدست آمده ۷/۰ در هفته بود.
 با نظر به مطالب فوق نتيجه مي گيريم كه استفاده درست از كلمات در پرسش ها باعث كسب پاسخ مورد نظرمان مي شود (لافتوس، ۱۹۷۵).

 ▪ پرسش هاي مركب
 اينگونه از سوالات از تركيب چند سئوال تشكيل مي شوند. اين پرسش ها وقتي مفيد هستند كه علي رغم كمبودوقت، بايد از طرف مقابل جوابي بگيريم. اما اغلب پرسش هاي مركب باعث گيجي و سردرگمي پاسخ دهنده مي شود چرا كه او نمي داند اول به كدام يك پاسخ دهد. مانند «امروز وقت آزاد داريد؟بريم سينما؟اصلا فيلم دوست داريد؟»

 ▪ پرسش هاي تسجيلي
 در اين گروه از پرسش ها از طرف مقابل انتظار پاسخ نميرود زيرا خود سخنگو به آن ها پاسخ خواهد داد. هدف از بيان اين نوع پرسش جلب توجه و جذب مخاطب و همچنين يادآوري اطلاعات توسط آنان مي باشد. مانند «كيست كه خدا را نشناسد؟»

 ▪ پرسش هاي غير كلامي
 سئوالات غيركلامي از طريق حالات و حركات چهره و بدن مطرح مي شوند. كاربرد اين پرسش زماني است كه به علت كمبود وقت يا دلايل ديگر، نياز است صحبت هاي شخص مقابل قطع نشود. مانند بالا بردن ابروها و بيان كلمه «اهوم» كه شخص مقابل را به ادامه تعامل ترغيب مي كند (كريس كول، ۱۹۹۵).

 ● نتيجه گيري
 اگر درصدد به دست آوردن اطلاعات، عقايد و حتي حقايقي هستيد بايد سئوالات خود را با لحني غيرمغرضانه مطرح كنيد تا در طرف مقابل حساسيت ايجاد نكند. طرف تعامل تنها زماني مايل است و مي تواند اطلاعات مورد نيازتان را ارائه نمايد كه به اندازه كافي احساس آرامش كند. پس بايد اينطور بيان نمود كه طرح پرسش بجا و مناسب يك هنر است، هنري كه با علم و تجربه حاصل مي شود.


نويسنده : نوري پور، اميرحسين
 مراجع
 ۱)مهارت اجتماعي در ارتباطات ميان فردي؛اون هارجي؛خشايار بيگي،مهرداد فيروز بخت ۱۳۸۴
 ۲)مجله موفقيت،،سال دهم،نيمه دوم تير ۸۷،شماره ۱۴۶
 ۳)crystal clear communication;cole,kris ۱۹۹۵
 ۴)Question in conversation;stenstrom,A ۱۹۸۸


راهكار مديريت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]



مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۹

گوش دادن، ابزاري ارزشمند در برقراري ارتباطات

اصولاً معلمي كه علاقه‌مند به توسعه ارتباط با فراگيرندگان خود است، علاوه بر آنكه گوينده خوب و فعالي در كلاس درس است، شنونده خوبي نيز هست و بدين ترتيب ارتباط را دو طرفه و پايدار مي‌كند.
بطور كلي گوش دادن فعال يكي از ابزارهاي مهم و ارزشمند در برقراري روابط انساني در پاسخ‌
 شنونده فعال خود را مقيد مي‌كند تا پيش از ارائه پاسخ، صحبتهاي گوينده را بشنود و كاملاً درك كند.

 ▪ بازسازي كلمات و محتوا
 شنونده فعال به دنبال بازسازي كلمات، محتوا، احساسات و بيانات فرستنده است. او سعي مي‌كند براي گفته‌ها ساختاري مناسب كه در آن قالب، از كلمات و محتواي درستي استفاده شود، بسازد.
 اين كار مخصوصاً در مواقعي كه پيامها عاطفي و مبهم است، ضرورت بيشتري دارد.

 ● درك موضوعات مهم:
شنونده فعال در پي يافتن و كشف موضوعات اساسي و مهم فرستنده از نظر مفهوم محتوا و احساسات كلي است كه در پيامها ملحوظ است.
 نكته آخر گوش دادن فعال به وجود ويژگيهايي در شنونده بستگي دارد كه عبارتند از:
 - شنونده بايد در شرايط خوب جسمي و روحي باشد.
 - شنونده نبايد مشغله ذهني و عاطفي داشته باشد.
 - شنونده بايد از پيش‌داوري بپرهيزد.
 - شنونده بايد صبور بوده و وقت كافي داشته باشد.
 - شنونده بايد فضاي مناسبي را براي گفتگو انتخاب كند.


مريم نقي‌زاده قلعه‌جوقي
كارشناس علوم اجتماعي ‌برگرفته از كتاب آيين تدريس‌


روزنامه اطلاعات


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۸

موانع برقراري ارتباط

ارتباط گفتاري موثر، نيازمند آراستن سخن به عناصر ياد شده و پيراستن آن از موانعي چند است كه در اينجا، آن را بررسي مي كنيم:

) ارتباط يكسويه در فضاي گفت وگو
از آداب گفت وگو آن است كه هر يك از طرفين، به ديگري اجازه سخن گفتن و اظهارنظر بدهد و با پرگويي، وي را به سكوت وادار نكند. برخي افراد كه خود را داناتر مي دانند يا حرفه آنها به گونه اي است كه با گويندگي و سخنراني و تدريس و... سرو كار دارند، گاه در گفت وگوهاي روزانه نيز، طبق عادت، نقش سخنگوي تنها را بازي مي كنند و كمتر حاضرند از مركب سخن، پياده گردند. به خوبي روشن است كه اين كار، خود برخاسته از ميل و شهوت، يا غرور و نخوت است و ارتباط سازنده و موثر را دچار مشكل و حتي ناممكن مي سازد. از اين روي، در آموزه هاي ديني تاكيد مي شود كه آدمي در فضاي گفت وگو بر شنيدن پيش از سخن گفتن، علا قه نشان دهد.
 

به طور كلي يكي از امتيازات و كاركردهاي شيوه پرسش و پاسخ و نظرخواهي در گفت وگو، كه در قرآن كريم و گفت وگوهاي پيامبران به فراواني ديده مي شود، نفي ارتباط گفتاري يكسويه و ايجاد فضاي تعامل در گفت وگوست.

۲) شروع از نقاط منفي (انتقاد گزنده)
گفت وگو را نبايد با شكايت، سرزنش و انتقاد آغاز كرد، چرا كه اين كار، مي تواند شخصيت مخاطب را جريحه دار سازد و پذيرش انتقاد و ادامه ارتباط را نيز با مشكل مواجه كند. بنابراين، حتي در صورتي كه موضوع اصلي سخن، انتقاد از مخاطب باشد، نخست لا زم است به نقطه يا نقاط مثبتي اشاره شود و انتقاد با افزون بر نكته ياد شده، انتقاد سازنده شرايط ديگري نيز دارد كه از آن جمله است:
- انتقاد، نبايد گزنده و توام با سرزنش زياد باشد، چرا كه در اين صورت، آن سان كه امير مومنان فرموده اند، تنها شعله هاي لجاجت مخاطب را برمي افروزد.
 - تكرار بيش از حد انتقاد نيز، از تاثير آن مي كاهد و بذر كينه و دشمني را در دل مخاطب مي افشاند.
- انتقاد از مخاطب در حضور ديگران، معمولا موجب تخريب شخصيت وي مي شود و نتيجه معكوس دارد.

۳) ستايش افراطي مخاطب
همان گونه كه انتقاد گزنده، مانع برقراري ارتباط موثر است، ستايش افراطي مخاطب نيز گاه مشكل ساز است. چرا كه مخاطب احساس مي كند ستايش فراتر از حد او، نوعي مجامله و چاپلوسي، يا ابزاري براي فريب و اغفال و در نتيجه وادار كردن وي به پذيرش يك كار يا مطلب است. از اين روي، بسياري از افراد، در برابر ستايش خود، حالت تدافعي مي گيرند. از اين روي، و نيز به خاطر آثار نامطلوبي كه اين كار، بر روحيه و اخلا ق مخاطب بر جاي مي نهد، در آموزه هاي ديني، نهي و نكوهش شده است. تا آن جا كه رسول خدا (ص) فرموده اند: «به صورت ستايش كنندگان، خاك بپاشيد!» و از ديگر سوي، امير مومنان (ع) پارسايان را چنين توصيف مي كند كه هرگاه ستايش شوند، ترسان و نگران گردند و در درون، از پيشگاه الهي طلب آمرزش نمايند.
بدين سان، هم در انتقاد و سرزنش و هم در مدح و ست//apis.google.com/js/plusone.js">{lang: 'fa'}

[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۷

برقراري ارتباط چندان هم سخت نيست !

وقتي كه لغات " برقراري روابط گسترده " به گوشتان مي خورد ، به ياد چه مي افتيد ؟ مطمئنم كه خيلي از شما مضطرب و نگران مي شويد و صحنه اي را مجسم مي كنيد كه در آن شما ميان خيل انبوه شركت كنندگان در يك كنفرانس گير افتاده ايد و سعي مي كنيد كسب و كارتان را معرفي و كارت ها و بروشورهاي تبليغاتي را توزيع كنيد . علاوه بر اينها ته دلتان هم اميد چنداني نداريد كه اين روش مؤثر باشد . اما همه ما مي دانيم كه اين ارتباطات كه مي توانند به معرفي و شناساندن كسب و كار شما منتهي شوند ، چقدر ارزشمندند . البته لازم به ذكرست كه من هم از تصور وضعيتي كه گفتيم مي ترسم ! اما به واقع اين طور نيست چرا كه اگر ياد بگيريم قوي و مؤثر ظاهر شويم ، خواهيم توانست ايده هاي جديد و كسب و كار خود را به همه عرضه كنيم و در عين حال از ايده هاي بديع و نوي ديگران هم استفاده كنيم . خود من دوست دارم در قالب يك گروه كوچك فعاليت كنم . به عقيده من راهبري يك گروه كوچك ساده تر است چرا كه مي توانم تك تك افراد را بشناسم . گام بعدي اينست كه به سراغ يك همكار برويد و از او بخواهيد كساني را كه مي شناسد و مي داند كه توانا هستند را به شما معرفي كند . بدين ترتيب شما با يك دوست كارتان را شروع كرده ايد و همين دوست هم دوستان خود را به شما معرفي مي كند و به اين ترتيب برقراري ارتباطات شما از همين جا شروع شده است . يكي ديگر از ترفندهاي مؤثر اينست كه با گروهي شروع كنيد كه قبلاً با آنها كار كرده ايد .

▪ در ابتدا از كساني دعوت كنيد كه آنها را مي شناسيد . سپس از همان ها بخواهيد كه اشخاص ديگري را جذب كنند . به اين ترتيب تعداد نفرات گروه افزايش مي يابد با اين وضعيت شما مي توانيد هر روز با گروهي از دوستانتان صحبت كنيد ، درباره اوضاع اقتصادي روز بحث كنيد و اطلاعات يكديگر را در مورد كسب و كار به روز كنيد و عقايد و ايده هايتان را در اختيار يكديگر بگذاريد . اين كار براي همه شما خوشايند است چرا كه همه با يكديگر دوست هستند . ‏

▪ دوم اين كه عمق روابط شما از گستره آن مهمتر است . يعني اين كه وقتي كارت ويزيت كسي در دفترچه شماست به اين معني نيست كه او در شبكه ارتباطات شما قرار دارد . اگر شما با كسي روابط مشخص و عميق نداشته باشيد ، به راحتي نمي توانيد از او درخواست كمك كنيد . بناي يك رابطه عميق و مؤثر زمان مي برد و به آساني ميسر نيست . به خاطر داشته باشيد كه گروه شما مؤثر است چون همه شما با يكديگر دوست هستيد . اين كليد روابط كارآمد است . بايد روابطي برقرار كنيد كه از يك كارت ويزيت فراتر روند و طرف شما به دوستتان تبديل شود تا هر گاه كه بخواهيد به درخواست كمك شما پاسخ مثبت دهد . در آخر بايد گفت كه اگر مي خواهيد شبكه روابط شما گسترده ، عميق و مؤثر باشد ، بايد به ارتقاي روابط ديگران كمك كنيد . گاهي اوقات اشخاصي به شما تلفن مي كنند و تقاضا دارند كه آنها را در كارشان ياري دهيد . اگر مي توانيد حتماً به آنها كمك كنيد و اگر نمي توانيد به يكي از اعضاي شبكه تان ارجاعشان دهيد . با اين روش ديگران هم به گسترش ارتباطات شما كمك مي‌كنند اين يعني كه شما براي گسترش ارتباطات و برقراري روابط جديد ، گزينه هاي زيادي در اختيار داريد . ‏

پيدا كردن افرادي كه بتوانند به شما كمك كنند ، چندان سخت نيست . عده اي هستند كه انگار همه را مي شناسند . كافيست با آنها آشنا شويد و به شبكه خود وارد كنيد تا به شما كمك كنند . برقراري ارتباط مي تواند آسان باشد و وجود كارت هاي ويزيت و بروشور هميشه هم لازم نيست . فقط آرامش داشته به اعصاب خود مسلط باشيد . سعي كنيد دوستان زيادي پيدا كنيد و به اين ترتيب شاهد رشد اين شبكه باشيد .


‏By : Eric Farry‏
مترجم : آذين صحابي ‏


روزنامه تفاهم


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۶

ديده شدن آدم‌ها در زندگي اجتماعي كليد طلايي ارتباط


در روز اول سال تحصيلي خانم تامپسون معلم كلاس پنجم دبستان وارد كلاس شد و پس از صحبت هاي اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت كه همه آنها را به يك اندازه دوست دارد و فرقي بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزي امكان نداشت. مخصوصا اين كه پسر كوچكي در رديف جلوي كلاس روي صندلي لم داده بود به نام «تدي استودارد» كه خانم تامپسون چندان دل خوشي از او نداشت. تدي سال قبل نيز دانش آموز همين كلاس بود. هميشه لباس هاي كثيف به تن داشت، با بچه هاي ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعا دانش آموز نامرتبي بود و خانم تامپسون ازدست او بسيار ناراضي بود و سرانجام هم به او نمره قبولي نداد و او را رفوزه كرد. امسال كه تدي دوباره در كلاس پنجم حضور مي يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلي سال هاي قبل او نظري بيندازد تا شايد به علت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند كمكش كند.

معلم كلاس اول تدي در پرونده اش نوشته بود: «تدي دانش آموز باهوش، شاد و بااستعدادي است. تكاليفش را خيلي خوب انجام مي دهد و رفتار خوبي دارد. رضايت كامل» معلم كلاس دوم در پرونده اش نوشته بود: «تدي دانش آموز فوق العاده اي است. همكلاسي هايش دوستش دارند ولي او به خاطر بيماري لاعلاج مادرش كه در خانه بستري است دچار مشكل روحي است.» معلم كلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: «مرگ مادر براي تدي بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براي درس خواندن مي كند ولي پدرش به درس و مشق اش علاقه اي ندارد. اگر شرايط محيطي او در خانه تغيير نكند او به زودي با مشكل روبه رو خواهد شد.»

معلم كلاس چهارم تدي در پرونده اش نوشته بود: «تدي درس خواندن را رها كرده و علاقه اي به مدرسه نشان نمي دهد. دوستان زيادي ندارد و گاهي در كلاس خوابش مي برد.»
 خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاي تدي به مشكل او پي برد و از اينكه دير به فكر افتاده بود خود را نكوهش كرد. تصادفا فرداي آن روز، روز معلم بود و همه دانش آموزان هدايايي براي او آوردند.
هداياي بچه ها همه در كاغذ كادوهاي زيبا و نوارهاي رنگارنگ پيچيده شده بود، به جز هديه تدي كه داخل يك كاغذ معمولي و به شكل نامناسبي بسته بندي شده بود. خانم تامپسون هديه ها را سركلاس باز كرد. وقتي بسته تدي را باز كرد يك دستبند كهنه كه چند نگين اش افتاده بود و يك شيشه عطر كه سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود.

اين امر باعث خنده بچه هاي كلاس شد اما خانم تامپسون فورا خنده بچه ها را قطع كرد و شروع به تعريف از زيبايي دستبند كرد. سپس آن را همانجا به دست كرد و مقداري از آن عطر را نيز به خود زد. تدي آن روز بعد از تمام شدن مدرسه مدتي بيرون مدرسه صبر كرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: «خانم تامپسون، شما امروز بوي مادرم را مي داديد.» خانم تامپسون، بعد از خداحافظي از تدي، داخل ماشين رفت و براي مدتي طولاني گريه كرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگري شد و در كنار تدريس خواندن،نوشتن، رياضيات و علوم به آموزش «زندگي» و «عشق به همنوع» به بچه ها پرداخت و البته توجه ويژه اي نيز به تدي مي كرد.

پس از مدتي، ذهن تدي دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق مي كرد، او هم سريع تر پاسخ مي داد. به سرعت او يكي از باهوش ترين بچه هاي كلاس شد و خانم تامپسون با وجودي كه به دروغ گفته بود كه همه را به يك اندازه دوست دارد، اما حالا تدي دانش آموز محبوبش شده بود. يك سال بعد، خانم تامپسون يادداشتي از تدي دريافت كرد كه در آن نوشته بود شما بهترين معلمي هستيد كه من در عمرم داشته ام شش سال بعد، يادداشت ديگري از تدي به خام تامپسون رسيد. او نوشته بود كه دبيرستانش را تمام كرده و شاگرد سوم شده است و باز هم افزوده بود كه شما همچنان بهترين معلمي هستيد كه در تمام عمرم داشته ام چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگري دريافت كرد كه در آن تدي نوشته بود با وجودي كه روزگار سختي داشته است اما دانشكده را رها نكرده و به زودي از دانشگاه با رتبه عالي فارغ التحصيل مي شود. باز هم تاكيد كرده بود كه خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است. چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامه اي ديگر رسيد.

اين بار تدي توضيح داده بود كه پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين كار را كرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوب ترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب كرده بود. اما اين بار، نام تدي در پايان نامه كمي طولاني تر شده بود: دكتر تئودور استودارد. ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگري رسيد. تدي دراين نامه گفته بود كه با دختري آشنا شده و مي خواهند با هم ازدواج كنند. او توضيح داده بود كه پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش كرده بود اگر موافقت كند در مراسم عروسي در كليسا، در محلي كه معمولا براي نشستن مادر داماد در نظر گرفته مي شود، بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلي پذيرفت و حدس بزنيد چكار كرد؟ او دستبند مادر تدي را با همان جاهاي خالي نگين ها به دست كرد و علاوه بر آن، يك شيشه از همان عطري كه تدي برايش آورده بود خريد و روز عروسي به خودش زد. تدي وقتي در كليسا خانم تامپسون را ديد دست او را به گرمي هر چه تمامتر فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از اين كه به من اعتماد كرديد از شما متشكرم. به خاطر اين كه باعث شديد من احساس كنم كه آدم مهمي هستم از شما متشكرم و از همه بالاتر به خاطر اين كه به من نشان داديد كه مي توانم تغيير كنم از شما متشكرم. خانم تامپسون كه اشك در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: «تدي، تو اشتباه مي كني، اين تو بودي كه به من آموختي كه مي توانم تغيير كنم. من قبل از آن روزي كه تو بيرون مدرسه با من صحبت كردي. بلد نبودم چگونه تدريس كنم.»

بد نيست بدانيد كه تدي استودارد هم اكنون در دانشگاه آيوا استاد برجسته پزشكي است و بخش سرطان دانشكده پزشكي دانشگاه نيز به نام او نامگذاري شده است. همين امروز گرمابخش قلب يك نفر شويد... وجود فرشته ها را باور داشته باشيد و مطمئن باشيد كه محبت شما به خودتان باز خواهد گشت.

روزنامه مردم سالاري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۵

۶فن براي برقراري ارتباط صحيح

▪ قانون ارتباطي ۱:
به يك موضوع بپردازيد متخصصين آموزش مهارت‌هاي كلامي به اين قانون بهاي فراوان مي‌دهند. به اعتقاد آنها موضوع جاري به اندازه كافي دشوار هست كه به آن رسيدگي كنيم در اين شرايط نبايد با طرح مسائل مربوط به گذشته‌هاي دور بر حساسيت‌ها بيفزائيم.
▪ قانون ارتباطي ۲:
رنجش‌هاي كهنه را از نو زنده نكنيد. مسائلي كه قبلا شما را رنجانده است و به اندازه كافي در مورد آن مشاجره داشته‌ايد را مجددا مطرح نكنيد. رجوع به گذشته براي يافتن شاهد هميشه در زندگي‌هاي مشترك ايجاد اشكال نموده است و باعث تيرگي روابط مي‌گردد.
 ▪ قانون ارتباطي ۳:
از موضوع خارج نشويد. سعي كنيد به هنگام به وجود آمدن مشكل به طرح اصل مسئله بپردازيد و از پرداختن به مسائل حاشيه‌اي خودداري فرمائيد، وقتي با همسرتان درباره ي موضوعات بي‌تناسب و بي‌مورد بحث مي‌كنيد، بدانيد كه از موضوع اصلي منحرف شده‌ايد و از يكديگر دلخور و ناراحت هستيد. در چنين شرايطي بهتر است در حال آرامش قرار بگيريد و كاملا آرام مشكل را مطرح و ضمن قضاوت و صحبت كردن صادقانه وي را به حل مشكل دعوت نماييد.
 ▪ قانون ارتباطي ۴:
از برچسب زدن و ناسزا گفتن خودداري نمائيد. هر وقت كه ناسزا مي‌گوييد از منطق فاصله مي‌گيريد. درست‌انديشي حتي در شرايط عادي هم ‌دشوار است و زماني كه شما حتي احساساتتان را نتوانيد كنترل كنيد بر مشكلات خود مي‌افزاييد.
▪ قانون ارتباطي ۵:
از طرح شكايات انباشته شده خودداري كنيد. همه ما شكايات را روي هم انباشته مي‌كنيم، هر چند ممكن است به ظاهر از آن مطلع نباشيم، اما از ما مي‌خواهند كه مودب باشيم، احترام بگذاريم و ملاحظه ديگران را بكنيم.
 ▪ قانون ارتباطي ۶:
در واقع مودب بودن، احترام گذاشتن و ملاحظه ي ديگران را كردن قانون بعدي است كه متخصصين آموزش‌هاي ارتباطي اغلب آن را متذكر مي‌شوند، اما مودب بودن، احترام گذاشتن و رعايت ديگران را كردن، سركوب و فرونشاني شكايات است و سركوب شكايات نيز به معناي انباشت كردن آنها است تا روزي كه از خشم همه آنها را يك‌جا بيرون نريزيم. لذا پيشنهاد مي‌كنيم به جاي اينكه شكايت انباشته شده خود را يكجا تخليه كنيد از اين شكايات به عنوان يك راهنما براي حل گرفتاري‌هايتان استفاده كنيد.
 در كل بايد گفت برقراري ارتباط عامل تعيين كننده در زندگي ماست. اگر درست شكل بگيرد به اجتناب از موقعيت‌هاي استرس‌زا كمك كرده و به حل بسياري از مسايل زندگي منجر مي‌شود. طرز برقرار ارتباط با ديگران و واكنش آنها ريشه در حرمت نفس داشته، و متقابلا بر آن اثر مي‌گذارد.
 ارتباط موثر، صادقانه و متناسب با موقعيت است. شخص در پي اين ارتباط اجتماعي احساس عزت نفس مي‌كند و با ديگران و با موقعيت‌هاي استرس‌زا راحت تر كنار مي‌آيد. در اين ارتباط قاطعيت مطرح است و معنا و مفهومش اين است كه به انتخاب خود آزادانه حرف‌ مي‌زنيد، ولي ارتباط غير موثر عمدتا با سرزنش خود شخص، افكار، حمله، كاهش عزت نفس همراه است افراد در برخوردهاي اجتماعيشان ممكن است چند جور واكنش نشان دهند (بنسون، استوارات) گاهي واكنش‌ها پرخاشگرانه است، اين طرز برخورد به اين معناست كه «من مهم هستم ولي تو مهم نيستي» گاهي واكنش‌ها انفعالي است، اين طرز برخورد به اين معناست كه «تو مهم هستي ولي من مهم نيستم» چنانچه واكنش قاطعانه باشد به هر دو توجه مي‌شود، آشكارا، صادقانه و به جا هستند «من مهم هستم تو هم مهم هستي».
 ارتباط موثر، يعني آنچه را كه مي‌خواهيد و نمي‌خواهيد مطرح سازيد تعريف و تحسين‌ها را بپذيريد و بدانيد چه موقع آري و چه موقع نه بگوييد، ارتباط موثر، يعني احساسات خود را به تناسب مطرح كنيد. به راه حل پيروزي طرفين بينديشيد، حرف خود را بزنيد، مشخص باشيد، خواسته‌هاي خود را بشناسيد. نبايد انتظار داشته باشيد كه ديگران نيازها و خواسته‌هاي شما را بدانند. برخورد همدلانه داشته باشيد.
برخورد همدلانه مي‌تواند اضطراب و افسردگي را تخفيف دهد و مهارت‌هاي ارتباطي را بهبود بخشد. با خود مهربان باشيد تنها در اين صورت مي‌توانيد به ديگران محبت كنيد. متخصصين مهارت‌هاي ارتباطي معتقدند جهت هر چه بهتر شدن ارتباطات گوينده و شنونده بايد اصولي را رعايت كنند.
اصولي كه گوينده بايد به آنها توجه داشته باشد :
 ▪ خلاصه حرف بزنيد.
 ▪ صريح و موجز حرف بزنيد.
 ▪ از توهين، تهمت و سرزنش بپرهيزيد.
 ▪ از زدن برچسب‌هايي مانند، خودخواه، بي‌‌ملاحظه، بدجنس، خودداري كنيد.
▪ از مطلق‌گويي و استفاده از كلماتي مانند هرگز يا هميشه خودداري نمايند.
 ▪ ذهن خواني نكنيد.
 ▪ در جاهايي كه لازم است از ضمير ما استفاده كنيد ضمير من را بكار نبريد. اصولي كه شنونده بايد رعايت كند.
 ▪ زمينه‌هاي توافق را پيدا كنيد.
 ▪ مضامين منفي صحبت‌هاي همسرتان را ناشنيده بگيريد.
 ▪ از خود سوال كنيد.
 ▪ مطمئن شويد كه منظور همسرتان را درك كرده‌ايد.
 ▪ طوري صحبت كنيد كه همسرتان منظور شما را كاملا درك كند.
 ▪ از عذرخواهي كردن نهراسيد.
 ▪ شكايت‌ها را به پرس وجو تبديل كنيد.
 ▪ به گونه‌اي با همسر خود صحبت كنيد كه احساس كند، حامي و تكيه گاه او هستيد.
 همانطور كه قبلا ذكر شد نحوه برخورد زنان و مردان با فشارهاي عصبي متفاوت است در اين شرايط مردان بيشتر سكوت مي‌كنند و در خود فرو مي‌روند، ولي زنان بيشتر روابط همدلانه را جستجو مي‌كنند و مي‌خواهند براي كسي ساعت‌ها حرف بزنند.
اغلب زنان در شرايطي كه مرد در حالت استرس و مشكلات روحي به سر مي‌برد مي‌خواهند كاملا از موضوع سر در بياورند و به نوعي مرد را راهنمايي كنند. به خانم‌ها توصيه مي‌شود در شرايطي كه همسرشان درخواست كمك نكرده اصرار به راهنمايي نداشته باشيد. رفتارهاي مادرانه همسر براي مرد خوشايند نيست در بسياري از مواقع زنان با راهنمايي يا خواسته و يا انتقاد از مرد موجب رنجش او مي‌شوند. در مواقعي كه زن مي‌خواهد از شوهرش انتقاد كند و يا دلخوري خود را با او مطرح سازد بهتر است اصولي را كه در مبحث زير آمده، رعايت كند.
 بعد از اتمام مباحث مربوط به قانون هاي ارتباطي ، در مقاله ي بعد به بررسي بحث " روش مناسب انتقاد كردن از مردان و زنان " خواهيم پرداخت .

http://vista.ir/article/350431/۶فن-براي-برقراري-ارتباط-صحيح


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در تجربيات دو دهه مشاوره من به مديران اجرايي براي ارائه سخنراني‌هاي عمومي، به ندرت به كساني برخورد كرده ام كه تمايل داشته باشند وقت و انرژي لازم را براي انجام كارهايي كه جهت‌ايراد يك سخنراني بزرگ و فوق‌العاده ضروري است، صرف كنند.

رضايت سخنرانان به يك سخنراني متوسط‌، ريشه اصلي كثرت سخنراني‌هاي بد است. سخنرانان اصلا به كيفيت جايگاه سخنراني اهميت نمي‌دهند و ‌ايراد سخنراني در يك جايگاه با كيفيت پايين، آنها را راضي مي‌كند.
چه كاري براي بهبود كيفيت نامطلوب سخنراني‌هاي مديران بايد انجام داد؟ من 3 مرحله سريع پيشنهاد مي‌دهم كه مديران از همين الان مي‌توانند در پيش بگيرند تا كيفيت سخنراني بعديشان را بالا ببرند. مراحل سه گانه از نظر مفهومي ‌پيچيده ولي از نظر اجرا نسبتا آسان است.
مرحله اول: مخاطبان خود را در دسته‌هاي مختلف قرار داده و سازماندهي كنيد.
ذهن ناخودآگاه ما به طور مداوم چهار منطقه مختلف از فضاي بين ما و ديگران را به دقت رصد مي‌كند. ما‌اين رادار ناخودآگاه و به طور ناباورانه‌اي ماهر را تقويت كرده‌ايم تا ما را براي ارائه سخنراني‌هاي عمومي‌هدايت كند. فاصله 12 قدم يا بيشتر با مخاطبان، فضاي عمومي‌ (اصطلاحا فضاي غيرصميمانه) محسوب مي‌شود و ما معمولا اهميت زيادي به كساني كه فاصله‌اي بيشتر از12 قدم با ما دارند نمي‌دهيم.
فاصله بين 12 قدمي‌تا 4 قدمي ‌فضاي اجتماعي خوانده مي‌شود. ما توجه نسبتا بيشتري به افراد ‌اين منطقه داريم، گاهي به آنها نگاه مي‌كنيم ولي مخاطب اصلي خود به حساب نمي‌آوريم. فاصله 4 قدمي ‌تا 5/1 قدمي‌فضاي خصوصي به حساب مي‌آيد و ما توجه خيلي بيشتري به افراد‌ اين فضا داريم و در حقيقت، مي‌خواهيم تماس چشمي‌مان را با يكي از افراد ‌اين منطقه به طور مداوم حفظ كنيم. از لحاظ رواني آن شخص به اندازه‌اي به ما نزديك است كه تشويق به متمركز ماندنمان بكند. بالاخره‌، فاصله 5/1 قدمي‌تا صفر قدمي‌فضاي صميمانه و محرمانه ناميده مي‌شود و تنها كساني به‌ اين منطقه راه دارند كه ما اطمينان زيادي به آنها داريم مانند همسر، اعضاي خانواده و دوستان نزديك.الزامات يك سخنراني عمومي‌ چيست؟ پشت جايگاه سخنراني ‌ايستادن به ‌اين معناست كه شما مي‌خواهيد فاصله بيشتر از 12 قدم را با افراد حفظ كنيد و ‌اين نشان‌دهنده آن است كه شما به طور ناخودآگاه تمايلي براي ارتباط برقرار كردن با ديگران نداريد. بنابراين يكي از راه‌هاي بالا بردن كيفيت سخنراني شما‌ اين است كه رابطه خودتان را با مخاطبانتان با پايين آمدن از جايگاه سخنراني و وارد شدن به جمع افرادي منتخب از منطقه خصوصي گرم‌تر و نزديك‌تر نماييد.
به لطف مانيتورهاي نصب شده در چند نقطه سالن سخنراني، وقتي شما از جايگاه پايين مي‌آييد رشته كار از دستتان در نمي‌رود، بلكه ‌اين كار به ارائه بهتر سخنراني كمك مي‌كند؛ بنابراين مي‌توانيد به راحتي در حين‌اينكه راه مي‌رويد به سخنراني‌تان ادامه دهيد. وقتي مي‌خواهيد مطلب مهمي ‌را بيان كنيد به طرف مخاطبان منتخب خود حركت كنيد و وقتي مي‌خواهيد تنفس اعلام كرده يا موضوع را عوض كنيد، از آنها دور شويد. اين طبقه‌بندي يك راه ساده و آسان براي‌ايجاد و توسعه ارتباط با مخاطبان است بدون ‌اينكه نيازي به بلند كردن صدايتان باشد.
مرحله دوم: به مستمعان گوش كنيد.
تمام ارتباطات موفق، دوطرفه هستند و گوش كردن به مستمعان يك روش بسيار خوب براي افزايش كاريزماي شما است.‌ اين امر باعث خواهد شد كه مستمعان در حالي كه تمام توجه شان به شما است روي صندلي‌هايشان ميخكوب شوند.
حال سوال ‌اينجا است كه چگونه بايد به مستمعان گوش كرد؟ بهترين راه‌اين است كه وقفه‌هاي منظم در سخنرانيتان، براي در دست گرفتن نبض مستمعان حداقل هر بيست دقيقه و ترجيحا هر ده دقيقه داشته باشيد. از مخاطبان بپرسيد آيا آنها سوالي يا نظري دارند يا مي‌خواهند تجربيات خودشان يا اطرافيانشان را در مورد موضوع بحث با شما در ميان بگذارند؟
مي‌توانيد پرسش و پاسخ را به آخر سخنراني موكول كنيد اما تاثير آن كاهش مي‌يابد، زيرا ممكن است مخاطبان سوالي را كه 10 دقيقه پيش داشتند فراموش كنند.
در عين حال مهم‌ترين نكته آن است كه وقتي چيزي را از مخاطب مي‌پرسيد، بايد منتظر پاسخ آن بمانيد. اگر صرفا به‌اين خاطر كه استرس زيادي داريد فقط يك يا دو ثانيه صبر كنيد و با ‌اين تصور كه كسي چيزي ندارد بگويد بلافاصله سخنان خود را ادامه دهيد، ‌اين موضوع را به مخاطب القا كرده‌ايد كه دوست داريد متكلم الوحده باشيد، زيرا طي يك سخنراني‌اين سخنران است كه قانون وضع مي‌كند.
نكته مهم ديگر ‌اينكه وقتي به مخاطب گوش مي‌كنيد بايد با تمام وجود ‌اين كار را انجام دهيد. يعني‌اينكه هر كار فيزيكي كه انجام مي‌داديد را متوقف كنيد، به طور كامل به طرف سوال‌كننده برگرديد و تمام حواستان به او باشد.
اين كار به طور شگفت‌آوري براي سخنرانان پرمشغله سخت است، اما براي ‌اينكه نشان دهيد با تمام وجود به مخاطب خود اهميت مي‌دهيد، بسيار ضروري است. بسياري از سخنرانان، سوال مخاطب را قبل از پايان متوجه مي‌شوند و شروع به جواب دادن مي‌كنند؛ ‌اين كار اصلا حرفه‌اي نيست و به‌ اين معني است كه شما براي مخاطب خود ارزش قائل نيستيد و سخنان او را لايق شنيدن نمي‌دانيد.
مرحله سوم: قبل از سخنراني تقريبا براي 3 دقيقه روي احساسات خود تمركز كنيد.
بسياري از مديران اجرايي اشتباها فكر مي‌كنند كه مديريت يعني احساساتي نبودن. ‌اين يك اشتباه بسيار بزرگ است. مديران موفق و پر جذبه‌اي مانند استيو جابز يا شخصيت سياسي محبوبتان را در ذهن خود مجسم كنيد. ابراز احساسات مردم به ‌اين افراد به خاطر اشتياق و علاقه زياد به موضوع بحث آنها، استدلالات آنها يا محصول توليد شده توسط آنها مي‌باشد. جذابيت و كاريزما، بر خاسته از تمركز روي احساسات مسري و قدرتمند مانند لذت، اشتياق و خشم است. بنابراين، چند لحظه قبل از ‌اينكه براي سخنراني روي صحنه برويد با تمام وجود، ‌اين احساسات را در خودتان بيدار كنيد و به آنها اجازه جولان بدهيد. اگر‌ اين كار را تمرين كنيد با جذابيت و انرژي بالا روي صحنه حاضر خواهيد شد و مردم در شما غرق خواهند شد.
چگونه بايد تمركز كرد؟ ابتدا احساساتتان را شناسايي كنيد و به زماني فكر كنيد كه ‌اين احساس را تجربه كرده‌ايد آن زمان را دوباره با تماه را در يك زمان به خاطر بسپاريم، بنابراين به محض اينكه شما فهرستي بيش از 5 گزينه به من ارائه بدهيد، من شروع به فراموشي هر آنچه كه مي‌شنوم خواهم كرد.
در برابر اين حقيقت تلخ و نااميدكننده فقط يك راه‌حل دفاعي وجود دارد: سخنراني خود را حول يك ايده مشخص متمركز كنيد. جسارت داشته باشيد و آن ايده را در يك جمله خبري بنويسيد و به صدر سخنراني خود الصاق كنيد. سپس همه اطلاعات اضافي را كه در راستاي اين ايده نيست حذف كنيد، هر چند كه فكر مي‌كنيد اين اطلاعات به زيباتر شدن سخنراني شما كمك خواهد كرد.
از اين دو قاعده پيروي كنيد؛ در آن صورت خواهيد ديد كه مخاطبان، سخنراني‌هاي شما را هميشه به خاطر خواهند داشت يا حتي براساس آن عمل خواهند كرد. در خاتمه به خاطر داشته باشيد كه تنها دليل ارائه يك سخنراني ايجاد يك تحول است.

منبع:Harvard Business Review

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

هر مديري بايد قادر به انجام مصاحبه‌هاي موثر و كارآمد باشد. تعداد بسيار اندكي، در حد صفر، به روشي غير از مصاحبه استخدام مي‌شوند. اين روش، يگانه ابزار مورد استفاده گسترده براي غربال به اين معني كه نتيجه مصاحبه با متقاضيان بيش از ارزش واقعي آن در تصميم‌‌گيري راجع به استخدام يا عدم استخدام آنها موثر انگاشته مي‌شود.   مهارت‌هاي مصاحبه‌گري موثر و كارآمد تنها به درد استخدام‌كنندگان افراد جديد در يك موسسه، يا افراد مشغول به كار در واحد منابع انساني سازمان‌ها نمي‌خورد، بلكه هر مديري در فرآيند استخدام افراد جديد براي واحد متبوعه خود درگير است. بنابراين هر مديري بايد قادر به انجام مصاحبه‌هاي موثر و كارآمد باشد.
شما براي اين كه مصاحبه‌كننده موثر‌تري بشويد مي‌توانيد به چند توصيه عمل كنيد:
نخست قبل از برگزاري جلسه مصاحبه با متقاضي، تقاضانامه و خلاصه سوابق (resume) او را مرور كنيد. همچنين شرح وظايف شغل مورد نظر را مرور سپس دستور كار مصاحبه را تهيه كنيد. به ويژه، از مجموعه پرسش‌هاي استاندارد استفاده كنيد. به اين معني كه بايد از همه متقاضيان يك شغل پرسش‌هاي واحدي بكنيد. پرسش‌هايي را انتخاب كنيد كه نتوان به آنها با واژه ساده «بله» يا «خير» پاسخ داد. همچنين از طرح پرسش‌هاي جهت‌داري كه پاسخ مورد نظر شما را به طرف مقابل القا مي‌كند (نظير «آيا به نظر خودتان داراي مهارت‌هاي تعاملي خوبي هستيد؟») خودداري كنيد و به جاي اينكه بپرسيد «آيا ازدواج كرديد؟» يا «فرزند داريد؟» مي‌توانيد سوال كنيد «آيا به علت خاصي امكان اضافه كار مستمر ماهانه را نداريد؟»
در موقع ملاقات با مصاحبه‌شونده فرض كنيد كه او عصبي و مضطرب است. بنابراين سعي كنيد او را آرام كنيد. خود را معرفي كنيد، رفتاري دوستانه داشته باشيد، مصاحبه را با طرح پرسش‌ها يا اظهارنظر‌هاي ساده‌اي كه مي‌توانند يخ محيط را آب كنند، شروع كنيد. سپس خلاصه‌اي از موضوعات مورد بحث در جلسه مصاحبه و مدت زمان مصاحبه ارائه دهيد و متقاضي را به طرح پرسش‌هايي ترغيب كنيد.
مصاحبه واقعي شامل مجموعه‌اي از پرسش‌هاي دوطرفه و بحث و گفت‌وگو است. پرسش‌هاي آماده شده توسط شما يك نقشه عمومي مسير است كه شما را در جلسه مصاحبه هدايت مي‌كند. اطمينان حاصل كنيد كه پاسخ همه آنها را گرفته‌ايد. پرسش‌هاي تبعي و ثانوي بايد ناشي از پاسخ‌هاي داده شده به پرسش‌هاي استاندارد باشد. اين پرسش‌ها بايد به منظور بررسي دقيق‌تر و عميق‌تر گفته‌هاي متقاضي طرح شوند. چنانچه احساس مي‌كنيد پاسخ متقاضي به پرسش‌هاي استاندارد شما مصنوعي يا ناكافي است، با طرح پرسش‌هاي تبعي و ثانوي براي روشن كردن آنها اقدام كنيد.
نكته مهم اين است كه هرگز قدرت سكوت را در مصاحبه دست كم نگيريد. پس از پايان پاسخ متقاضي به هر پرسش، به مدت چند ثانيه سكوت كنيد.سكوت شما متقاضي را به ادامه گفت‌وگو تشويق مي‌كند.
زماني كه از طريق طرح پرسش‌ها و دريافت پاسخ‌ها و بحث و گفت‌وگو به نتايج مورد نظر خود از مصاحبه دست يافتيد، آن را جمع كرده و به آن پايان دهيد. اجازه دهيد تا متقاضي از طريق عباراتي نظير «بسيار خوب من پاسخ تمام پرسش‌هايم را گرفتم. آيا نكته‌اي در مورد شغل مورد نظر يا سازمان ما وجود دارد كه هنوز براي شما نامشخص مانده باشد؟» متوجه پايان مصاحبه بشود. سپس برنامه بعدي كار را به متقاضي اعلام كنيد.
قبل از اينكه مصاحبه را كامل شده بدانيد و در حالي كه نقطه نظرات متقاضي در ذهنتان ‌تر و تازه است، ارزيابي خود را بنويسيد. پس از رفتن متقاضي يادداشت‌هاي خود را مرور كرده و پاسخ‌هاي متقاضي را مورد ارزيابي قرار دهيد.
«هرب كلهر»، مديرعامل پيشين «سوت وست ايرلاينز»، متوجه نكته‌اي شده است كه از چشم بسياري از مديران ناديده مي‌ماند: بعضي افراد به طور ذاتي دوستانه و شادكام‌تر از ديگران هستند. كلهر به درستي، معتقد است كه آموزش انسان‌ها به ارائه خدمات دوستانه و مودبانه دشوار، اگر نگوييم غير ممكن است. بنابراين شركت سوت وست ايرلاينز متمركز فرآيند استخدامي خود را بر عدم پذيرش كساني كه ذاتا خوشحال و خوشرو نيستند قرار داده است.
بسياري از مديراني كه در پي استخدام كاركنان هستند، تصور كرده‌‌اند كه كاركنان خوشرو قابل آفرينش هستند. آنها مقدار زيادي از وقت خود را صرف طراحي مشاغل انگيزاننده، شرايط كار، يا برنامه‌هاي پاداش و جبراني جذاب مي‌كنند تا به اين وسيله كاركنان خود را به ارائه رفتاري دوستانه و مودبانه تشويق و ترغيب كنيد. علاوه بر آن، آنها ميليون‌ها دلار در زمينه آموزش‌هاي مربوط به اصلاح و شكل‌دهي كاركنان خرج مي‌كنند. اكثر اين برنامه‌ها موفق به حصول اهداف تعيين شده خود نمي‌شوند. براي اينكه شاد و خوشحال بودن يا مايوس بودن انسان‌ها فطري است و اصالتا ناشي از ساختمان ژنتيكي آنها است. بر طبق مطالعات انجام شده حدود 80 درصد تفاوت‌هاي انسان‌ها از نظر شادي و خوشحالي قابل انتساب به ژن‌هاي آنها است.
تجزيه و تحليل داده‌هاي مربوط به رضايت افراد در يك دوره پنجاه ساله نشان‌دهنده ثبات حيرت‌آور نتايج انفرادي در طول زمان، حتي در موقع تغيير كارفرما و مشاغل توسط اين افراد است. اين تجزيه و تحليل و ساير شواهد القا‌كننده اين فرضيه است كه رويكرد افراد به زندگي ناشي از ساختار ژنتيكي آنها است كه در طول زمان ثابت باقي مانده و به رويكرد و موضع‌‌گيري آنها نسبت به كار منتقل مي‌شود. اگر خواهان كاركنان خوشرو هستيد، بايد در مرحله استخدام به اين موضوع توجه كنيد و از طريق آزمون شخصيت آنها، مصاحبه عميق و گسترده با آنها و بررسي دقيق سوابق كاري گذشته شان از استخدام افراد منفي، ناسازگار، ايراد‌‌گير و مشكل‌آفرين كه از موضوعات مربوط به شغل خود احساس رضايت و خشنود ناچيزي دارند، خودداري كنيد.
منبع: كتاب كليدهاي طلايي مديريت منابع انساني

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تعاريف مختلفي براي مذاكره ارائه شده كه هر كدام وجوهي از آن را مورد تاكيد قرار داده‌اند. مذاكره در تعريف امروزي به فرآيندي گفت‌وگو محور اطلاق مي‌شود كه روي يك موضوع مشخص به منظور حل يك اختلاف يا رسيدن به منافع مشترك بين دو يا چند نفر يا گروه انجام مي‌پذيرد، به شرط آن كه بتواند رضايت طرفين را برآورده سازد.   در تعريف منكور به چند كليد واژه بر مي‌خوريم. اولين واژه مهم كه بايستي به دقت به آن توجه كرد، واژه فرآيندي بودن مذاكره است. در سيستم‌هاي مديريت كيفيت همچون ايزو 9001-2008، فرآيند به مجموعه فعاليت‌هايي گفته مي‌شود كه ورودي‌ها را به خروجي تبديل مي‌كند.
مذاكره نيز همانند هر فرآيند ديگري، از قاعده ورودي و خروجي پيروي مي‌كند. سوالي كه در اينجا مطرح مي‌شود، اين است كه آيا مي‌توان بدون اينكه ورودي‌هاي خوبي براي واحد مالي يا فروش داشته باشيم، انتظار خروجي مناسبي را از آنها داشت؟ آيا مي‌توان انتظار داشت، اطلاعات ورودي به رغم اشكالات موجود بتواند به يك خروجي مناسب منجر شود. همان‌طور كه هر عقل سليمي حكم مي‌دهد نمي‌ توان به يك رايانه اطلاعات غلط داد، ولي انتظار پاسخ صحيصي از آن داشت. از اين رو به اين نتيجه مي‌رسيم كه در بحث مذاكره نيز نمي‌توان با ورودي‌هاي نا‌مناسب، نتايج مناسبي را جست‌و‌‌جو كرد. حال مي‌توان اين سوال را مطرح كرد كه چه چيزي‌هايي به عنوان ورودي‌هاي مذاكره به حساب مي‌آيند؟ فارغ از موضوع مذاكره، در يك مذاكره ساده يا پيچيده تجاري مي‌توان موارد زير را به عنوان بخشي از ورودي‌هاي مذاكره ذكر كرد:
1 - اطلاعات مشتري: شامل انواع اطلاعات از نوع محصول آنها، مزيت‌هاي آنها، افراد موثر و تصميم‌گير سازمان، خصلت‌هاي فردي و روحي و رواني آنها و هر آنچه كه مي‌تواند به فرآيند تصميم‌گيري در مورد تعيين استراتژي مذاكره كمك كند.
2 - اطلاعات مربوط به تامين‌كنندگان: براي انجام يك پروژه بايستي تمامي منابع موجود براي اجراي پروژه شناسايي و ارزيابي شوند، چون بديهي است، گاهي اوقات براي اجراي برخي پروژه‌ها بايستي از توانمندي مجموعه‌‌اي از افراد و سازمان‌هاي مختلف ديگر استفاده كرد.
3 - اطلاعات مربوط به رقبا: اگر رقبا را به سه دسته رقيب بزرگ، تازه وارد‌ها و عرضه‌كنندگان محصولات جايگزين بخش‌بندي كنيم، اطلاعات مربوط به آنها به عنوان يكي از مهم‌ترين موانع رسيدن ما به هدف مي‌تواند حياطي و تعيين‌كننده باشد.
4 - موضوع مذاكره: چنانچه ندانيم در چه موردي حرف مي‌زنيم، حتي اگر بزرگ‌ترين مذاكره‌كننده دنيا نيز باشيم، معمولا نمي‌توانيم نتيجه مناسبي از مذاكره به دست آوريم.
5 - شرايط وضعيت فعلي مملكت از لحاظ جايگاه‌هاي موجود در بازار‌هاي جهاني، قوانين موجود، محدوديت‌ها يا تسهيلات موجود تجاري: بديهي است عدم آشنايي با قوانين تجاري مي‌تواند باعث شود خروجي‌هاي كار، چندان مناسب از كار در نيايند.
6 - شناخت رقباي طرفي كه با او در حال مذاكره هستيم: بديهي است اطلاعات ما از رقباي طرف مورد مذاكره مي‌تواند به ميزان زيادي موضع ما را در مذاكره بالا ببرد.
7 - شناخت بازار و صنعتي كه در آن مشغول مي‌باشيم: بايد دانست كه طبيعت بازارهاي مصرفي و تجارتي و دولتي، با همديگر تفاوت‌هاي اساسي دارند. بدين رو نمي‌توان با استراتژي مناسب يك بازار براي بازار ديگر اقدام كرد.
8 - شناخت نقاط فشار: اگر بتوانيم نقاطي را كه طرف مقابل به واسطه آنها در فشار است شناسايي كنيم، قطعا از موضع مذاكره بهتري برخوردار خواهيم بود. براي مثال اگر دولت دريافت بيمه شخص ثالث را براي تمامي اتومبيل‌ها اجباري كرده است، به اين ترتيب، موضع نمايندگي‌هاي بيمه‌اي براي فروش بيمه‌نامه‌ها بهتر خواهد شد يا مثلا اگر دولت يا كارفرمايي اخذ بيمه نامه تمام خطر را براي پيمانكار اجباري كند، قطعا موضع شركت‌هاي بيمه در مذاكرات با كارفرما‌ها بهبود چشمگيري مي‌يابد.
9 - دانستن دستور جلسه پنهان : گاهي انگيزه طرف مقابل از مذاكره هماني نيست كه شما فكر مي‌كنيد و فرد هدف‌هاي ديگري را در سر مي‌پروراند يا دنبال مي‌كند. بارزترين مثال موجود در فرهنگ فارسي، ضرب‌المثل «دنبال نخود سياه رفتن» است. مثلا دو نفر مدير براي اينكه فرد سوم متوجه صحبت‌هاي آنها نشوند، از وي در خواست مي‌كنند گزارشي را به آنها تحويل دهد. گاهي طرف مقابل به اين دليل به شما مذاكره مي‌كند كه مثلا اطلاعات شما يا رقباي خود را به دست آورد يا حد آستانه و تحمل ما را نسبت به درخواست‌هاي منطقي و غير‌منطقي خود دريافت كند. در بسياري موارد، تشخيص منظور اصلي طرف از مذاكره ساده نيست، بدين رو بر هر مذاكره‌كننده‌اي واجب است با احتياط مذاكره كند و تا زماني كه منظور اصلي را متوجه نشده است، اطلاعات اساسي را بروز ندهد. بديهي است دريافت اطلاعات مربوط به دستور جلسه پنهان از منابع غير رسمي مي‌تواند بسيار مفيد باشد. بديهي است ورودي‌هاي ديگري نيز مي‌تواند براي مذاكره در نظر داشت؛ مثلا بحث آناليز ريسك مذاكرات، مي‌تواند يكي از ورودي‌هاي حياتي و تعيين‌كننده مذاكرات باشد. به رغم كم بودن يا متعدد بودن، آنها همگي بر يك اصل پافشاري مي‌كنند و آن اينكه قبل از هر مذاكره‌اي بايستي به آمادگي كامل رسيده و در شرايط خوب اطلاعاتي حضور پيدا كرد. بديهي است داشتن اطلاعات خوب، يكي از ابزار‌هاي قدرت در مذاكره به حساب مي‌آيد كه مي‌تواند موضع فرد را به نحو قابل‌ملاحظه‌اي بهبود بخشد. به طور خلاصه، مي‌توان گفت قبل از هر مذاكره‌اي بايستي در خود ايجاد‌قدرت كنيم و آن نيز از طريق دستيابي به ابزار‌هاي قدرت است كه مي‌تواند باعث تمايز‌ها و ارجحيت‌ها شود. بدين رو به جد درخواست مي‌شود قبل از مسلح شدن به ابزارهاي قدرت، براي مذاكره اقدامي صورت نگيرد؛ زيرا مذاكره در موضع ضعف هميشه موجب از دست دادن امتيازات فراوان و تبديل مذاكره دو طرفه به مذاكره يك طرفه مي‌شود. در سطر‌هاي پيشين، به بخشي از ورودي‌هايي كه مي‌توانند به عنوان ابزار‌هاي قدرت يا وجوه تمايز منجر شود، اشاره كرد؛ همانند تخصص، ارتباط، اقتدار فردي، قدرت مالي، قدرت سياسي، قدرت اقتصادي، قدرت علمي، قدرت فني و تكنولوژيكي، قدرت نظامي، قدرت دسترسي به رسانه‌ها و... از اين رو در انتهاي مبحث خاطرنشان مي‌شود كه مرحله پيش مذاكره، به مراتب مهم‌تر از مرحله مذاكره و پس مذاكره بوده، بدين رو بايد دانست ضرورت يادگيري اصول و قواعد مذاكره ما را از عمليات پيش مذاكره به هيچ وجه بي‌نياز نمي‌سازد.
منبع: كتاب اصول،فنون و هنرمذاكره

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

يكي از فنوني كه يادگيري و تمرين آن در حوزه بازاريابي و روابط عمومي به شدت بايد مورد توجه قرار گيرد هنر مذاكره است كه زمينه ساز ارتباط و تداوم آن براي توسعه كسب و كار بين بنگاه ها مي شود. در اين مطلب نكاتي چند در خصوص آداب مذاكره را با هم مرور مي كنيم.   تعيين وقت مذاكره: هيچ‌وقت بدون اطلاع و آمادگي قبلي با كسي مذاكره نكنيد و هيچ كسي را نيز در چنين موقعيتي قرار ندهيد.

* تعيين افراد مذاكره‌كننده: قبل از مذاكره بدانيد كه با چه كساني و با چه سمتي مذاكره داريد قتي از جنبه‌هاي گوناگون يك مساله‌ آگاه باشيد، با اعتماد به نفس بيشتري راجع به آن صحبت مي‌كنيد و اين حس مثبت خود را به شنونده نيز منتقل خواهيد كرد.
- با اشاره به ارزش و اهميت موضوع، علت انتخاب خود را در پرداختن به آن بيان كنيد و در صورت لزوم جزيياتي كه مرتبط با مساله‌ باشند را نيز تشريح كنيد.
- ديگران را در بحث خود وارد كنيد و از نظرات آنها نيز مطلع شويد، چرا كه اگر تا انتهاي بحث پيش برويد، امكان دارد نقاط كور و مبهمي ‌براي شنوندگان ايجاد شده باشد و آنها فرصت ابراز عقيده يا سؤال در آن موارد را نداشته باشند.
- هرگز فكر نكنيد سكوت حضار دقيقاً به معناي تأييد و همراهي با گفته‌هاي شماست. حتي اگر سكوتي نيز حكمفرما شد، سعي كنيد با طرح برخي سؤالات در ارتباط با موضوع آنها را به شركت در بحث تشويق كنيد.
- از مكث‌هاي طولاني و توپوق زدن جداً بپرهيزيد؛ زيرا اين گونه موارد نه تنها حاكي از عدم تسلط و آگاهي كافي شما نسبت به موضوع است، بلكه هماهنگي و ارتباط ميان موارد را از ميان مي‌برد و در ضمن موجب حواس پرتي شنوندگان و خارج شدن رشته گفتار از دست شما مي‌شود؛ البته‌اين كار نياز به تمرين دارد، اما ضروري و ممكن است.
- توجه داشته باشيد حتي عامي‌ترين مردم نيز قادر به درك ميزان توانايي شما در بيان، كلام و نحوه گفتار هستند. مردم هميشه به خود افراد توجه دارند نه به مدرك و درجه تحصيليشان، پس اگر عالي ترين مدارك تحصيلي را نيز داشته باشيد، اما در انتقال مفاهيم و مقاصد مورد نظر خود ناتوان باشيد، موفقيتي كسب نخواهيد كرد.
- موارد فوق، نكاتي ساده اما مهم را به شما يادآوري مي‌كنند كه با وجود ساده بودن نياز به تمرين و صرف وقت دارند كه ما اميدواريم شما نيز با رعايت آنها در زندگي اجتماعي و كارهاي خود، به موفقيت‌هاي روزافزون دست يابيد.

http://www.vivannews.com/Pages/News-_سخنراني-2723.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۲:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مقدمه:

زبان، مهمترين وسيله ارتباط، گفتگو و برقراري تماس و تعامل با ديگران است. انسانها بعضاً به مدد زبان، با اشيا، حيوانات و وسايل پيرامون خود به نحوي عاطفي و احساسي نيز سخن مي گويند و خواسته ها و تمايلات خويش را با آنها در ميان مي گذارند.

سخن گفتن و بيان مطلب، مقوله اي است كه مي تواند به نوعي به پيشبرد اهداف و برنامه هاي ما كمك شاياني نمايد. شايد براي شما بسيار پيش آمده باشد كه با سخني مناسب، تاثيرگذار و پرجاذبه عده اي را با نظر و خواسته خود موافق و همراه كرده باشيد و چه بسا گاهي اتفاق افتاده كه بخاطر نداشتن نفوذ كلام و عدم ارتباط مطلوب، ديگران پذيرش حرفها و مطالب ما را نداشته و نتوانسته ايم توفيق چنداني حاصل نماييم.

از سوي ديگر، در سطح جامعه اگر توجه كرده باشيم در مي يابيم كه موفقيت و محبوبيت برخي از افراد مديون و مرهون زبان خوب، بيان شيوا و گفتار دلنشين آنان است. گو اينكه آنان با كلام خود افراد را جادو كرده ودر اعماق جسم و روح مخاطبان خو جاي مي گيرند و وارد مي شوند.

در هر حال زبان،گفتار، سخن موهبتي است كه بحث و بررسي پيرامون آن مجال بيشتري از اين مختصر را مي طلبد و اين بشر است كه با اين ويژگي ممتاز و اين سلاح بزرگ، حساس و پراهميت مي تواند در عرصه هاي زندگي، كار و حيات خود دگرگوني، پويايي و … را حاصل نمايد و چه زيبا گفته شاعر كه:

تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد

پس از ذكر مقدمه فوق در ادامه قصد داريم ابتدا برخي ويژگيهاي گفتار و سخن را به اختصار برشمرده و سپس مطالبي را پيرامون يك سخنراني اثربخش ذكر نماييم. اميد است مورد توجه اصحاب ارتباطات، مديريت و روابط عمومي ها قرار گيرد.

ويژگيهاي گفتار و سخن

به نظر مي رسد كه اگر كلام، سخن و گفتار ما داراي ويژگيهاي زير باشد ما در ارتباطات و امور روزمره خود توفيق بيشتر و مطلوبتري خواهيم داشت. به ديگر سخن، كلام، گفتار و بيان ما بايد:

1- حتي الامكان بر اساس منطق و پايه هاي علمي باشد.

2- ترجيحاً از روي احساسات و عواطف و حب و بغض نباشد.

3- منفعلانه و از روي عصبانيت وتعجيل نباشد.

4- منقطع، بريده بريده و نامفهوم نباشد.

5- در جهت رضاي حق تعالي و خشنودي او باشد.

6- بخاطر خوشايند اين و آن و يا بخاطر دشمني با كسي نباشد.

7- بيهوده، پراكنده و بي پروا و بي ادبانه نباشد.

8- شفاف، صريح، ساده و بي پيرايه باشد.

9- قوي، مستحكم، ماندگار و جامع و مانع باشد.

10- بي روح ،گنگ، ناممكن و بي سروته نباشد.

هر چند كه بجز مطالب گفته شده درباره ويژگيهاي يك سخن و گفتار مي توان نكات ديگري را گفت اما به همين اندازه بسنده كرده و ذيلاً به قسمت بعدي مطلب مي پردازيم.

ويژگيهاي يك سخنراني اثربخش:

قبل از هر چيز، براي آنكه يك سخنراني اثربخش باشد بايستي مقدمات و تمهيدات مربوط به آن به خوبي مديريت شده باشد. مثلاً:

وقت برگزاري سخنراني:

الف ) صبح باشد (چه ساعتي)

ب ) عصر باشد (چگونه)

ج) اوايل هفته باشد يا آخر هفته

د) روز تعطيل باشد يا غير تعطيل

ه) در وقت روزهاي گرم سال باشد يا سرد

و) در مناسبتي خاص باشد

و…

مكان برگزاري سخنراني:

الف ) از نظر مسافت و موقعيت جغرافيايي و نحوه دسترسي شركت كنندگان

ب) از لحاظ نور_ صدا_ تهويه و …

ج) داراي فضاي سبز و درخت و … است يا در ميان انبوه ترافيك و صدا و ….

د) گنجايش لازم و وسعت كاري

ه) محل پذيرايي از ميهمانان خاص

و) پاركينگ و عبور و مرور

ز)آبخوري و سرويسهاي بهداشتي

ح) امكانات از لحاظ برقراري ارتباطات (فاكس _ اينترنت _ تلفن و … )

ي) دكور و چيدمان وسايل مربوطه

سخنران

الف) مشهور است، محبوب است.

ب) داراي مقام و موقعيت خاصي در اجتماع مي باشد.

ج) جزكدام گروه، حزب و يا قوم و قبيله اي است.

د) اصالت خانوادگي و سوابق خدمتي.

ه) مدارك تحصيلي خود را از چه مراكزي دريافت كرده است.

و) حاميان و طرفداران او چه كساني هستند.

ز) چه ويژگيهاي فردي و شخصيتي بارزي دارد؟

برگزار كنندگان:

الف) چه قصدي و هدفي را دنبال مي كنند.

ب) سازمان و يا مركز خاصي است يا بوسيله تشكلهاي غيردولتي برگزار مي شود.

ج) كار دعوت و پذيرايي را به خوبي برنامه ريزي كرده اند.

د) نكات ايمني، بهداشتي و حفاظتي لازم را مدنظر قرار داده اند.

ه) داراي وحدت نظر و انسجام و هماهنگي هستند.

و)بروشور و برگه هاي اطلاع رساني لازم را آماده نموده اند.

شركت كنندگان (مخاطبان):

الف) قشر خاصي از جامعه هستند.

ب) انفرادي دعوت شده اند يا با خانواده.

ج) براي سرگرمي آمده اند يا استفاده علمي تخصصي.

د) براي سرگرمي كودكان و فرزندان برنامه هاي خاصي تدارك ديده شده است.

ه) سرويس براي رفت و آمد آنان مهيا شده است.

و) از محتوا و هدف برگزاري سخنراني اطلاع دارند.

اما اكنون مي پردازيم به بيان ويژگيهاي يك سخنراني اثربخش:

يك سخنراني براي يك جمع كوچك و كم تعداد به مراتب كم دردسرتر از يك سخنراني با تعداد زيادي مخاطب است در اينگونه موارد بايستي با استفاده از حركات دست، ايما و اشاره و مديريت خوب زمان، كار سخنراني را به پيش برد.

ممكن است در بخش پرسش و پاسخ و يا در خلال سخنراني عده اي سوالات غيرمعمول از شما داشته باشند مي بايست مراقبت نماييد در دام آنها گرفتار نشويد كه در آن صورت مجلس از دست شما خارج خواهد شد. در اينگونه موارد بهتر است اول تكليف را روشن كنيد و بيان نماييد كه به سوالات خارج از موضوع و يا در لابلاي برنامه سخنراني پاسخ نخواهيد داد.

با آوردن مثالهاي ملموس، كاربردي و روزمره، جملات، اشعار، ضرب المثلهاي معروف، خاطرات جذاب، تجربيات گذشته، يافته هاي علمي و … گهگاه فضاي سخنراني را تلطيف نماييد تا كار شما كسالت آور و خسته كننده نباشد.

مطالب خود را حتي الامكان خلاصه و كوتاه بگوييد و براي اينكار يادداشتهاي كوچكي حاوي سرفصل و كلمات كليدي سخنراني تهيه و آماده كنيد تا روند سخنراني و ارائه مطالب روال معقول و خوشايندي داشته باشد.

گاهي اوقات از حضار و شركت كنندگان بخواهيد كه كلمات آخر كلام شما را بيان كرده و از اين طريق مشاركت بيشتري به آنها در ارائه مباحث بدهيد.

هر گونه حركات حاضرين را زيرنظر داشته باشيد ممكن است هر حركت آنان پيامي بدنبال داشته باشد. مثلاً اگر آنها زياد به ساعت خود نگاه مي كنند يا بر روي صندلي مدام جابجا مي شوند و يا كارهايي مشابه انجام مي دهند احتمالاً بدين معني است كه:

الف) خسته شده اند.

ب) وضعيت تنفس و هواي مكان برگزاري مناسب نيست.

ج) شما بيش از وقت تعيين شده صحبت كرده ايد.

د) مطالب ديگر جاذبه و پذيرش لازم را ندارند.

در بين سخنراني پرانرژي و پويا باشيد. در حقيقت روح شادابي و نشاط را به حاضرين انتقال بدهيد و آنها را متمايل كنيد به اينكه تا پايان همراه شما باشند.

مي توانيد گاهگاهي تن صداي خود را بالا، پايين كنيد و توجه افراد را بدين ترتيب همواره با خود داشته باشيد.

ميكروفون همانقدر كه مي تواند در كيفيت كار شما اثر خوب داشته باشد همانقدر هم مي تواند آزار دهنده و اذيت كننده باشد. مراقب ميكروفون باشيد.

نوع بكارگيري و هنر استفاده از دستها و قدرت آنها در فهم و انتقال مطالب خيلي مهم است.

اگر بخشي از سخنراني شما توجه زيادي را مي طلبد دستهاي خود را بيشتر باز كنيد يا بالا و پايين ببريد.

نوع پوشش و لباس شما هم بي تاثير در ارائه سخنراني نيست.

لباسهاي رنگ و رو رفته، بدون اطو و چروك و ناصاف، كفشهاي نامناسب،آرايش مو و صورت هر كدام عواملي هستند كه مي توانند كار شما را تحت الشعاع قرار دهند.

مثلاً در حين سخنراني متوجه مي شويد كه يك نفر مدام به كفشهاي شما نگاه مي كند. خوب كه دقت مي نماييد در مي يابيد كه فرضاً بندهاي كفش شما باز شده و يا خيلي كثيف هستند.

گاهي مي توان از اسلايد، اورهد، پاورپوينت ( Power Point )، شعر، داستانهاي كوتاه و وسايل سمعي و بصري براي انتقال بهتر مطالب استفاده كرد، بعلاوه آنكه نمودارها، اعداد و ارقام (آمار) و تخته سياه (وايت برد) هم ياري رسان شما هستند تا مطالبتان مستندتر باشند.

جو و شرايط حاكم بر جلسه سخنراني را بخوبي ارزيابي و درك نماييد. اگر احساس كرديد كه شنوندگان ظرفيت حرفهاي مبتني بر شوخي و مزاح را ندارند از آنها پرهيز كنيد.

هميشه ممكن است عده اي نخاله و يا غيرنرمال در مجلس سخنراني وجود داشته باشند بايد بتوانيد آنها را اداره كنيد تا اوضاع را به هم نريزند.

براي دريافت بازخورد حاصل از سخنراني خود، در پايان، آدرس پست الكترونيكي(E_mail ) آدرس اينترنتي و يا تلفن خود را بيان كنيد تا نقاط قوت و ضعف شما را منعكس نمايند.

در ابتداي سخنراني يك بيوگرافي مختصر و مفيد از خود براي حاضرين ارائه دهيد اين كار باعث مي شود شما را بيشتر باور نمايند.

در پايان نيز، يك چكيده و خلاصه در چند خط از موضوع و محتواي سخنراني را ارائه نماييد.

بي طرفي، انصاف، عدالت، حق گويي را در سراسر طول سخنراني رعايت كنيد.

اگر با لهجه خاصي صحبت مي كنيد مراقب باشيد كه در افراد جاذبه يا دافعه خاصي ايجاد نكند.

علاوه بر اينكه سخنان و گفتار شما در اذهان افراد باقي مي ماند، حركات و اعمال شما نيز به ياد ماندني خواهند بود.

طوري به شنوندگان نگاه نكنيد كه احساس شود با فرد يا گروه خاصي بيشتر ارتباط داريد.

آدرس هاي بيشتر، منابع و ماخذ تكميلي و مطالبي كه به صورت جنبي مي توانند براي فهم و درك شنوندگان مفيد واقع شوند را براي حاضرين اعلام و معرفي نماييد.

از علم روانشناسي، جامعه شناسي، مردم شناسي سعي كنيد براي ارائه سخنراني بهتر بهره بگيريد.

بزرگ كردن خود را در كوچك پنداشتن و تحقير ديگران نبينيد. افكار عمومي قاضي و داور خوبي در مورد سخنان و مطالب ما هستند.

اداره جلسه سخنراني كه مخاطبان آن اقشار گوناگون جامعه باشند بسيار سخت و فني تر است از جلسه اي كه شنوندگان سخنان شما مثلاً همه دكتر، دانشجو و يا مهندس هستند و اين حالت رسالت كاري شما را حساس تر مي نمايد كه مراقبت و توجه بيشتري داشته باشيد.

از توجه حاضرين و زحمات برگزاركنندگان تشكر و قدرداني كنيد و سعي كنيد در صورت امكان ارتباط نزديكتر و گرمتري با شنوندگان پس از پايان جلسه سخنراني داشته باشيد.

هر چقدر شتاب و تعجيل در بيان كلمات و جملات بيشتر باشد امكان تپق زدن و اشتباه هم بيشتر مي شود، پس شمرده و با اعتماد به نفس صحبت كنيد.

چهره بشاش، احترام و رعايت ادب و كرامت انساني، استفاده از تكيه كلامهاي دلنشين و درك روحيات، عواطف و تمايلات شنوندگان نكات با اهميتي هستند كه نبايستي از آنها غفلت نمود.

اميد است مديران، صاحب نظران و بويژه شاغلان بخش روابط عمومي و ارتباطات در سازمانها، مراكز آموزشي و … بتوانند با بهره گيري از اينگونه نكات يك سخنراني مفيد و موثري داشته باشند.

منابع و ماخذ براي مطالعه بيشتر:

اصل اين نوشتار تحت عنوان:

A Short Guide To Effective Public Speaking

از اينترنت استخراج شده است.

جزوه درسي ارتباطات انساني _ ترجمه و تاليف حسن خسروي.

آرميچل، ترنس _ مردم در سازمانها _ ترجمه دكتر حسين شكر كن _ انتشارات رشد _ چاپ دوم پاييز 1377 .

باترا، ويجي و پرامد _ انديشه هاي خوب براي همه _ ترجمه هيبت ا …. اسدي _ انتشارات آستان قدس رضوي _ چاپ اول 1381 .

دكر، برت _ مديريت فرآيند ارتباطات موثر _ ترجمه دكتر بهزاد رمضاني _ انتشارات نشر دايره _ چاپ اول تابستان 1379 .

حسن خسروي _ فوق ليسانس مديريت _ مدرس علوم ارتباطات و مديريت

امير خسروي _ ليسانس مديريت _ پژوهشگر علوم مديري
امتیاز:
 
بازدید:
[